تبليغاتX
كانون فرهنگيان شهرستان نايين 1
 
كانون فرهنگيان شهرستان نايين 1
 
 
صنفي - فرهنگي-اجتماعي
 
نامه گزارشگران بدون مرز به دبير کل سازمان ملل متحد در باره وضعيت روزنامه نگاران ايران

گزارشگران بدون مرز در پی صدور حکم اعدام برای عدنان حسن پور و عبدالواحد (هيوا) بوتيمار و گسترش احضار و دستگيری روزنامه نگاران ايرانی، روز دوشنبه ٢٢ مرداد ماه با ارسال نامه ای به بان کی مون دبير کل سازمان ملل متحد، از وی خواست که جمهوری اسلامی ايران را به رعايت تعهدات بين المللی خود وادار کند.


24 مرداد 1386

گزارشگران بدون مرز در پی صدور حکم اعدام برای عدنان حسن پور و عبدالواحد (هيوا) بوتيمار و گسترش احضار و دستگيری روزنامه نگاران ايرانی، روز دوشنبه ٢٢ مرداد ماه با ارسال نامه ای به بان کی مون دبير کل سازمان ملل متحد، از وی خواست که جمهوری اسلامی ايران را به رعايت تعهدات بين المللی خود وادار کند.

گزارشگران بدون مرز در اين نامه نوشته است " ابتدای ترين حقوق عدنان حسن پور وعبدالواحد (هيوا) بوتيمار زير پا نهاده شده است. اين دو زندانی حتا از صدور حکم اعدام برای خود از سوی دادگاه بی خبر بوده اند و شرم آور آنکه از طريق روزنامه در داخل زندان از سرنوشت خود آگاه شده اند."

عدنان حسن پور و عبدالواحد (هيوا) بوتيمار در تاريخ ١٧ مرداد ماه با اعضای خانواده خود در زندان اطلاعات سنندج ملاقات کردند. هر دو زندانی در سلول های انفرادی زندان اداره ی اطلاعات سنندج بسر می برند و در پی انتقال آنها به زندان سنندج، يک ماه است که عدنان حسن پور و عبدالواحد (هيوا) بوتيمار در اعتصاب غذا بسر می برند.

گزارشگران بدون مرز در بخشی ديگر از اين نامه نوشته است "هم اکنون يازده روزنامه نگار برای انجام وظيفه خود از آزادی محروم و در زندان بسر می برند. تعدادی از آنها در دادگاه هايی ناعادلانه به زندان محکوم شده اند و در حال سپری کردن دوران محکوميت خود هستند و اما عده ای ديگر بدون محاکمه در وضعيت نابسامان که از حق درمان نيز محروم شده اند، در بازداشت "موقت" بسر می برند." در اين نامه همچنين تاکيد شده است که " تهاجم عليه روزنامه نگاران و رسانه های مستقل هر روز بيشتر می شود و تعداد بيشتری روزنامه نگار از سوی رژيم تهران مورد آزار و تهديد قرار می گيرد و برای محاکمه احضار می شوند. روزنامه نگاران بايد در برابر دادگاه هايی فرمايشی حاضر و به اتهامات بی پايه و اساس پاسخ دهند."

در اين نامه گزارشگران بدون مرز خطاب به دبير اول سازمان ملل متحد نوشته است : روزنامه نگاران ايران به حمايت شما نياز دارند. اقدام سازمان ملل متحد می تواند ياريگر آنها در تلاش شان برای محترم شمردن شان و آزادی عمل در انجام وظايف حرفه ای شان باشد. ما مطمئن هستيم که شما می توانيد روش و ابزار مناسب را برای متقاعد جمهوری اسلامی ايران به رعايت ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی که خود از امضا کنندگان آن است، پيدا کنيد.

سهيل آصفی در روز ١٣ مردادماه به دادسرای انقلاب اسلامی تهران احضار شده بود که به بازداشت وی منجرشد. در روز ۹ مرداد ماه ماموران دادستانی به منزل سهيل آصفی مراجعه و پس از تفتيش منزل همه دست نوشته ها، کتاب ها، سی دی و کامپيوتر و لوازم شخصی وی را ضبط کردند. وی از حق ملاقات محروم اما طی تماسی تلفنی با مادرش گفته است در بند ٢٠۹ زندان اوين بسر می برد. علت بازداشت اين روزنامه نگار از سوی مقامات قضايی به خانواده و وکلای وی اعلام نشده است.

