تبليغاتX
كانون فرهنگيان شهرستان نايين 1
 
كانون فرهنگيان شهرستان نايين 1
 
 
صنفي - فرهنگي-اجتماعي
 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 11:27  توسط بهار 1  | 

 

جناب آقاي عبد الرضا باقري عضو كانون فرهنگيان  اصفهان

 در گذشت پدر بزر گوارتان را به شما و خاندان بزرگوار تسليت مي گوييم

كانون فرهنگيان اصفهان

 

 

 

جناب آقاي عبد الرضا باقري

 عضو معزز كانون محترم فرهنگيان  اصفهان در گذشت پدرگرامي را به شما و خاندان بزرگوار تان تسليت مي گوييم

هيأت مؤسس كانون فرهنگيان نايين

 

 

اطلاعيه

به مناسبت در گذست پدر آقاي عبد الرضا باقري امروزی دوشنبه۱۳/۳/۸۶ بعد از ظهر مراسم يادبودي درشهرضا بر گذار ميشود

 

 

 

09139163845

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 10:13  توسط بهار 1  | 
‏بسمه تعالي ‏
 
‏ديدار و گفتگوي اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي معلمان ايران با آيت الله العظمي منتظري ‏

(در تاريخ ‏1387/2/10‏)‏


‏ ‏شوراي مركزي انجمن اسلامي معلمان ايران به همراه‏ ‏شوراي انجمن اسلامي معلمان قم ضمن حضور در بيت‏ ‏حضرت آيت الله العظمي منتظري با ايشان ديدار و تبادل نظر‏ ‏كردند. مشروح سخنان ديداركنندگان و سپس سخنان فقيه‏ ‏عاليقدر چنين است :
‏ ‏
‏ ‏آقاي محمدي (مسئول دفتر مركزي انجمن اسلامي‏ ‏معلمان ايران):
‏ ‏ضمن عرض تشكر همان گونه كه اطلاع داريد انجمن‏ ‏اسلامي معلمان قبل از انقلاب تشكيل شد و مؤسس آن‏ ‏شهيدان بهشتي ، باهنر و رجايي بودند و برخي ديگر كه الان‏ ‏بين ما نيستند و تعدادي هم شهيد شده اند. اين انجمن‏ ‏همواره در جريان مبارزات به ويژه در آموزش و پرورش‏ ‏منشأ اثر بوده است و در حقيقت واسطه اي است ميان‏ ‏مسئولين آموزش و پرورش و معلمين سراسر كشور كه به‏ ‏قم آمده اند تا از محضر علما كسب فيض كنند. دوستاني كه‏ ‏خدمت رسيده اند همگي از پيش كسوتان عرصه تعليم و‏ ‏تربيت و مديران اجرايي اين بخش و بخش هاي ديگر‏ ‏بوده اند كه متأسفانه در انتخابات اخير علي رغم سوابق‏ ‏درخشان خدمت و مديريت به اتهام عدم التزام به اسلام‏ ‏برخي از آنان رد صلاحيت شدند.
‏ ‏
‏ ‏آقاي الحسيني (عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي‏ ‏معلمان):
‏ ‏من هم به نوبه خودم تشكر مي‎كنم . بحثي كه فعلا مطرح‏ ‏است ارتباط فرهنگ عمومي جامعه و خرافاتي است كه روز‏ ‏به روز به آنها دامن زده مي‎شود و خود موجب‏ ‏نابهنجاري هايي شده است ، كه اين روند به شدت روي‏ ‏جامعه اثر گذاشته و از سويي فرقه گرايي به ويژه در نقاط‏ ‏سني نشين تشديد شده است . بحث ديگر انفعال مردم است‏ ‏كه به شدت مردم از جهت سياسي تحقير شده اند، رأي آنها‏ ‏كم اثر شده است و وضعيت انتخابات مجلس هشتم را هم‏ ‏كه ملاحظه فرموديد. وضعيت فقر عمومي هم از مباحث مهم‏ ‏است كه توان و رمق از مردم گرفته شده است و اين‏ ‏تحقيرهاي همزمان در عرصه سياسي و اقتصادي موجب‏ ‏شده است كه فقر فرهنگي هم شدت يابد. خروجي هاي‏ ‏مدارس از دو دسته خالي نيستند يا آدم هاي افراطي تربيت‏ ‏شده اند كه به ظاهر عبادت مي‎كنند، اما به شدت از منطق‏ ‏گريزان هستند، افرادي خشك و متعصب كه موجب زدگي‏ ‏ديگران هم شده اند. دسته ديگر آدم هايي هستند كه از آن‏ ‏طرف لائيك شده و هيچ قيد و بند مذهبي ندارند. اين‏ ‏رفتارها همگي عكس العمل كارهاي مسئولان فرهنگي ،‏ ‏سياسي و اقتصادي است و رفتار نظام تعليم و تربيت روي‏ ‏آنها اثر گذاشته است . متأسفانه بحث فقر اقتصادي معلمين‏ ‏هم موجب شده كه آنها انگيزه كافي براي تدريس نداشته‏ ‏باشند. با توجه به خط فقري كه اعلام شده - 650 هزار تومان‏ ‏در ماه - معلمان زير خط فقرند و بر اين اساس ، شغل دوم و‏ ‏سوم آنها اجازه نمي دهد متوجه تعليم و تربيت شوند.‏ ‏تحقيرهاي عمومي روي آنها هم اثر گذاشته است و سبب‏ ‏شده است بچه هاي مردم كه امانت دست آنها هستند از‏ ‏لحاظ علم و تربيت موفق نباشند.
‏ ‏اميدواريم علماي حوزه كه خود اين دردها را احساس‏ ‏مي‎كنند ما را راهنمايي كنند، چاره انديشي كنند كه ما هم‏ ‏بتوانيم وظيفه مان را به خوبي انجام دهيم .
‏ ‏
‏ ‏آقاي دوزدوزاني (عضو انجمن ، اولين فرمانده سپاه و‏ ‏وزير ارشاد شهيد رجايي):
‏ ‏بنده هم از بزرگواري حضرتعالي تشكر مي‎كنم . هفته ‏ ‏معلم است و لازم ديديم خدمت بزرگان برسيم . دوستان‏ ‏مطالبي گفتند كه حرف همه است . بحث آميخته شدن جامعه‏ ‏به خرافات خيلي جدي است و جامعه را تحت تأثير قرار‏ ‏داده است . جامعه ما "اسلاميت " را يدك مي‎كشد اما اسلامي‏ ‏كه استشمام مي‎كنيم ظاهرا از اسلام حقيقي دور است . از يك‏ ‏سو شعارها و فرياد و سر و صدا هست اما از محتوا خالي‏ ‏شده ايم . من پيش خود فكر مي‎كردم اگر ما از اسلام دم‏ ‏نمي زديم بهتر بود. در هر حال در اين وضعيت احساس‏ ‏كرديم لازم است خدمت بزرگان برسيم كه بدانيم واقعا‏ ‏حوزه و علما براي اين معضل چه طرحي و برنامه اي دارند تا‏ ‏با پيگيري آن به وضعيت روشني برسيم تا اسلام زلال و ناب‏ ‏را كه بتواند قرائت هاي مختلف را جواب دهد بهتر بشناسيم‏ ‏و بتوانيم شبهات را پس بزنيم . درباره انجمن اسلامي‏ ‏معلمان هم كه اطلاع داريد در جريان انقلاب و پس از آن‏ ‏حركت هاي موفقي داشت و اعضاي آن داراي سوابق‏ ‏درخشاني در دوره هاي مختلف مجلس بوده اند ولي امثال‏ ‏اين جانب به عنوان عدم التزام عملي به اسلام معرفي مي‎شوم‏ ‏و توسط شوراي نگهبان رد صلاحيت شده ام . خيلي هم راحت‏ ‏در اين نظام چنين تهمتي مي‎زنند. اميدوارم با رهنمودهاي‏ ‏خود ما را راهنمايي فرماييد.
‏ ‏
‏ ‏آيت الله العظمي منتظري :


‏ ‏اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
‏ ‏بسم الله الرحمن الرحيم


‏ ‏در وهله اول از آقايان تشكر مي‎كنم كه احساس مسئوليت كرده ايد و‏ ‏زحمت مي‎كشيد و مطالب و مشكلات را مطرح مي‎كنيد. همين احساس‏ ‏مسئوليت شما مطلب مهمي است كه اميدوارم به نتايج خوبي برسد.
‏ ‏آيت الله خميني (ره) شعارهايي مطرح كردند چون : "استقلال ، آزادي و‏ ‏جمهوري اسلامي ". ايشان درباره آزادي بيان در پاريس مي‎گفتند: "در‏ ‏حكومت آينده ما حتي كمونيست ها هم آزادند تا نظرات خودشان را‏ ‏مطرح كنند". ما هم به پيروي از ايشان به مردم وعده آزادي داديم . گفتيم : در‏ ‏رژيم آينده ديگر كسي زنداني نمي شود، تبعيد نمي شود ان شاء الله اوضاع‏ ‏عوض خواهد شد. خود مرحوم آيت الله خميني بارها مي‎گفتند: ميزان رأي‏ ‏مردم است اما با اين همه شعار و حرف كار به جايي رسيده است كه افراد با‏ ‏سابقه ، متدين و خدمتگزار به مسلمان نبودن متهم مي‎شوند و به آنان‏ ‏تهمت مي‎زنند كه ملتزم به اسلام نيستند. آيا فكر كرده اند متهم كردن افراد‏ ‏مسلمان ، معتقد و متدين به عدم التزام به اسلام گناه بزرگي است . اين‏ ‏"تفسيق " مردم است ، آيا شرعا جايز است ؟! برخوردهايي كه در ايام‏ ‏انتخابات شد واقعا خلاف شرع و قانون بود. بندگان خدا را با‏ ‏انحصارطلبي از حقوق خود محروم كردند. بارها عرض كردم فلسفه‏ ‏وجودي اصل 99 اين بود كه در زمان شاه دولتي ها در امر انتخابات دخالت‏ ‏مي‎كردند. مي‎گفتند فلاني بايد از صندوق ها بيرون بيايد. پس از انقلاب در‏ ‏مجلس خبرگان براي جلوگيري از دخالت هاي متصديان امور و براي‏ ‏جلوگيري از تكرار وضعيت سابق آنجا مطرح شد به نظرمان آمد شوراي‏ ‏نگهبان نظارت كند چون منصوب از طرف امام و لابد نهادي قديس اند و‏ ‏جلوي دخالت ها و تصرف ها را خواهند گرفت و ضامن اجراي آزادي در‏ ‏جامعه خواهند بود. غافل از اين كه آقايان خودشان را فعال مايشاء قرار‏ ‏داده اند و انتخابات شده است دو مرحله اي ، اول آقايان انتخاب مي‎كنند‏ ‏سپس مردم از بين منتخب هاي آنان انتخاب مي‎كنند. در اين دوره كه‏ ‏وزارت كشور هم وارد اين كارها شد. اين درست نيست كه اگر كسي ما را‏ ‏قبول ندارد او را انگ عدم التزام به اسلام بزنيم و مزاحم او شويم ، يا‏ ‏بگوييم او متعهد نيست . يك وقتي من به مرحوم امام خميني گفتم آقا! يك‏ ‏كسي است مي‎گويد من با رجوي رفيقم به او هم علاقه دارم و از آخوندها و‏ ‏حتي آيت الله خميني خوشم نمي آيد اما مي‎خواهم دنبال كسب و كارم‏ ‏باشم ، و كاري هم با شما ندارم ، آيا اين شخص بايد در زندان نگه داري‏ ‏شود يا آزادش كنيم ؟ ايشان گفتند: براي چه نگهش داريم من نه خدايم نه‏ ‏پيامبر نه امام معصوم ! حالا من را قبول ندارند نداشته باشند. وقتي قصد‏ ‏ضربه زدن ندارد برود دنبال زندگي اش با هر عقيده اي كه دارد.
‏ ‏اين ايام مصادف است با هفته معلم و شهادت آيت الله مرتضي مطهري‏ ‏كه مي‎بينيم همزمان با اين ايام نام ايشان مطرح مي‎شود، عكس ايشان‏ ‏پخش مي‎شود; در صورتي كه خوب است فقط جنبه شعاري و صوري‏ ‏نباشد و واقعا اهداف ايشان بيان شود. واقعيت مطلب اين است كه در اقشار‏ ‏زحمت كش جامعه ما مظلومتر از قشر معلم وجود ندارد. براي اين كه‏ ‏حقوق و درآمد آنها از نصف يك زندگي فقيرانه هم كمتر است . اگر صاحب‏ ‏مسكن نباشد كه اين حقوق دريافتي آنها كفاف كرايه خانه را هم نمي دهد -‏ ‏امامان عليهم السلام ما اگر مشكلات داشته اند حداقل مستأجر نبودند - در‏ ‏حالي كه پست هاي زيادي در كشورهست كه به بهانه هاي مختلف‏ ‏حقوق هاي كلاني دارند، پول هاي كلاني به خارج از كشور مي‎دهند ولي‏ ‏معلم ها از نظر معيشت در رده پاييني قرار دارند. با اين كه اگر به فرهنگ و‏ ‏تعليم و تربيت اهميت مي‎دهيم اگر آينده كشور و آيندگان را مي‎خواهيم‏ ‏بايد به همين قشري كه فرزندانمان را در مدارس تربيت مي‎كنند بها بدهيم .‏ ‏هر كسي مي‎آيد وعده هايي مي‎دهد، بر اثر فشارها معلم ها تحصن و تجمع‏ ‏مي‎كنند اما جز وعده و وعيد خبر ديگري نيست . اگر به دنبال فراگيري‏ ‏معارف ديني هم هستيم در همين مدارس مي‎توانيم زمينه سازي كنيم و‏ ‏مباني ديني فرزندان را تقويت و محكم كنيم . ان شاء الله مسئولين از خواب‏ ‏غفلت بيدار شوند و در مسئله مهم فرهنگ ، تعليم و تربيت واقعا‏ ‏سرمايه گذاري كنند.
‏ ‏اين ايام ضمنا مصادف است با درگذشت عالم رباني ديگر مرحوم‏ ‏آيت الله حاج شيخ نعمت الله صالحي كه حقيقتا از علماي زاهد و با تقوا‏ ‏بود. و متأسفانه مورد ظلم واقع شد، با اين كه كتب با ارزش ايشان خواندني‏ ‏است . من كتاب با ارزش "غلو" ايشان را نخوانده بودم - شما به بحث‏ ‏خرافات و غلو اشاره كرديد - اخيرا من اين كتاب را تا آخر خواندم ، خيلي‏ ‏با ارزش است . حالا هم غلو و خرافات در جامعه دارد رشد پيدا مي‎كند.‏ ‏دين ، امامت ، امام زمان (عج ) جنبه ابزاري پيدا كرده است . مسئله دارد لوث‏ ‏مي‎شود، جوري مي‎شود كه كم كم نسل جوان مي‎گويد اصلا پيداست‏ ‏خبري نيست . يك روز بحث استقبال از ايشان مطرح مي‎شود. اينها استفاده ‏ ‏ابزاري از اسلام و امام زمان (عج ) است و گناه بزرگي است . بارها گفته ام‏ ‏زمان شاه اگر كار خلافي مي‎شد به آن رنگ و بوي اسلام نمي دادند. حالا‏ ‏چند نفر از آقايان خودشان را اسلام مجسم مي‎دانند.
‏ ‏واقعيت اين است كه با اين جور برخوردها مردم را از دست مي‎دهند.‏ ‏بايد كاري كرد كه دل مردم به دست آيد، بيت المال مال اين مردم است . اين‏ ‏گونه نيست كه اختيارش دست چند نفر باشد هرجور بخواهند‏ ‏تصميم گيري كنند. اگر ولايت فقيه هم در قانون اساسي آمده معني اش اين‏ ‏نيست كه يك نفر همه كاره باشد و مابقي مردم اهميت نداشته باشند. در‏ ‏قانون اساسي ما فقط اصل ولايت فقيه نيست ، اصول ديگري هم هست‏ ‏مانند اصول مربوط به حقوق ملت . آنها را رها كرده اند فقط همين را‏ ‏گرفته اند. و تا چيزي گفته مي‎شود مي‎گويند: "مرگ بر ضد ولايت فقيه " و آن‏ ‏را چماق كرده اند براي زدن بر سر افراد. اين ولايت فقيه را ما پر و بال‏ ‏داديم ، كتاب درباره اش نوشتيم ، ولايت فقيه يعني فقيه ناظر باشد كه احكام‏ ‏اسلامي در كشور اجرا شود، نه اين كه يك نفر فعال مايشاء باشد. پيامبر(ص )‏ ‏و حضرت امير(ع ) هم خودشان را فعال مايشاء نمي دانستند. خود‏ ‏اميرالمؤمنين در خطبه 216 فرمودند:"فلا تكفوا عن مقالة بحق او مشورة‏ ‏بعدل فاني لست في نفسي بفوق ان اخطيء" يعني شما از گفتار حق و‏ ‏مشورت عادلانه صرف نظر نكنيد. من ذاتا فوق خطا نيستم . حضرت با اين‏ ‏كه معصوم اند اين گونه حرف مي‎زنند و خود را ذاتا فوق خطا نمي دانند.‏ ‏حالا جوري شده است كه هر كس انتقادي و اشاره اي به آقايان مي‎كند فورا‏ ‏به زندان محكوم مي‎شود. از باب مثال حجة الاسلام آقاي هادي قابل با‏ ‏سوابق انقلابي اش و خدمت پس از انقلاب ، يا آقاي عمادالدين باقي - كه از‏ ‏حقوق زندانيان دفاع مي‎كرد - زنداني شده اند.
‏ ‏در هر صورت مشكلات بسيار است ولي با اين حال اميدوارم نااميد‏ ‏نشويد، عافيت طلبي و بي تفاوتي پيشه نكنيد و به فكر جامعه باشيد و صبر‏ ‏و تحمل داشته باشيد. سوره "والعصر" را بخوانيد كه انسانهاي با ايمان را‏ ‏داراي صبر و تحمل مي‎داند و مي‎گويد آنها تواصي به حق و صبر مي‎كنند.‏ ‏انسان با احساس مسئوليت نبايد از مشكلات هراس داشته باشد. فوقش‏ ‏زندان مي‎كنند يا مي‎كشند. يك وقت يكي از بزرگان به من گفت : ائمه (ع )‏ ‏در مقابل حكومت ها ساكت بودند، گفتم : كه اولا: ساكت نبودند اگر ساكت‏ ‏بودند پس چرا شهيدشان مي‎كردند و ثانيا; امام حسين (ع ) هم جزو ائمه‏ ‏بودند. گفت : حالا او حسابش جداست . گفتم : يعني امام حسين (ع ) امام‏ ‏نبود؟! در زيارت نامه امام حسين (ع ) مي‎خوانيم : "اشهد انك قد اقمت‏ ‏الصلوة و آتيت الزكاة و امرت بالمعروف و نهيت عن المنكر" پس بايد از‏ ‏امام حسين (ع ) الگو گرفت و ايشان را اسوه قرار داد و بي تفاوت نبود و به‏ ‏اندازه قدرت و توان از دين اسلام و حقوق مردم دفاع كرد.
‏ ‏مشكلات اقتصادي مردم هم كه اشاره كرديد واقعا مهم است . نفتي كه‏ ‏الان حدود 115 دلار است و پيش بيني مي‎شود تا 200 دلار هم برسد با اين‏ ‏حال اقشار بي بضاعت جامعه در زندگي شان بهبودي ايجاد نشده است .‏ ‏اين پول ها بايد براي مردم صرف شود و حداقل زندگي شان را بتوانيد تأمين‏ ‏كنيد.
‏ ‏خداوند كساني را كه دلسوزند و زحمت مي‎كشند اجرشان بدهد،‏ ‏رفتگان خاك درجاتشان را عالي كند و به شما هم توفيق و اجر عنايت‏ ‏فرمايد و عاقبت همه ما را ختم به خير نمايد.
‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
‏‏1387/2/11‏‏
‏دفتر آيت الله العظمي منتظري ‏
 |+| نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 18:6  توسط بهار 1  | 
حقوق معلم علي غفراني – نايين

حقوق معلم                   

 « ن و القلم وما يسطرون »

يكي از سوگندهاي قرآن به قلم و به تراوشي است كه از قلم جاري مي شود ، روش و منش قرآن حاكي از آن است كه اگر به كلامي سوگند ياد كرد ، اين كلام در طول زمان و مكان در حيات و ممات انسان ها بسيار مهمند و ارزشمند از جمله : سوگند به خدا ، سوگند به خدا ، سوگند به زمان و بالاخره سوگند به قلم و بالاتر به آثار قلم .