فرشاد قربانپور از تاريخ ۹ مرداد ماه در منزل اش بازداشت و به زندان اوين انتقال يافته است. همسرش يکبار توانسته است با او ملاقات کند. بنا بر اظهارات همسرش اتهام اين روزنامه نگار " اقدام عليه امنيت ملی" است. برای وی وثيقه ی ٢٠٠ ميليون تومانی صادر شده است. که خانواده از تامين آن معذور است.

آکو کردنسب روزنامه نگار هفته نامه کرفتو در روز ٣٠ تيرماه توسط ماموران وزارت اطلاعات در دفتر اين نشريه بازداشت و پس از تفهيم اتهام در شعبه چهار دادگاه سنندج به زندان اطلاعات اين شهر انتقال يافته است. علت بازداشت اين روزنامه نگار از سوی مقامات قضايی اعلام نشده است. خانواده و وکلای اين روزنامه نگار از تاريخ دستگيری تا امروز از وی بی اطلاع هستند.

اجلال قوامی روزنامه نگار هفته‌‏نامه توقيف شده ی پيام مردم کردستان در تاريخ ١٨ تيرماه پس از احضار به دادگاه دستگير و روانه زندان شد. علت بازداشت اين روزنامه نگار رسما اعلام نشده است، اما وی در ١۹ خرداد ماه از سوی شعبه‌ی اول دادگاه انقلاب سنندج، به سه سال زندان محکوم شده بود. اجلال قوامی که پيش از اين در سال ١٣٨٤ چند ماه زندانی بود از بيماری عفونت چشم رنج می برد و در وضعيت نامناسب جسمی قرار دارد.

محمد صديق کبودوند مدير مسئول هفته نامه توقيف شده ی صدای مردم کردستان توسط ماموران وزارت اطلاعات در ١٠ تير ماه دستگير و به بند ٢٠۹ زندان اوين انتقال يافته است. دليل دستگيری وی هنوز اعلام نشده است. بنا بر اطلاعاتی که به گزارشگران بدون مرز رسيده است اين روزنامه نگار به مدت ٨ روز دست به اعتصاب غذا زده است. وی از سوی مقامات امنيتی برای انحلال "سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان" و پذيرش " انتشار گزارش‌هايی نادرست" از سوی اين سازمان، شديدا تحت فشارهای روحی و جسمی قراردارند. از جمله اتهامات ايشان نيز "اقدام عليه امنيت ملی " اعلام شده است.

سعيد متين پور روزنامه نگار هفته نامه يارپاق و همکار روزنامه های محلی استان آذربايجان از تاريخ ٥ خرداد ماه در زنجان دستگير و به بند ٢٠۹ زندان اوين انتقال يافت. دليل دستگيری وی رسما اعلام نشده است. او از حق ديدار با خانواده و وکلايش محروم است.

محمد حسن فلاحيه خبرنگارتلويزيون العالم، شبکه عرب زبان راديو تلويزيون دولتی ايران از آذرماه ١٣٨٥ در زندان بسر می برد، وی در تاريخ ۹ ارديبهشت ١٣٨٦ از سوی دادگاه انقلاب اسلامی تهران در پشت درهای بسته به اتهام " جاسوسی" محاکمه و به سه سال زندان محکوم شده است. محمد حسن فلاحيه نيز در بند امنيتی ٢٠۹ زندانی ست و بنا بر گفته نزديکان و وکلايش شديدا بيمار و نياز به معالجه جدی در خارج از زندان دارد.

کاوه جوانمرد که در روز ٢٦ آذر ماه در سنندج دستگير شده است، روزنامه نگار هفته نامه کرفتو در تاريخ ٢٧ ارديبهشت ماه سال جاری از سوی شعبه شش دادگاه سنندج و در پشت درهای بسته به دو سال زندان محکوم شد.

علی فرحبخش روزنامه نگار و کارشناس اقتصادی، همکار بسياری از روزنامه های اصلاح طلب از جمله ياس نو، شرق، سرمايه، ٦ آذرماه ١٣٨٥ به هنگام بازگشت به کشور در فرودگاه دستگير شد. وی در تاريخ ٦ فروردين ماه به اتهام "جاسوسی" به سه سال زندان و پرداخت ٦۹ هزار دلار جريمه محکوم شده است. گزارشگران بدون مرز پيش از اين به عدم دسترسی اين روزنامه نگار به حق درمان اعتراض کرده است.


 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 21:2  توسط بهار 1  | 
توصيه وزارت کشور به بانوان: چادر رنگي بپوشيد
17 مرداد 1386
"حجت‌الله ايوبي" دبير شوراي اجتماعي كشور گفت كه در چهل‌وچهارمين جلسه اين شورا، استفاده و ترويج چادرهاي رنگي توسط بانوان‌و الگوهاي نو در پوشش اسلامي
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 18:11  توسط بهار 1  | 

عباس مصلحي جانشين دكتر غروي در امامت نماز جمعه پس از يك روز بعد از بازجويي نيروهاي امنيتي اصفهان  آزاد شد و به كانون خانواده و دوستان برگشت.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 19:54  توسط بهار 1  | 
روزنامه شرق توقيف شد

يك مقام آگاه در وزارت ارشاد گفت: هيئت نظارت بر مطبوعات، دستور توقيف موقت روزنامه شرق را صادر كرد


15 مرداد 1386

اين مقام آگاه در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: روز شنبه 13 مرداد مصاحبه‌اي در صفحه ادبيات روزنامه شرق با عنوان «زبان زنانه» به چاپ رسيد كه دليل توقيف اين روزنامه چاپ اين مطلب است.
وي اضافه كرد: اين مصاحبه با فردي انجام شده است كه مطالب همجنس‌گرايي در روزنامه‌هاي كشورهاي ديگر به چاپ مي رسانده است و اين مصاحبه نيز در همين راستا بوده است.
اين مقام آگاه ادامه داد: به همين دليل هيئت نظارت بر مطبوعات، اين روزنامه را توقيف موقت كرده است تا به اين موضوع رسيدگي شود.


 |+| نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 16:31  توسط بهار 1  | 

 

 

حمله به نماز جمعه مردم اصفهان توسط ماموران وزارت اطلاعات برای چهارمین بار :


در ادامه برخورد های خشن اخیر، ظهر جمعه، 12 مرداد ماه، ماموران وزارت اطلاعات به محل برگزاری نماز جمعه دکتر سید علی اصغر غروی، از اعضاء نهضت آزادی ایران در اصفهان یورش بردند و آقای عباس مصلحی خطیب جمعه و عضو نهضت آزادی ایران را بازداشت نمودند.

 

به گفته شاهدان عینی، روز جمعه 12/5/86 حدود ساعت 1 بعدازظهر تعدادی از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی با همراهی نیروهای انتظامی، با حکم دادگاه ویژه روحانیت به محلی در حومه شهر اصفهان که قبلا دکتر سید علی اصغر غروی چندین بار نماز جمعه در آنجا اقامه کرده بود، هجوم آوردند. در حالی که نماز جمعه به علت عدم حضور دکتر غروی توسط  آقای عباس مصلحی از اعضاء نهضت آزادی ایران اقامه شده بود و نمازگزاران قصد خروج از محل را داشتند، نیروهای فوق، درحالی که مسلح بودند وارد محل شده و از خروج نماز گزاران جلوگیری کردند. در حالیکه برخی از ماموران از همه حاضران در محل و اتومبیل ها به کرات فیلمبرداری می کردند، نیروهای دیگری مشغول بازرسی یک به یک اشخاص و اتومبیلها و بازجویی شفاهی و کتبی از حاضران و مصادره دفاتر یادداشت و نوار و جزوات مشغول می شوند . این افراد که ادعا داشتند تعهدی از دکتر غروی به همراه دارند که طبق آن وی متعهد شده است  دیگر نماز جمعه اقامه نکند و جلسات تفسیر قرآن را برگزار ننماید، علت حضورشان را اقامه غیر قانونی نماز اعلام کرده اند.