در طول تاريخ ملتي گوي سبقت را از ديگران ربوده است كه قلم و ترواشات قلمي برايش مهم بوده است  زيرا اين قلم است كه آزادي را از زبان خويش خلق مي كند و وقتي آزاد خلق شده آدمي در انسانيت – عدالت- محبت – سلامت و بالاخره در انسانيت خويش خلق مي شود كه اصل همين است كه اي انسان حال در بهشت سعادت زندگاني كنيد.

اگر ژاپن ، ژاپن گرديد اين صيرورت را پشت سر نهاد.

 ژاپن در جريان جنگ جهاني دوم صدمات فراواني ديد ، ولي آنها دريافتند كه بايستي خيلي زود با عنايت به قلم و مايسطرون به آموخته ها توجه كنند، به نهضت آموزش توجه كنند.

 در همان سال هاي اوليه نهضت 150 عنوان كتاب از زبان هاي ديگر ترجمه كردند [1] و در اختيار عموم قرار دادند .

روزنامه «يوي يوري» در بيش از 23 مليون نسخه در روز منتشر مي شود در اين كشور بيش از 47 مليون نسخه تيراژ روزنامه است و اين تيراژ غير از هفته نامه ها ، ماهنامه ها و . . . است.

از آنجا كه ژاپن بيشترين ارزش را به انسان مي دهد در گستره مسابقات جهاني بارها موفق به دريافت حايزه نوبل گرديد. كارگران اين كشور در نتيجه  توجه به فرهنگ در مقايسه با ساير كشور ها از غيبت كمتري برخوردار است همچنانكه از نظر روحيه همكاري والايي با كارفرمايان و همكاران خود و ديگران دارد.

خواننده محبوب ما مي دانذد كه اين مختصر مشتي از خروار در فرهنگ ژاپن است ، هدف معرفي ژاپن نيست بلكه عبرت از سرنوشت ديگران است و عبرت از تاريخ است ، دانشمندي مي گويد :«هركس تارخ را نخواند و تاريخ را نداند تاريخ را تكرارخواهد كرد»

سخن ما در باره حقوق و رسالت معلم است ،معلمي كه رسالتش به چهار ديواري خانه ، كلاس ، مدرسه ، خيابان ، كوچه و بازار محدود نمي شود، بلكه رسالت معلمي رسالتي است به بلنداي بيداري آفتاب تابناك تاريخ،  در جهاني كه مملو از ظلمات وتاريكي است و دنبال موسي اي معلم است كه يا موسي : «اَخرج قومك من الظلمات الي نور»  اي معلم خارج كن جامعه را ازتاريكي استبداد ازتاريكي ظلم وستيزگي  از ظلم به خود از ظلم به جهان پيرامونت .

معلم منحصراً 30 سال كار نمي كند بلكه نسل هاي گوناگون را در عرصه تاريخ آموزش مي دهد تا به لطف و كرم الهي اثراو مانند جوانه اي از خاك سر برون كند و برساقه ي خويش بايستد نه برساقه ديگران و سايه سرسبز خرد ورزي اش جهاني را فرا گيرد  .

در كشوري كه بقول «دكترمحمد علي اسلامي ندوشن » مردمش هيچگاه به زمين تنها نمي انديشد و نظرش به بالا است ، زيرا زمينش كم باران و پر آفتاب است و به شهادت تاريخ با عدم آسادگي روبرواست يا بايد وابسته به قدرت اجنبي باشد يا اينكه به قدرت والاتركه آن قدرت فرهنگ و انديشه است .

خروج ازبن بست هاي اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي ، ممكن نيست مگر با عنايت به حقوق معلم  تا معلم دريابد كه اولين درس الفباي كلاس اش آشنا كردن دانش آموزانش با حقوق اوليه خويش است، و مگر اين نيست كه حتي مستبد ترين حكومتها نيز براي پيشبرد استبداد خويش نيز با تغيير فرهنگ حركت مي كردند.  نمونه آن شاه عباس صفوي است كه خود را سگ آستان امام  مي دانست ، براي از بين بردن فرهنگ قرآني نسخه اي از عزاداري هاي سيسيل كه صليب جلو مراسم خود به حركت در مي آوردند و شاخه هاي زيتون برشانه مي زدند را دركشور اجرا كرد  تا بدين وسيله با مذهب عليه مذهب ريشه تشيع غلوي را از بيخ بسوزاند و خشك كند و شورروي كمونيستي براي اجراي منويات خود حقوق معلم را نسبت به سايرين 300 برابر افزايش داد تا كمونيست را به عمق خانه ها برد.

از آنجا كه اساس فرهنگ بشر در طول تاريخ برسه فرايندِ خواندن ، نوشتن وبيان استواراست تقويت بنيه معلم تقويت همه چيزما استۀ

 آيا دانشمند و حكيمي را سراغ داريد كه بدون معلم به كمال رسيده با شد .؟!

آقاي مهندس ، آقاي دكتر ، آقاي وزير ، آقاي رئيس جمهور، آقاي رهبر، آقاي مرجع من و آقا.... آيا شما بدون معلم به اين رتبه رسيده ايد؟

آيا معلم فرزند شما شخصي فرهيخته ، خردمند ، حكيم و حاذق باشد بهتر است يا كسي كه تلزه از تاكسي سرويس و شاگرد بقالي و دو شغله و چند شغله  بودن برگشته  است؟؟؟!

چند روز پيش در جمعي از معلمان تهراني بودم فوق ليسانسي پر توان را ديديم كه مرا بياد ماست بندي سركوچه انداخت درصورتيكه  قبل از انقلاب معلمان اززمره شيك پوش ترين اقشار جامعه بودند و حتي از جمله گزينش هاي آن روز بجاي چند تكه بودن كفن گزينش چهره و معلمات بود جاي بسي تاسف است كه در بهه ارز زمان كه البته هنوز هم ادامه دارد، معلم بنجل پوش و شاگرد بنجل پوش بر شيك پوشان ارجحيت دارد و كار بجايي رسيده است كه هر كس بنجل است حتماً مسلمان است و در غير اين صورت .... .

به هر حال براي بهبود فرهنگ نياز جدي به حقوق معلم است

به حقوق صنفي و ايجاد و حمايت كانون هاي آنها كه هر روز بسان مغلان بر آن ها شورش مي شود و گويي بيگانه اي به ما هجوم آورده است

توجه به باز نشستگان كه پيش از انقلاب از بخشهاي مطلوب ، باسواد ، با معلومات، باشخصيت ، بودند كه با اين منش من و شما را عليه استبدا د شورانيدند ولي اكنون آنفدر وضعيت آنها  ناگوار و فلك بار است است كه به قول اولين مصلح و اصلاح طلب انقلاب مهندس بازرگان مي گويند سه سه بار نه بار غلط كرديم كه انقلاب كرديم .

 


 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 18:56  توسط بهار 1  | 

نايب رييس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي، با اعلام اين‌كه گزارش تحقيق و تفحص از آموزش و پرورش آماده‌ي ارايه به صحن علني مجلس است، گفت: اين گزارش مدت‌هاست كه تمام شده و از آذر ماه سال 86 براي ارايه به مجلس آماده بوده است، اما به دليل بحث بودجه و انتخابات تا الان با تاخير مواجه شده است و طي روز گذشته اين گزارش براي ارايه‌ي به صحن علني مجلس مورد تاييد قرار گرفت.

هاجر تحريري نيك‌صفت نماينده‌ي مردم رشت در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اعلام اين خبر مهمترين محورهاي گزارش تحقيق و تفحص را افت تحصيلي، ميزان دريافتي مديران، متون درسي، صندوق ذخيره‌ي فرهنگيان، احياي معاونت پرورشي و استخدام حق‌التدريسي‌ها و مسائلي نظير آن برشمرد و افزود: برخي از مسائل در جريان تذكرات نمايندگان مرتفع شده است، اما برخي ديگر همچون صندوق ذخيره‌ي فرهنگيان كه از اهميت ويژه‌اي برخوردار بوده و در صورت احياء مي‌تواند بخش عمده‌اي از مشكلات فرهنگيان و نيازهاي آنها را حل كند؛ همچنان بدون نتيجه باقي مانده است.

وي اضافه كرد: ميزان دريافتي برخي مديران آموزش و پرورش بيش از مديران اجرايي است در حالي كه مديران بالادست كار خاصي را انجام نمي‌دهند و دريافت اين حقوق خلاف عدالت است.

نايب رييس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس، در ادامه به ارايه‌ي گزارش مديران آموزش و پرورش در خصوص وضعيت افت تحصيلي در جلسه‌ي روز گذشته كميسيون اشاره كرد و گفت: آنچه در اين كميسيون مطرح شد، بررسي عوامل كلي اثرگذار در وضعيت افت تحصيلي بود، اما كميسيون انتظار داشت اين گزارش راهكارهاي موثر و آنچه به شكل ويژه در افت تحصيلي دانش‌آموزان طي سال‌هاي اخير موثر بود را به شكل ريشه‌اي اعلام كند و راهكارهاي موجود را براي نمايندگان بازگو كند.