این ادعاء در حالی مطرح می شود که در قوانین موجود جمهوری اسلامی ماده یی که نماز را به قانونی و غیرقانونی تقسیم نماید نداریم . ضمنا  اظهارداشته اند که حکم جلب سید علی اصغر غروی و مصطفی مسکین (که هردو از اعضای شورای مرکزی نهضت آزادی نیز می باشند) را به همراه دارند، که علت آن را ممنوعیت این دو نفر از اقامه نماز و شرکت در هر نماز جمعه یا جماعتی عنوان کرده اند. لازم به ذکر است که  به تک تک نمازگزاران، یک فرم سه صفحه یی بازجویی داده شده که شامل سوالاتی در مورد اطلاعات شخصی خودفرد و بستگان او، شماره تلفنهای همراه و ثابت، محل برگزاری نماز جمعه و جلسات تفسیر قرآن و افراد شرکت کننده در آن جلسات  بوده است. و پس از آن از همه افراد تعهد کتبی گرفته شده است که دیگرحق شرکت در نماز جمعه و جلسات تفسیر قرآن غروی یا هرگونه ارتباط دیگری با وی را ندارند و در هر زمانی که اداره اطلاعات ایشان را احضار کرد حاضر شوند.

افراد مهاجم آقای عباس مصلحی را بازداشت و به بازداشت گاه دادگاه ویژه روحانیت منتقل نموده اند. وی در تماس با خانواده خود این موضوع را به اطلاع ایشان رسانده است.

سابقه خبر: این نمازجمعه با سابقهیی بیش از هفتاد سال ابتدا توسط حکیم متاله مرحوم حاج آقا رحیم ارباب و مرحوم آیت الله سید محمد جواد غروی تا اواخر دهه هفتاد ، با اعتقاد به وجوب عینی، اقامه می شد. از  اوائل دهه هفتاد دکتر سید علی اصغر غروی مسئولیت برگزاری این نمازجمعه و جلسات تفسیر قرآن را برعهده گرفت. این نمازجمعه بارها پیش از انقلاب توسط ساواک (در سالهای 50، 53، 56، 57) تعطیل شد. پس از انقلاب نیز سه بار در حیات آیت الله غروی (1360، 1377 و 1384) تعطیل گردید و این چهارمین بار پس از انقلاب اسلامی است که این نماز مورد هجوم نیروهای امنیتی واقع می شود.  جلسات تفسیر قرآن دکتر غروی نیز در آذر 84 از طریق احضار و تهدید برگزارکنندگان تعطیل گردید. دکتر غروی در پاییز 1384 پس از این تعطیلی گسترده نماز و جلسات وی، در نامه یی خطاب به مراجع چنین نوشت:

«...اداره اطلاعات اصفهان، اينجانب را احضار نموده و پس از سه ساعت سخن گفتن، از من درخواست نمودند كه  نماز واجب الهي را تعطيل نمايم ‏، نمازجمعه يي كه بنابر اعتقاد به وجوب عيني آن، در منزل شخصي برگزار مي شد. خدمت پدر (مرحوم آيت الله سيد محمد جواد غروي ،كه جايگاه و مقام علمي او بر شما مكشوف است) ، رسيدم و شرح ما وقع كردم . ايشان با تاثر و اندوه گفتند : "من هفتاد سال پيش ، در روزگاري كه قاطبه روحانيون شيعه ، نمازجمعه را در عصر غيبت، حرام مي دانستند ، ايستادم و تمام توهين هاي آنان كه مرا به سبب اقامه نماز جمعه ، سني و وهابي مي دانستند ، و نيز اعمال فشارها و محدوديتهاي ساواك شاه را به جان خريدم و حكم خدا را تعطيل نكردم . شگفتا امروز كه هفتاد سال پرفراز و نشيب ، از آن روزگار مي گذرد و نمازجمعه ،  از جايگاه قدرت ‏، بي اعتقاد به وجوب عيني و به عنوان يك عمل سياسي اقامه مي شود ،  اين سومين بار است كه پس از انقلاب ، نمازجمعه يي را كه من مقدم به اقامه آن ، به عنوان واجب عيني در ايران بوده ام ، تعطيل مي كنند و البته نخستين بار است كه يورش و ضرب و شتم در كار نيست . به حرف آنان گوش بده و به حداقل نفرات ممكن براي اقامه اين واجب، اكتفاء كن . اما بدان كه اينان نخستين كساني در تاريخ نيستند كه خواهان  تعطيل شدن  احكام خدا  هستند . اولم يسيروا في الارض فينظروا كيف كان عاقبه الذين كانوا من قبلهم كانوا هم اشد منهم قوه و اثارا في الارض (غافر- 21)"  اين كلام را كه شايد آخرين اندرزهاي  آن حكيم فقيد بود ، شنيدم و براي نشان دادن حسن نيت خويش ، نمازجمعه معمول را تعطيل كردم... حال سوال من از شما ، به عنوان مراجع و علماء دين ، اين است كه آيا نهادهاي امنيتي يا هر مقام وقدرت ديگري در يك نظام اسلامي ، حق تعطيل كردن نمازجمعه و جلساتي را كه جز تفسير قرآن «هيچ»‌ سخن ديگري در آنها نيست ، دارد؟ پاسخ شما به اين سوال ، مي تواند راهگشا و موجب رفع ابهام و شگفتي اينجانب گردد».  