نايب رييس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي، روش تدريس را يكي از مهمترين عوامل يادگيري دانش‌آموزان دانست و اظهارداشت: متاسفانه در مدارس ما هنوز هم به صورت سنتي نقش اساسي را معلم ايفا مي‌كند و اين موضوع انگيزه‌ي لازم را از دانش‌آموزان مي‌گيرد.

وي تصريح كرد: وجود تبصره‌هايي كه دانش‌آموزان مي‌توانند با استفاده از آن حتي با كسب نمره‌ي تك هم سال تحصيلي را پشت سر گذاشته و قبول شوند از سوي مجلس قابل قبول نيست چرا كه اين موضوع ضعف تحصيلي شديد را در سال‌هاي بعدي به همراه دارد و اثر خود را به طور مقطعي در افت تحصيلي دانش‌آموزان باقي مي‌گذارد. از اينرو مجلس اين موضوع را مدنظر دارد و قرار است مديران آموزش و پرورش گزارشي با جزييات كامل در اختيار كميسيون قرار دهند.

سخن معلم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 4:18  توسط گروهی از معلمین  |  نظر بدهید

هر ساله و با شروع هفته بزرگداشت مقام معلم ، زمزمه های نارضایتی معلمان و فرهنگیان که به تجمع تعدادی از آنان در مقابل سازمان های آموزش و پرورش و مراکز تصمیم گیری نظام منجر می شود شروع شده به نحوی که  نگرانی مسئولین این وزارتخانه و همچنین خانواده ها را در پی دارد . در محافل عمومی و رسانه ای بحث نارضایتی معلمان بیشتر ناظر بر عدم پرداخت به موقع مطالبات و حقوق فرهنگیان است و از دیدگاه اینان اگر مزایای معلمان به موقع به آنان داده شود ، دیگر شاهد تجمع و اعتراضی از سوی فرهنگیان نخواهیم بود . اما به نظر نمی رسد که همه اعتراض معلمان به بحث حقوق و مزایا معطوف شده و معلمان مسائل دیگری را در این وزارتخانه عریض و طویل منظور نظر نداشته باشند . متاسفانه این مقوله چندان مورد بررسی قرار نگرفته و رفتار واکنشی معلمان به دستگاه تعلیم و تربیت کشور آسیب شناسی نشده است :

1 : معلمان جزء اقشار فرهیخته جامعه بوده و همگی آنان دارای تحصیلات عالیه هستند ، متناسب با میزان تحصیلات و شئون اداری معلمان ، باید برای آنان منزلتی همتراز قائل شد تا یک معلم بتواند از شغل خود رضایت لازمه را حاصل کرده و با اعتماد به نفس کافی ، در عرصه تعلیم و تربیت اثر گذاری خود را اعمال نماید . ایجاد منزلت برای معلمان با شعار و تعارف محقق نخواهد شد و باید برای این مهم برنامه های مورد نظر از سوی نظام و دستگاه حاکمیت تعریف شده و عملیاتی گردد .  

2 : در کنار بحث منزلت ، توجه به مقوله معیشت معلمان نیز یکی از پارامترهای مهم در بحث نارضایتی آنان است . فشار روزافزون حاصل از گرانی و تورم ، معلمان را که مانند سایر کارکنان دولت دارای حقوق ثابتی هستند تحت فشار قرار داده به نوعی که معلمان و آموزگاران شریف را ناگزیر از روی آوردن به مشاغل ثانوی و بعضا حقارت آمیز نموده است . روی آوردن به مشاغل دیگر به مرور آنان را از رسالت خود و صبغه فرهنگی بودنشان دور ساخته و بدین ترتیب نظام تعلیم و تربیت را از درون تهی و بی محتوا می سازد .

3 : آموزش و پرورش ، وزارتخانه ای کاملا تخصصی و فنی است و آن را باید در کنار وزارتخانه هایی مانند نفت ، نیرو و مخابرات مورد ارزیابی قرار داده و در انتخاب مدیران ارشد آن ، توجه به ویژگیهای تخصصی و فنی آنان مطمح نظر قرار گیرد . کثرت جمعیت نیروی انسانی آموزش و پرورش و ارتباط با جامعه بزرگ دانش آموزی و جوانان کشور سبب تحریک و تحریض سیاسیون و جناحهای سیاسی برای دست یابی بر این وزارتخانه شده است . انتخاب وزرایی کاملا سیاسی که در دولت های گذشته و حاضر بیشترین ارتباط و نزدیکی را با روسای دولت داشته و دارند سبب ایجاد و شکل گیری این ذهنیت در میان معلمان شده که توجه به رسالت علمی و تربیتی آموزش و پرورش قربانی نگاه سیاسی سیاستمداران شده است .

4 : بخش عمده نارضایتی معلمان به انتخاب مدیرانی بر می گردد که در شهرستان ها و مناطق آموزش و پرورش باید امور سازماندهی و برنامه ریزی دستگاه عظیم تعلیم و تربیت را بر عهده داشته باشند . معلمان به سبب دارا بودن خصیصه های فوق الذکر ، دارای روحیه ای نقاد وکنشگر هستند و کوچکترین رفتار و برنامه های مدیران خود را مورد ارزیابی و بحث و نظر قرار خواهند داد . سیاسی شدن این وزارتخانه باعث شده که در انتخاب مدیران میانی و پائینی دستگاه آموزش و پرورش ، عنصر شایستگی و تخصصی مغفول واقع شده و بعضا وابستگی های سیاسی و گروهی مورد امعان نظر قرار گیرد . بدیهی است که چنین مدیرانی قبل از آنکه به فکر چاره اندیشی برای برنامه های درسی و نظام آموزشی باشند در اندیشه اجرای خواسته ها و مطالبات گروهها و جریان های سیاسی خواهند بود . همین مسئله سنگ بنای نارضایتی معلمان است که آنان شان و توان حرفه ای و تخصصی خود را بالاتر از بسیاری از مدیرانشان می بینند . امری که سبب شکل گیری شکاف و گسل بزرگی  میان حوزه ستاد و صف آموزش و پرورش شده و روز بروز این گسل بزرگتر شده و بر عمق آن افزوده می گردد .

پول نفت بر سر سفره های مردم

 

گذرگاه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 4:15  توسط گروهی از معلمین  |  نظر بدهید

 

با ابطال مصوبه دولت براي افزايش پلكاني معكوس حقوق كاركنان و بازنشستگان توسط ديوان عدالت اداري، دولت مكلف است حقوق كارمندان و بازنشستگان را براساس نرخ تورم افزايش دهد.

ضمن اينكه دولت بايد مطالبات سال گذشته مربوط به عدم رعايت افزايش حقوق براساس نرخ تورم را به كارمندان پرداخت كند.

موسي‌الرضا ثروتي، عضو كميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي گفت: «دولت دو سال است از اجراي قانون مديريت خدمات كشوري شانه خالي مي‌كند و سعي دارد مصوبه ی خود را به اجرا گذارد. در حالي كه ديوان عدالت اداري هم دولت را ملزم به اجراي قوانين مجلس كرده است».

وي ادامه داد: «دولت علاقه دارد هر چه مورد نظرش است در مجلس به قانون تبديل شود در حالي طبق فرمايش امام راحل و همچنين رهبر معظم انقلاب تمام قوا بايد تابع تصميمات نمايندگان مردم در مجلس باشند و دولت هم بايد از قوانين مجلس تمكين كند. اما متاسفانه دولت پس از راي ديوان عدالت اداري هم بر بي‌قانوني پافشاري دارد و در اين راه رياست مجلس جناب آقاي حداد عادل هم به نام مدارا با دولت، دولت را عدم اجراي قانون ياري مي‌كند».

پول نفت بر سر سفره های مردم


سخنان مغلطه آمیز الهام

به گزارش خبرنگار مهر، دکتر غلامحسین الهام در حاشیه همایش دادستانهای سراسر کشور به مصوبه هیئت عمومی دیوان عدالت اداری در مورد افزایش ضریب پلکانی حقوق کارکنان دولت، گفت: اطلاعات دیوان عدالت اداری در این زمینه موضوعی نیست و دیوان بحث شکلی می کند و می گوید دولت 5 درصد افزایش داده است و این افزایش پلکانی نبوده و خلاف است.

وی خاطرنشان کرد: مهمترین موضوع ابطال مسئله تعدیل پلکانی است یعنی پلکانی برای همه یکسان باشد ولی دولت می گوید با این احتساب 70 درصد کارکنان دولت کاهش حقوق خواهند داشت و این ظلمی بر مردم است.

سخنگوی دولت تصریح کرد: پرداخت به کارکنان دولت بر اساس اعتبارات مصوب قانون بودجه است که سقف آن را مجلس می بندد و می گوید هر پرداختی خارج از قانون،غیر قانونی است و اعتباری وجود ندارد.

پول نفت بر سر سفره های مردم

 

معاون قضايي ديوان عدالت اداري در پاسخ به اظهارات سخنگوي دولت در مورد ابطال مصوبه

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 18:46  توسط بهار 1  | 

 

جلسه ی بزرگداشت مقام معلم در ابن بابویه بر سر مزار دکتر خانعلی برگزار گردید. در این جلسه  البته  از سوی  نیروهای امنیتی اجازه داده نشد  تزئیناتی که برای  مزار آماده شده بود استفاده شود، اجازه داده نشد که از تجهیزات صوتی استفاده شود، اجازه داده نشد تا  معلمان تراکت هایی را که آماده شده بود را در دست بگیرند و تراکت ها در مسیر ضبط شد ولی با این حال حضور معلمان پر قدرت و چشمگیر بود و  همگی تا پایان مراسم حضور داشتند و برنامه به خوبی و کامل برگزار گردید. مجری مراسم آقای رضایی بود. در گردهمایی  معلمان بر سر مزار دکتر خانعلی دو برادر دکتر خانعلی و آقای فرد از فعالین روز حادثه حضور داشتند و در رابطه با دکتر و وقایع روز حادثه و اتفاقات پس از آن خاطراتی را بیان نموده و اظهار داشتند که دکتر خانعلی نه برای شخص خود بلکه در راه آرمانهایش کشته شد. او از نظر وضع مالی در موقعیت مناسبی قرار داشت ولی هم خود در برنامه ی مربوط شرکت می کرد و هم از دیگران می خواست تا بروند و از حقوق جمعی دفاع کنند.

در این مراسم همچنین سرودی که توسط آقای جوادی در بزرگداشت دکتر خانعلی سروده شده بود یک بار توسط آقای اسفندیار و یک بار به صورت جمعی توسط حضار خوانده شد. آقای باغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران نیز گزارشی از فعالیت های انجام شده توسط کانون در طول دو سال اخیر دادند و دو کتاب بسیار حجیم را که  از فعالیت ها و مکاتبات کانون با مسؤولین در ارتباط با حقوق صنفی معلمان  تشکیل شده بود به حضار نشان داده و گفتند کانون فعال بوده و همچنان به فعالیت خود ادامه خواهد داد. در میان صحبت های باغانی چند بار حضار به هیجان آمده و شعار می دادند: باغانی باغانی  حمایتت می کنیم.

در جلسه اعلام شد که حرف معلم این است: چه کنیم تا نیاز مند نباشیم؟  همچنین از آقای داوری که دیروز دستگیر شدند  یاد شد.

در این گردهمایی تأکید شد که کانون صنفی معلمان ایران همچنان در موضوع لایحه ی مدیریت خدمات کشوری فعال بوده و موضوع را با جدیت پی گیری می کند.

همچنین شعارهایی توسط معلمان حاضر داده شد از جمله:

 

 تبعیض دیگه بسه 

معلم شده خسته

 

 معلم آزاده حمایتت می کنیم

   

   ما همه اهل دردیم  

دوشنبه بر می گردیم

 

آقای قریشیان از اعضای هیئت مدیره ی کانون صنفی معلمان ایران نیز در ارتباط با مسائل فرهنگیان سخنانی را ایراد کردند.

 در ادامه شعری در وصف معلم توسط یکی از معلمان قرچک سروده شده بود که خوانده شد. حضور مأموران امنیتی در این مجلس کاملاً مشهود بود. در پایان حضار با قرائت فاتحه مجلس را ترک کردند و بر مبنای بیانیه ی کانون صنفی معلمان ایران تأکید شد که مراسم بعدی در روز دوشنبه ۱۶ اردیبهشت در سازمان آموزش و پرورش شهر تهران رأس ساعت ۳۰: 13برگزار خواهد شد.

 

کانون معلمان ایران

 


سخنران اول اين گردهمايي؛ برادر شهيد دكتر خانعلي بود.

ايشان ضمن تشكر از معلمان به جهت حضور آن ها؛ دكتر خانعلي را معلمي آگاه؛ دلسوز و مسؤوليت پذير توصيف كرد. او در قسمتي از سخنان خود به ذكر خاطره اي از آن وقايع پرداخت .... برادرم بعد از اصابت تير؛ به بيمارستان بازرگان منتقل شد. حدود ساعت 2 بعد از ظهر بود كه از بيمارستان به من اطلاع دادند تا در آن جا حضور پيدا كنيم. ما هم بلافاصله خود را به بيمارستان رسانديم. متاسفانه تلاش پزشكان موثر واقع نشد و دكتر خانعلي در ساعت 9 شب به ديدار حق شتافت. جنازه را از بيمارستان تحويل گرفته و به مسجد اسكندري منتقل كرديم. درهاي مسجد را از پشت بسته بوديم و تا صبح به نوبت كشيك مي داديم تا جنازه را نبرند. واقعاً چه روزهايي بود....

ايشان قشر معلم را قشر آگاه و فهيم جامعه توصيف كرد كه قابل مقايسه با هيچ كدام اقشار و طبقات ديگر جامعه نيستند.

بعد از آن، آقاي "باغاني" دبير كل كانون صنفي معلمان از دكتر خانعلي به عنوان "شهيد صنف " ياد كرد.

آقاي باغاني؛ مسؤولان كشور به خصوص آقاي احمدي نژاد را به پايبندي به قول ها و وعده ها فرا خواند و صريحاً عنوان كرد كه چرا رئيس جمهور "قانون مديريت خدمات كشوري" را اجرا نمي كند؟

ايشان در پايان به بازداشت عضو شوراي مركزي  سازمان معلمان ايران؛ آقاي "محمد داوري" اشاره كرد و خواهان آزادي سريع ايشان شد.

بعد از آقاي باغاني، عضو هيأت مديره ی كانون صنفي؛ آقاي "رئيس زاده " به ذكر خاطره اي از يك معلم پرداخت.

در پايان؛ جمعيت حاضر با دادن شعارهايي مانند معلم بيدار است؛ از تبعيض بيزار است

 ما همه اهل درديم؛ دوشنبه برمي گرديم ....

به تجمع خود پايان دادند.

حاشيه ها:

 *جمعيت حاضر حدود 300 الي 400 نفر برآورد مي شد.

*حضور پر رنگ نيروهاي انتظامي و امنيتي در اين مراسم كاملاً مشهود بود.

* به هيچ يك از معلمان حاضر اجازه حمل پلاكارد داده نشد.

* پارچه اي كه از طرف "سازمان معلمان ايران" به منظور نكوداشت ياد دكتر خانعلي نصب شده بود؛ نام سازمان معلمان را از پايين پارچه قيچي كرده بودند!

* برگزاري اين مراسم با بزرگداشت " شيخ صدوق" همزمان گرديده بود. از ابتداي مراسم تا انتهاي آن صداي بلند گو آن قدر زياد بود كه به سختي صداي سخنران ها شنيده مي شد و جالب آن كه صداي مرحوم آغاسي از آن شنيده مي شد.

* صندلي هايي كه براي نشستن مهمانان بزرگداشت شيخ صدوق اختصاص داده بودند اكثراً خالي بودند!

* در حين مراسم بعضي از افراد خاص دائماً با پخش خرما، حلوا و... سعي مي كردند به نوعي موضوع اين تجمع را عوض كنند!

..... انگار كه دكتر خانعلي به تازگي مرحوم شده است!  

 

سخن معلم

 


امروز(12اردیبهشت) پس از مراسم مختصری در محل کار تحت عنوان روز قدردانی از معلم تصمیم گرفتم تا علیرغم طعنه های همکاران، به گورستان بابویه در شهر ری، یعنی به محلی که کانون صنفی (بهشتی و دوستان) جهت بر گزاری مراسم امروز اعلام کرده بودند برسانم... در اطراف گورستان نیروی انتظامی در حال گشت زنی بود و ظاهراً مراسمی دولتی هم همزمان تدارک دیده می شد، البته نه برای گرامیداشت روز معلم.

حدود ساعت 3.15 دقیقه بود و از بلندگوهای گورستان با بالاترین ولوم قرآن پخش می شد، به نحوی که مکالمه ی عادی بین دو نفر هم امکان پذیر نبود. در کنار آرامگاه دکتر خانعلی و در میان درختان جمعیتی حدود 100 نفر گرد آمده بودند و  یکی از اعضای کانون در حال سخنرانی بود که صدای ایشان، چند متر آن طرفتر شنیده نمی شد. ایشان پس از اشاره به مناقب آقای مطهری و خصائل ایشان به چند مورد از خواسته های صنفی معلمان نیز اشاره کردند. که با دست زدن برخی و صلوات برخی دیگر مواجه گردید.

پس از ایشان آقای خانعلی برادر دکتر خانعلی پیرامون زندگی آن مرحوم و فشارهای وارده به خانواده ایشان پس ازجان باختن وی سخنانی ایراد کرد. در این میان از بلندگوهای گورستان صدای شاعر حزب الهی (آغاسی) با شدت هر چه تمام تر ادامه داشت.

گردانندگان مراسم از حضار تقاضا کردند که به خاطر جلوگیری از اغتشاش! به جای دست زدن در تائید گفته های سخنرانان صلوات بفرستند! و پس از آن مراسم به مجلس ادای صلوات تبدیل شد. به علت هیاهو و عربده کشی که از بلندگوها در جریان بود، برخی از حضار تقاضای بلند گوی دستی نمودند که باز هم از سوی گردانندگان مراسم رد شد. در این زمان جمعیت اندکی بیشتر شده بود و به همین دلیل دیگر شنیدن صدای گویندگان میسر نبود.

من که از شنیدن این همه صلوات خسته شده بودم، در حالی که مراسم هنوز ادامه داشت از گورستان خارج شده و خود را به ایستگاه مترو رساندم.

آیا به راستی چنین مراسمی ادامه همان اعتراضات پر انرژی و سرزنده ی اسفند 85 است؟

مسلماً خیر، برگزاری چنین مراسمی فقط از کسانی انتظار می رود که همان اعتراضات را نیز با راه حل های اداری و چانه زدن های جناحی خاموش کردند. کسانی که سعی دارند معلمان معترض را از خیابان ها به گورستان ها هدایت کنند.

امروز که به دلیل همزمانیش با روز کارگر می توانست به روز اعتراض جدی به وضعیت زندگی همه زحمتکشان و مزد بگیران تبدیل شود، و زمینه ی آزادی و لغو احکام صادره علیه معلمان و سایر فعالان باشد، روزی که می توانست طلیعه ی آزادی فرزاد کمانگر باشد، با سعی و تلاش این دوستان تبدیل به یک مراسم  ترحیم ساده شد.

این دوستان اکنون باید دریافته باشند که چرا توده ی معلمان، یعنی همان کسانی که با از خود گذشتگی در اعتراضات اسفند ماه شرکت کرده بودند، به فراخوان هایی از این دست پاسخ مثبت نمی دهند و خود با اعتصابات و اعتراضات شان در تلاشند تا خواسته هایشان را به دست آورند.