هرچند شبیه مضمون فوق در همان زمان برای رییس جمهور و وزیر اطلاعات ارسال گردید، اما تاکنون هیچ جوابی از مراجع در پاسخ به نامه ارسالی فوق، دریافت نگردیده است. در طول قریب به دو سالی که از این ماجراها می گذرد، دکتر غروی بنابر اعتقادی که به وجوب عینی نمازجمعه دارد، آن را در منازل شخصی و با تعداد اندکی برگزار می نمود ولی جلسات تفسیرش از همان هنگام در محاق تعطیلی فرومانده است. نمازجمعه ای که اکنون تعطیل شده در حقیقت همین نماز محدود است که ماموران وزارت اطلاعات آن را هم برنتافته اند.

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 16:28  توسط بهار 1  | 

جناب آقاي سعيد ابو طالبي

 عضو محترم و متعهد هيأت مديره كانون فرهنگيان استان اصفهان با حكم قطعي هيأت تخلفات به تقليل يك گروه محكوم شد!!!!!

 

 لازم به ذكر است كه نامبرده با توجه به اعتماد وپاكي و درستكاري اش پيوسته در انتخابت شركت تعاوني مصرف كارمندان و غيره حائز اكثريت آراء  شده است  

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 10:5  توسط بهار 1  | 
مصاحبه باحمید مجیری معلمی که به خاطر فریاد عدالت خواهی از کاربرکنار شد.

    

آقاي مجيري اگر چه شمابراي  فرهنگيان وخوانندگان عزيز شناخته شده هستيد، اما بهتر است خودتان را بيشتر معرفي كنيد. براي من و براي بسياري از خوانندگان جالب است كه بدانيم يك معلم پس ازاين همه سال پيشينه ي خدمت چگونه زندگي مي كند،وكسي كه حكم اخراج برايش نوشته شده چگونه روحيه اي دارد؟

به نام خدا

      من حميد مجيري هستم،اهل خميني شهراصفهان،معلم رياضيات،با مدرك فوق ديپلم رياضي ، 14 سال است كه تدريس مي كنم،بخش مهمي ازدرآمدم صرف پرداخت  قسط خانه مي شود.معلمي را دوست دارم. و به دانش آموزان عشق مي ورزم. با موسيقي هم مانوس هستم،بسياري از دانش آموزان من فارغ التحصيل دانشگاه هاي معتبر هستند.وقتي آنها را مي بينم كه اينچنين از لحاظ تحصيل پيشرفت كرده اند لذت مي برم. احساس مي كنم درخت زندگي و تلاش من به ثمر نشسته است.

 

   آقاي مجيري با كمال تاسف شنيده ايم كه شمارا ازكار و تدريس اخراج كرده اند،بفرماييد اين حكم به وسيله ي چه كساني صادر شده است؟

    بله، درست است. روز 24تيرماه 1386 نامه اي توسط هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان ،كه مهر و امضا شدبود، به دستم رسيد. برپايه ي اين حكم من از تاريخ 7/تيرماه / 1386 ازكاروتدريس بركنارهستم.

 

   حميد آقا مي شود بفرماييد؛ ازديد هيات بدوي، شما به چه جرمي اخراج هستيد؟

   از ديدگاه هيات بدوي تخلفات و اتهامات من :

  *** شركت در تحصن، اعتصاب در مدرسه، تظاهرات غير قانوني ، و تحريك معلمان به تحصن، تجمع و اعتصاب.

*** نشر اكاذيب، اهانت و هتك حيثيت.

*** ترك خدمت در اوقات مقرر اداري است.

اما ازديد خودم وهمكاران فرهنگي، جرم من عدالت طلبي، حق خواهي، و درخواست ازمسئولين براي عمل به وظايف قانوني و اجراي قوانيني كه از طرف دولت و مجلس تصويب شده است.