شاید از بخت بلند این دوستان بود که در جریان انتخابات رد صلاحیت شدند،  چرا که نتیجه ی آراشان در چنین نمایشی بسیار تأسف بر انگیز می شد. هر چند تا همین جای کار هم حمایت بخش وسیعی از معلمان را از دست داده اند. مراسم امروز نشان دهنده ی این واقعیت بود.     

   

صدای اعتراض معلم

 


امروز که  مصادف بود با شهادت اولين شهيد صنفي معلمان دكتر ابوالحسن خانعلي در روز سه شنبه 12 ارديبهشت 1340 تجمعي بر سر مزار ايشان همراه با خانواده اين بزرگوار و جمعي از غيور مردان و زنان معلم كه قريب 500 نفر مي شدند سالروز شهادت و روز معلم  گرامي داشته شد؛ اين تجمع كه از سوي كانون صنفي معلمان ترتيب داد شده بود با حضور سفيران غيرتمند معلم بر پا گشت؛ اين جمع از ساعت 15 امروز پنج شنبه 12 ارديبهشت 1387بر سر مزار وی واقع در گورستان ابن بابويه شهر ري آغاز گرديد كه ابتدا برادرهاي اين شهيد و همكاران ايشان كه شاهد ماجراي آن روز تلخ بودند سخنرانی کردند، و سپس آقايان باغاني و رئيس زاده و ساير فعالان صنفي در جهت احقاق حقوق صنفي معلمان و فعاليت هاي كانون در گذشته و خصوصاً اين يك سال اخير و رنج هاي وارد شده بر معلمين ایراد سخن كردند، كه در نهايت اين جمع، با اجراي يك سرود به مناسبت فداكاري شهيد خانعلي و بزرگداشت مقام اين معلم در ساعت 17 با آرامش كه نشانه ی فرهيختگي و هوشياري معلمان بود به پايان رسيد. 

 

فریاد معلم

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:40  توسط بهار 1  | 
معلمين در شهرهاي مختلف اعتصاب كرده و از رفتن سر كلاس ها امتناع مي كنند. به گزارش دريافتي روز چهارشنبه 87.1.28 معلمين شهرهاي استان اردبيل , اسلام شهر , رباط كريم .شهريار و انديشه كرج از 24 فروردين ماه در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق و اضافه كاري , از رفتن سر كلاس هاي درس خودداري مي كنند. در رباط كريم به 600 معلم حقوق اضافه كاري و حق الزحمه يكسال گذشته داده نشده است.
اين معلمين عموماْ در مقاطع راهنمايي و دبيرستان تدريس مي كنند ولي در اردبيل از تمامي مقاطع معلمين اعتصابي به چشم مي خورد.
يكي از اين معلمين گفت: معلمين در اثر وضعيت بسيار نامناسب معيشتي چند شغله اند و ما عملاْ تن به كارهايي مي دهيم كه از بيان آن ها شرم داريم. ديگر تحمل شنيدن وعده هاي سرخرمن را نداريم.

آژانس ایران خبر

در چند روز اخير معلمين موظف به خدمت در شهرهاي كرج, شهريار, رباط كريم و برخي شهرهاي ديگر استان تهران, اقدام به اعتصاب گسترده اي كردند.
همزمان يك طومار نوشته و اعتراض خود را به پرداخت نشدن حقوق معوقه شان مطرح كردند. حركت اعتراضي گسترده ی معلمين باعث شد وزير آموزش و پرورش واكنش نشان دهد و قول داد كه مشكل را حل خواهد كرد.
يك فعال حقوق فرهنگيان از تهران گفت: معلمين اعلام كرده اند كه
اگر مطالباتشان پرداخت نشود از اول ارديبهشت خيلي پرقدرت تر اعتصاب را ادامه خواهند داد.
اين فعال حقوق معلمين افزود:
شرايط الآن مثل پارسال كه متوسل به سركوب مي شدند نيست و وضع حكومت شكننده است از اين رو وزير به اين سرعت واكنش نشان داده است.
آژانس ایران خبر

صدای بازنشستگان هم در آمد!

در يك طرحي كه به شدت برضرر بازنشستگان است ,قرار شده كه به جاي پرداخت نقدي پاداش پايان خدمت به آن ها سهام به اصطلاح عدالت بدهند. اين اقدام خشم و اعتراض فرهنگيان زحمتكش را برانگيخته است.

در پي اين اقدام دبيران بازنشسته ی آموزش و پرورش بيرجند در مقابل سازمان آموزش و پرورش اين شهر تجمع اعتراضي برگزار كردند.
تجمع كنندگان خواستار پرداخت پاداش پايان خدمت خود به صورت نقدي مي باشند.
معلمان و دبيران بازنشسته شهرهاي فردوس و سرايان نيز در اعتراض به پرداخت نشدن پاداش پايان خدمت اعتراض كردند.
آيا اين است دستمزد فرهنگياني كه تمامي عمر خود را به پاي فرزندان اين مرز و بوم ريختند ؟

آبا اين طور قدر و شان فرهنگيان را به جا مي آوريد ؟
آژانس ایران خبر

 

اخبار تاييد نشده حاكي از اين است كه وزير آموزش و پرورش اخيراً از برخي مراجع عظام و تقليد در خصوص حرام بودن و يا نبودن پرداخت حقوق معلمان استفتائاتي نموده است.

چه اين خبر مقرون به صحت باشد و يا نباشد جهت يادآوري آقاي علي احمدي و آگاه سازي افكار عمومي معلمان به نكاتي اشاره مي شود:

ماده 96 آيين نامه اجرايي مدارس عنوان مي كند:

"تعطيلات ضمن سال سال تحصيلي مدارس برابر تعطيلات رسمي كشور و تعطيلات نوروزي (لغايت 13 فروردين) و تعطيلات فصلي (تير و مرداد) خواهد بود و مدارس در ايام تعطيلات فصلي روزهاي دوشنبه و چهارشنبه براي انجام كارهاي اداري باز خواهند بود."

البته تدوين اين آيين نامه ها بر عهده ی "شوراي عالي آموزش و پرورش" است و وزير همان گونه كه قبلاً در مورد حذف و يا جابجايي افراد در پست هاي وزارتي و ستادي عنوان كرد كه "ما قحط الرجال نداريم" ممكن است در اين مورد نيز بگويد كه اين آيين نامه ها و قوانين وحي منزل نيستند.

ظاهر اين سخن منطقي است اما نگاهي به تجارب نظام هاي آموزشي كشورهاي ديگر مسائل و نكات مهمي را به ما نشان مي دهد:

در سايت "دبير خانه ی شوراي عالي انقلاب فرهنگي" تقريباً دو آيتم با موضوع "تعطيلات سالانه معلمان در كشورها" يافت شد! كه در اين جا ذكر مي شود :

"اسپانيا: تعطيلات رسمي كادر آموزشي مراكز عمومي و خصوصي بر تعطيلات يك ماهه ی تابستاني؛ تعطيلات 8 روزه؛ عيد پاك و تعطيلات 15 روزه عيد كريسمس مشتمل مي گردد. به استثناي تعطيلات فوق؛ معلمان مراكز آموزش عمومي از تقويم كاري منظم (بين اول جولاي تا 31 آگوست) برخوردار مي باشند. تعطيلات كادر آموزش مدارس خصوصي نيز بر تعطيلات يك ماهه ی تابستاني؛ تعطيلات 10 روزه بين سال تحصيلي (كه عمدتاً در خصوص مراكز آموزش ابتدايي مصداق مي يابد)؛ تعطيلات 5 روزه در سال؛ تعطيلات عيد پاك و كريسمس مشتمل مي گردد. علاوه بر اين؛ در سال 50 درصد از كادر آموزشي از تعطيلات مازاد 2 هفته اي طي فصل ثابت برخوردار مي گردند.

سوئد: مربيان پيش دبستاني و معلمين همانند ساير كادر شهرداري ها از حق مرخصي به ميزان  32-25 روز در سال بسته به رده ی سني برخوردار مي باشند. مدرسين دانشگاه ها و كالج ها نيز به صورت متغير از 28 - 31 تا 35 روز مرخصي برخوردار مي باشند. "

البته قبلاً تصريح كردم كه موضوع "تعطيلات (رسمي – غير رسمي) يك مسأله ی فراگير و حاد است و ربطي به قشر معلمان ندارد اما متأسفانه برخي از مسؤولان و حتي مردم از اين مسأله جهت "توجيه و يا تئوريزه كردن وضعيت فعلي معلمان و آموزش و پرورش " استفاده مي كنند.

مروري بر تجارب نظام هاي آموزشي كشور هاي جهان در قاره هاي مختلف حاوي برخي از موضوعات مهم و راهبردي است:

1-در اكثر كشور هاي جهان به ويژه "توسعه يافته و فرا توسعه (صنعتي) مقوله ی "آموزش" يك حيطه ی "تخصصي و حرفه اي" است و پردازش اين امر به اشخاص "صاحب تئوري و ايده " واگذار مي شود.

2-ارتقاء شغلي معلمان و مديران بر اساس "ارزيابي عملكرد" "دوره هاي مطالعاتي " "ارشديت " "كيفيت تدريس" و "تخصص و تجربه " صورت مي گيرد و افزايش حقوق و مزايا نيز بر اساس ارزيابي از  اين موارد مي باشد.

3- "حق داشتن اتحاديه و يا سنديكا " براي اكثر معلمان كشورها به رسميت شناخته شده است و توان مذاكره و چانه زني اين تشكيلات با مقامات بسيار بالاست و مشكلات احتمالي پيش آمده در همان مراحل اوليه مرتفع مي گردد.

4- بر خلاف كشور ما " سيستم آموزش" و "صنعت فرهنگ" در انحصار دولت نيست.

5- در اكثر كشورها ميزان افزايش حقوق معلمان بر اساس "نرخ تورم" و "پارامترهاي اقتصادي" محاسبه و پرداخت مي شود.

با توجه به شاخص هاي ذكر شده مي توان گفت "طبقه ی معلمان " در بسياري از جوامع در رديف "شهروندان درجه چندم" قرار نمي گيرند و اهتمام خاص دولت جهت ارتقاء و توسعه ی آموزش و بهره وري آن فكر معلمان را از پرداختن به مسایل "حاشيه اي و وقت گير " باز مي دارد.

به نظر مي رسد شايعاتي از سوي برخي منابع و به صورت آگاهانه دامن زده مي شود تا به قول خودشان "حادثه را قبل از درمان (پاك كردن صورت مسأله) پيشگيري كنند!

به زعم آن ها "گرفتن دست بالا" در مورد حل معضلات و مسايل باعث خواهد شد تا معلمان با ذهنيت "جلوگيري از بدتر شدن امور و اوضاع" به حفظ و توجيه وضعيت موجود تن در دهند.

البته مي توان گفت تاكتيك "به مرگ بگير تا به تب راضي شوند" براي برخي از مسؤولان به صورت يك "رويه" در آمده است.

بهتر است اگر آقاي "علي احمدي " خارج از مباحث ايدئولوژيك و مذهبي در عرصه ی "منطق و ايجاب" حرفي براي عرضه دارند صادقانه و شفاف بيان كنند در غير اين صورت "نگران نباشند ".

آري! "پرداخت حقوق معلمان اشكالي ندارد".

 منبع : صدای معلم

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:52  توسط بهار 1  | 

درخواست بازشماری آرا تهران از سوی خاتمی و کروبی

درخواست بازشماری آرا تهران از سوی خاتمی و کروبی

 متن نامه مشترک مهدی کروبی وسید محمد خاتمی بدین شرح است:

حضرات محترم اعضای شورای نگهبان قانون اساسی

با سلام

اینک که کار مرحله نخست انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی پایان یافته است و به امید آنکه مجلس مذبور بتواند در مسیر اهداف والای انقلاب وتامین مصالح ملت وخواست مردم بزرگوار ی که در واقع ولی نعمت مسولان هستندوظایف خود را به انجام برسانندوبا توجه به جایگاه ومسولیت شورای نگهبان که از جمله در مقام نظارت باید پاسدار رای مردم ومانع دست اندازی ناروا از سوی مراکز قدرت در آرا مردم و تامین سلامت انتخابات باشد ، تذکر نکاتی را لازم می دانیم :

در مورد نتایج  انتخابات در تهران نگرانی هایی وجود داردکه اگر رفع نشودمطمئنا به زیان نظام و جامعه خواهد بود.صرفنظر از تنگناهایی که برای نمایندگان نامزدان برای حضور در صندوق ها وجودداشت ، آنچه از گزارش های متعددچه از سوی معدود نمایندگان حاضردر رای گیری و شمارش آرا وچه از منابع موثق دیگر [نشان می دهدکه]نتایج اعلام شده تناسبی با آرا ریخته شده درصندوقها ندارد، اگر این شائبه مرتفع نشود پیش و بیش از هر چیز نظام که حاصل خون شهیدان و حضور واراده مردم با هدایت ممتاز امام(ره) است ،زیان خواهد دید .

علی الهذا به عنوان کسانی که برای پرشورشدن انتخابات وحضور نمایندگان شایسته، مشوق نیروهای ارزنده برای حضور و نیز دعوت کننده مردم به شرکت فعال بودیم و طبعا انتظار دفاع از حق کسانی که در معرض رای قرار گرفته اند ونیز در رای دادن شرکت کرده اند از ما فراوانندوبرای اینکه خدای نخواسته حق نامزدان و با لاتر از آن حق مردمی که میزان رای آنها است ،ضایع نشود وبرای رفع شائبه از سلامت انتخابات در تهران در خواست می کنیم آرا تهران و اگر میسر نباشد صندوق هایی از میان صندوقها که بطور تصادفی انتخاب و با حضور نمایندگان یا نماینده مورد قبول نماینده شرکت کننده در انتخابات که نامشان اعلام شده است ، مورد بازشماری قرار گیرد .

همچنین میزان شرکت کننده و آرا ماخوذه در هر صندوق و تعداد آراحداقل 5 نفر از دوستان جناح مقابل و5 نفر از دوستانی که در لیست های دیگر به عنوان نامزد حضور داشته اند ، به تفکیک هر صندوق ارائه شودتا اگر اشکالی بوده است مرتفع شودوهمگی با اطمینان خاطر بتوانیم از سلامت انتخابات دفاع کنیم

با احترام

مهدی کروبی - سید محمد خاتمی

 |+| نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 17:29  توسط بهار 1  | 

سال نو شما مبارک همکاران فرهنگی عزیز در سراسر عالم

 بخصوص کانون اصفهان

 |+| نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 21:42  توسط بهار 1  | 

هدف: تعطيل انتخابات

يادداشت عماد بهاور

7/1/1386

مهندسی انتخابات ۲۴ اسفند در راستای استراتژی تعطيل انتخابات بود. اين مهندسی با توجه به تحليل روانشناسی جمعی مردم ايران و تحليل رفتاری گروه های سياسی صورت گرفته است. پس راهی که حکومت يافت اين بود: انتخابات را بايد خود مردم به طور داوطلبانه تعطيل کنند

تعداد رای اصلاح طلبان در تهران مساوی با اشتراک تعداد خوانندگان روزنامه ها و نشريات اصلاح طلب بود. اين به معنی آن است که هرکس از مردم عادی که حداقل يک نشريه اصلاح طلب را می خوانده، در انتخابات شرکت کرده است. مردمی که مدت زمانی است ديگر روزنامه و کتاب نمی خوانند، انگيزه و دليلی نيز برای شرکت در انتخابات ندارند. آن ها اخبار، اطلاعات و تحليل های خود را از VOA بدست می آورند؛ رسانه ای که با بودجه دولت آمريکا در جهت منافع ملی مردم آمريکا فعاليت می کند.

اصلاح طلبان مخاطبان خود را از دست داده اند. تيراژ روزنامه هايشان پايين است. وقتی سعی می کنند تيراژ و مخاطبان خود را افزايش دهند، بلافاصله نشرياتشان توقيف می شود. وقتی نتوانند تيراژ را افزايش دهند، در انتخابات شکست می خورند. اين تصويری از يک بن بست است.

 

تعطيل انتخابات

انتخابات ۲۴ اسفند همچون انتخابات پيشين رياست جمهوری کاملا مهندسی شده و چند لايه بود. علاوه بر اهداف آشکار محافظه کاران در حذف اصلاح طلبان از مجلس ششم، اهداف پنهان و ساختاری ديگری نيز در پس اين انتخابات وجود داشت. تحليل آماری انتخابات ۲۴ اسفند از برخورد نهايی اصلاح طلبان و محافظه کاران در آينده نزديک خبر می دهد. برخوردی که شايد منجر به دگرگونی در عرصه سياسی به نفع محافظه کاران و يا اصلاح طلبان (ولايت مطلقه يا دموکراسی) شود.

محافظه کاران تصميم گرفته اند تا انتخابات را در ايران تعطيل کنند. اين مهم ترين هدف پنهان ايشان است. ابراهيم يزدی در خاطرات خود از مجلس اول گفته بود که برخی از روحانيون شاخص و سرشناس در آن زمان علناً مخالفت خود را با اداره کشور به شيوه دموکراتيک بيان کرده بودند. آن ها می خواستند تا آيت الله خمينی خليفه باشد و برای ولايات والی تعيين کند و حداکثر يک شورای مشورتی برای ارائه مشاوره و اطلاعات به ايشان وجود داشته باشد. اين همان رويای سنت گرايان ايران از سی سال پيش تا به امروز بوده است که در حال حاضر قصد دارند اين رويا را به واقعيت تبديل کنند.

انتخابات تبديل به معضلی برای حاکيمت تماميت خواه ايران شده است که هر سال يکبار بحران و تنش سياسی را به نظام سياسی تحميل می کند. ردصلاحيت های گسترده و تقلب های آشکار هر ساله موجب زير سوال رفتن جمهوريت و دموکراسی و درنتيجه رويگردانی مردم از حاکميت می گردد. در واقع تمام تلاش های تبليغاتی حکومت (با صرف ميليارها تومان) برای اثبات مردمی و کارآمد بودن نظام هرساله در هر فضای انتخاباتی خنثی شده و هدر می رود. اين بحران سياسی صدمات زيادی را متوجه حاکميت تماميت خواه کرده و ثبات نظام سياسی را به خطر می اندازد. به همين دليل است که استراتژيست های نظام را به فکر انداخته تا فکری به حال معضل انتخابات کنند.

راهی که تماميت خواهان در پيش گرفته اند، چيزی نيست جز تعطيل انتخابات. اما چون به واقع نمی توان رسما فرايند برگزاری انتخابات را تعطيل کرد، بايد سعی کنند تا اين فرايند کاملا بی اثر و با کمترين هزينه برگزار شود. بی اثر شدن انتخابات تنها به اين معنی نيست که اصلاح طلبان از اين طريق وارد حکومت نشوند، بلکه انتخابات بايد کمترين تنش و بحران سياسی را نيز به کشور وارد نمايد. چيزی شبيه به دوران پهلوی دوم که انتخاباتی کاملا آرام و بی دردسر و با کمترين هزينه و بحران برگزار می شد.

 

مهندسی انتخابات

مهندسی انتخابات ۲۴ اسفند در راستای استراتژی تعطيل انتخابات بود. اين مهندسی با توجه به تحليل روانشناسی جمعی مردم ايران و تحليل رفتاری گروه های سياسی صورت گرفته است. پس راهی که يافتند اين بود : انتخابات را بايد خود مردم به طور داوطلبانه تعطيل کنند. در واقع حکومت می بايست با مهندسی انتخابات شرايط را به گونه ای پيش ببرد که مطابق روانشناسی جمعی، مردم ايران عموما به اين نتيجه برسند که بايد صحنه انتخابات را ترک کرد. اين قاعده برای گروه های سياسی نيز صادق است. آن ها نيز بايد خود داوطلبانه صحنه را ترک گويند.