 

بطور ويژه بفرماييد درخواست صنفي شما از مسئولين چيست؟

   درخواست هاي صنفي معلمان دربيانيه ها و روزنامه هاوبرخي تومارها گفته شده،اماتوجه به مسائلي مانند:افزايش حقوق معلمان تا بالاي خط فقر،نگاه مسئولين به مشكلات معلمان اززاويه ي صنفي نه سياسي وامنيتي،پذيرش اتحاديه هاوكانون هاي صنفي معلمان كشوربه عنوان نهادي قانوني،مهم مي باشد. زيرااين تشكل هابسترخوبي براي انتقال مسائل ومشكلات معلمان به مسئولين مي باشد.

  آياازديدشماميزان جرم ومجازات باهم برابرهستند؟

من جرمي مرتكب نشده ام،همه ي تجمعات وتحصنات كاملا قانوني مي باشد.واين شيوه ي مجازات اصلا به حق نيست.

    ازديد شما امضا كنندگان اين حكم چه پاسخي به خداوند خواهند داد؟

خوشبختانه من جاي اين افراد نيستم،و آنها خودشان بايد پاسخگوي اين پرسش باشند.اما آنهايي كه دستپاچه و با شتاب چنين احكامي صادر مي كنند،در آينده به عذاب وجدان گرفتار خواهندشد.

وبه جرات مي گويم اين نخستين فرياد عدالت خواهي وحق طلبي نبوده و بي گمان آخرين فرياد هم نيست،هيچكس نمي تواند با ظلم وستم وتزويروبيداد،فرياددادخواهي مظلومان راخاموش كند.

 هرشب ستاره اي به زمين مي كشندوباز      اين آسمان غمزده غرق ستاره است.

 

    حميد جان ازاين پس مي خواهيد چگونه معاش خانواده ي خود را فراهم كنيد؟

    خداوند مهربان وبلند مرتبه است ، بي گمان مارا تنها نخواهد گذاشت.من هميشه به خدا پناه برده ام. و از اين پس هم تنها پناه گاهم او خواهد بود.

                                                                              پایان

   


یک نظر  

نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در سه شنبه نهم مرداد 1386 ساعت 7:39 موضوع | لینک ثابت


برخي ازمعلماني كه تاكنون به خاطر فرياد عدالتي خواهي هزينه پرداخت كرده اند.

رديف

نام ونام خانوادگي

محل خدمت

نوع حكم

قرار آزادي

1

مجيري حميد

خميني شهر

اخراج دائم

******

2

ابطحي سيد مجتبي

خميني شهر

بازخريدزود هنگام30روز بازداشت

40ميليون ت

3

عمادي عبدالرسول

خميني شهر

تبعيد به اراك

******

4

خانم ديباجي

خميني شهر

بازنشست زود هنگام

*****

5

ستارزارع

خميني شهر

3سال تبعيد به كهگيلويه وبويراحمد

*****

6

حسين برخوردار

خميني شهر

5سال تعيد به استان سمنان

*****

7

خانم شرافت

خميني شهر

توبيخ با درج در پرونده

******

8

.......

....

.......

......

9

باغاني علي اكبر

تهران

50 روز بازداشت سه ماه انفصال

30ميليون ت

10

خاكساري محمد

تهران

3روزبازداشت

100ميليون ت

11

.....

...

.....

...