برای تشخيص اينکه انتخابات چگونه در راستای استراتژی تعطيل آن مهندسی شده بود کافيست به دو مورد آماری توجه شود. اول اعلام آمار مشارکت ۴۳ درصدی مردم در انتخابات تهران است. چرا حکومت حاضر شد مشارکت مردم تهران را زير ۵۰ درصد اعلام کند. آيا به راحتی نمی توانست اين آمار را به ۵۰ درصد برساند و به اين ترتيب بر مشروعيت قانونی خود بيافزايد؟ چرا حاضر شد هزينه پذيرش رسمی تحريم انتخابات توسط مردم پايتخت را بپردازد؟ چرا در تهران و چند کلان شهر مشارکت زير ۵۰ درصد و در مجموع کل کشور اين آمار بالای ۶۰ درصد اعلام شد؟ آيا اين امر اتفاقی بود؟

به هيچ وجه نمی توان اين امر را اتفاقی و اعلام آمار مشارکت به اين روش را صادقانه و بدون هدف پندارد. پس پاسخی که می توان يافت اين است: تمرکز فعاليت و تاثير گروه های سياسی در شهرهای بزرگ صورت می پذيرد و هرگونه انتقال پيام و تاثيرگذاری بر تصميمات اين گروه ها از طريق دستکاری آمار اين شهرها اتفاق می افتد. اولين پيام اعلام رسمی آمار ۴۳ درصدی برای اصلاح طلبان ارسال شد : اصلاح طلبان بدانند که هيچگونه پايگاه اجتماعی ندارند و تلاش آن ها جهت بسيج مردم کاملا بی اثر بوده است. دومين پيام برای آن دسته از مردمی بود که به هرترتيب قانع شده بودند که بايد در انتخابات شرکت کرده و به اصلاح طلبان رای دهند : رای ايشان نيز بی ثمر بوده و هدر رفته است و شرکت ايشان در انتخابات هيچ فايده ای نداشته است.

در حقيقت حاکميت با اعلام آمار ۴۳ درصدی مشارکت در تهران، در مناظره گروه های سياسی پايتخت بر سر شرکت و عدم شرکت، به عمد موازنه را به نفع تحريم کنندگان تغيير داده و موضع آن ها را تقويت کرده است. آيا اين تحليل ساخته و پرداخته ذهن خيال پرداز نگارنده برای فرافکنی دلايل شکست اصلاح طلبان است؟ البته دلايل بسياری برای اثبات اين ادعا وجود دارد. تقويت موضع تحريم کنندگان هيچ تهديدی برای حاکميت محسوب نمی شود. گروه های اپوزيسيون راديکال در داخل کشور بسيار پراکنده اند؛ برنامه مشخص و مدونی برای جايگزينی ندارند؛ رهبری معينی برای آن ها متصور نيست؛ ميان اين گروه ها شکاف ها و اختلافات بسيار جدی وجود دارد؛ نيروهای امنيتی تا حدی در آن ها نفوذ کرده و بر آن ها مسلطند؛ با مردم و مخاطبان خود دارای کمترين ارتباط و حداقل سطح تماس بوده و قدرت تاثيرگذاری بر مردم را ندارند. اين ها تنها بخشی از دلايلی است که باعث می شود حکومت و نيروهای امنيتی از طرف اين نيروها «در وضعيت حاضر» احساس خطری نکنند. خطر آنجاست که اين نيروها موضع عدم شرکت را کنار گذاشته و در کنار اصلاح طلبان قرار گيرند. پس لازم است موضع عدم شرکت تقويت شود تا به جای اينکه اپوزيسيون به اصلاح طلبان بپيوندند، اين اصلاح طلبان باشند که جايگاه خود را ترک کرده و به سمت جايگاه متزلزل و مبهم تحريم کنندگان متمايل گشته و داوطلبانه انتخابات را تعطيل نمايند.

مورد آماری مهندسی شده دوم که حامل پيام مهمی برای اصلاح طلبان بود، عبارت است از عدم قرار گرفتن اصلاح طلبان تهران در ميان راهيافتگان به مجلس که به احتمال زياد در مرحله دوم نيز تکرار خواهد شد. (همانطور که می بينيد اينبار نيز بحث بر سر پايتخت و شهرهای بزرگ است و نه شهرستان های کوچکتر.) حاکميت می توانست با راه دادن سه يا چهار تن از اصلاح طلبان از فشارها بکاهد و بر وجهه دموکاتيک خود و مجلس بيافزايد، اما اين کار را به دلايل روشنی انجام نداد. اين البته در ميان حکومت های تماميت خواه روشی شناخته شده است. پيام به طور مشخص اين است: نظام به هيچ وجه اجازه نخواهد داد تا اصلاح طلبان از طريق فرايند انتخابات به داخل حاکميت راه يابند. اين يک برخورد قاطع و چکشی برای نشان دادن عدم انعطاف در برابر اصلاح طلبان بود. با زبان ساده تر خواستند بگويند که اصلا با کسی شوخی ندارند و اصلاح طلبان بهتر است وقت و نيروی خود را صرف انتخابات نکنند.

به طور خلاصه از دو آمار فوق می توان اينگونه نتيجه گرفت که استراتژيست های حکومت تصميم بر اين دارند که در دوفاز و با کمترين هزينه انتخابات را برای هميشه تعطيل کرده و يک دموکراسی بی اثر و خودمانی را همچون رژيم گذشته به نمايش گذارند؛ در فاز اول ايجاد ياس و نااميدی در ميان مردمی است که هميشه در رسيدن به خواسته های خود بی صبرانه عجله می کنند. آن ها خواهند گفت «حتی يک اصلاح طلب نيز از تهران به مجلس نرفت و رای ما هيچ تاثيری نداشت. حضور ما بی فايده و همه چيز از قبل برنامه ريزی شده است. » اين يعنی کاسته شدن از پايگاه اجتماعی اصلاح طلبان و تعطيل داوطلبانه انتخابات از سوی مردم. فاز دوم نيز ايجاد احساس ياس و ناتوانی در ميان گروه های سياسی و القای اين فکر که ديگر فعاليت از طريق انتخابات فايده ای نخواهد داشت. اين نيز منجر به ترک داوطلبانه انتخابات و در نتيجه تعطيل آن خواهد شد. از آنجا که درصورت ترک انتخابات راهکار عملی و مطرح ديگری وجود ندارد، ترک عرصه انتخابات عملا به معنای ترک اصلاح طلبی خواهد بود.

 

تعطيل جمهوری

نهايتا شاهد هستيم که چگونه انتخابات مهندسی شده هم مردم و هم گروه های اصلاح طلب را به اين نتيجه می رساند که داوطلبانه انتخابات را ترک و تعطيل کنند. بدين ترتيب حاکميت تماميت خواه نيز برای هميشه از شر معضل انتخابات هرساله و بحران زا خلاص شده و از اين پس يک دموکراسی خودمانی و بدون هزينه و بحران را به نمايش خواهد گذاشت. انتخابات معضلی بود که سنت گرايان از ابتدای انقلاب با آن دست به گريبان بودند. آن ها هميشه به حال کشورهايی چون چين و کشورهای عربی حسرت می خوردند که انتخابات موجب ايجاد بحران سياسی و تزلزل ثبات سياسی آن ها نمی شود. اکنون اما نظام سياسی به حدی در قطعيت در تصميم رسيده است که تصميم دارد انتخابات را تعطيل کند. اگرچه قصد دارد اين کار را نيز توسط خود مردم و گروه های سياسی انجام دهد.

نکته نهايی اين است که اين استراتژی حکومت با هدف ايجاد توهم ميان گروه های راديکال اپوزيسيون نيز صورت می گيرد. اين گروه ها فکر می کنند که عدم شرکت ۵۷ درصدی مردم تهران در انتخابات نشان از حمايت مردم از مواضع آن ها دارد. اين يعنی تصور يک پشتيبانی و پايگاه اجتماعی وسيع که در واقع تصوری کاذب است. حقيقت آن است که به دليل غيرسياسی شدن مردم و قطع ارتباط اپوزيسيون با توده مردم، اين گروه ها «در وضعيت حاضر» حداکثر می توانند ۵ درصد از رای مردم را جابجا کنند که به هيچ وجه تعيين کننده نيست. بخشی بزرگی از مردم بيشتر تحت تاثير ياسی هستند که عمدا از طرف حاکميت بر آن ها القا می شود تا به تدريج تاثير جمهور مردم در نظام جمهوری اسلامی کمرنگ شود. بخش مهمی نيز تحت تاثير ماهواره هايی هستند که تنها می توانند به مردم بگويند در خانه هايشان بنشينند و به هيچ وجه امکان سازماندهی يا حرکت دادن مردم را ندارند. برخی از اين رسانه های ماهواره ای البته درجهت منافع دولت متبوعشان در بلند مدت فعاليت می کنند. آيا اشتراکی ميان منافع آن ها با منافع گروه های اپوزيسيون داخل کشور وجود دارد؟ وقتی اپوزيسيون در برآورد ميزان پايگاه اجتماعی خود دچار توهم شود، قطعا در آينده تصميات اشتباهی را اتخاذ کرده و دچار خطای استراتژيک خواهد شد.  

*** 

اکنون ما در وضعيت سرنوشت سازی قرار گرفته ايم. مسئله اين است: اصلاح طلب بودن يا نبودن؛ در انتخابات حضور داشتن يا نداشتن. ترک داوطلبانه انتخابات يا مقاومت کردن در عرصه انتخاباتی. از آنجا که تحليل انتخابات آينده رياست جمهوری نيز می تواند در اتخاذ تصميم ما مفيد باشد، شايد لازم باشد در يادداشتی ديگر به «برخورد نهايی» اصلاح طلبان و محافظه کاران در آن انتخابات پرداخته شود. راستی دليل سکوت هاشمی، خاتمی و کروبی تا به اين لحظه چه می تواند باشد؟

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 11:42  توسط بهار 1  | 
 
  بالا