12

اكبري نبي عليرضا

تهران

26 روز بازداشت انفرادي

30 ميليون ت

13

    پور وثوق حميد

تهران

26 روز بازداشت3ماه انفصال

30ميليون ت

14   

رضايي محمد رضا

تهران

26 روز بازداشت3ماه انفصال

30ميليون ت

15

ذاتي  اصغر

تهران

60 روز بازداشت انفرادي

سال82

16

قشقاوي كريم

تهران

16 روز بازداشت انفرادي

30ميليون ت

17

 فلاحي محمد تقي

تهران

29 روز بازداشت

30ميليون ت

18

باقري  محمود

تهران

۳۳ روز بازداشت انفرادي

30ميليون ت

19

منتجبي علي صفر

تهران

26 روز بازداشت

30ميليون ت

20

دارابي ثريا

تهران

10 روزبازداشت

40 ميليون ت

21

بداقي   رسول

تهران

16 روز بازداشت انفرادي

30ميليون ت

22

كمالي محسن

تهران

16 روز بازداشت انفرادي

30ميليون ت

23

ميراكبر رئيس زاده

تهران

14 روز بازداشت

۸۰ميليون ت

24

اكبري نورالله

تهران

19 روز بازداشت انفرادي

30ميليون ت

25

داوري

تهران

19روزبازداشت وتبعيداسلامشهر

30ميليون ت

26

پور سليمان

تهران

19 روز بازداشت انفرادي

30ميليون ت

27

هاشمي عليرضا

تهران

19 روز بازداشت 3ماه انفصال

30ميليون ت

28

تد يني سعيد

تهران

بازداشت

كفالت

29

طيبه ميرزايي

تهران

بازداشت

كفالت

30

آهنگري نادر

تهران

بازداشت

كفالت

31

قنبري اصغر

تهران

بازداشت

كفالت

32

عبدالحميدي منصور

تهران

بازداشت

كفالت

33

اكبري اكبر

تهران

زند ان

كفالت

34

.....

....

....

....

35

رسول خاني اسماعيل

رباط كريم

بازداشت

كفالت

36

 رامشك حسين

رباط كريم

3روزبازداشت 3ماه انفصال

كفالت

37

ديندار حسين

قلعه حسن خان

سه ماه انفصال

*****

38

حسن پور تيمور

قلعه حسن خان

3ماه انفصال

*****

39

قهرماني گل مصطفي

كرج

بازداشت

كفالت

40

عبدي رضا

كرج

14روز بازداشت

 40ميليون ت

41

اسدي مختار

كرج

5سال تبعيد3ماه انفصال

******

42

 قديمي نادر

همدان

10روز بازداشت

كفالت

43

رفاهيت يوسف

همدان

10 روز بازداشت

كفالت

44

نجفي علي

همدان

10 روز بازداشت

كفالت

45

غلامي هادي

همدان

10 روز بازداشت

كفالت

46

انصاري ايرج

همدان

3روز بازداشت و3ماه تعليق

كفالت

47

دوستي نصرت الله

همدان

8ماه انفصال

*****

48

دونفر مدير مدارس

همدان

بركناري از پست مديريت

******

49

40 نفر از معلمان

همدان

هركدام چندين روز بازداشت

******

50

فروزانفر مجيد

همدان

8رو.ز بازداشت

كفالت

51

نادري جلال

همدان

8روز بازداشت

كفالت

52

جليليان محمود

همدان

8روز بازداشت

كفالت

53

زارعي يوسف

همدان

9روز بازداشت

كفالت

54

صادقي علي

همدان

8روز بازداشت

كفالت

55

حميد رحمتي

شهرضا اصفهان

تبعيد به مارندران

******

56

شيرواني غلامرضا

فلاورجان

بازداشت

كفالت

57

شباني همت

گرمانشاه

بازداشت

كفالت

58

موسوي مرادي عباس

چهادانگه ساري

بازداشت

كفالت

59

عباسي غلامعلي

اردبيل

3روز بازداشت

كفالت

60

احمد زاده ارسلان

اردبيل

3روز بازداشت

كفالت

61

فتحي سعيد

اردبيل

3روز بازداشت

كفالت

62

لطفي نيا هادي

خراسان

4روزبازداشت

50 ميليون ت

63

  نجف آبادي ايرج

خراسان

يك هفته بازداشت

80 ميليون ت

64

رجبي حسن

خراسان

8روز بازداشت

150ميليون ت

65

 خواستارسيد هاشم

خراسان

3سال حبس تعليقي

250 ميليون ت

66

حشمتي علي

كرمانشاه

11روز بازداشت

كفالت

67

توكلي محمد

كرمانشاه

11روز بازداشت

كفالت 

68

توكلي محمد

كرمانشاه

27روزبازداشت

50ميليون تسال82

69

صادقي   علي

كرمانشاه

11روزبازداشت

كفالت

70

حيراني اسدالله

كرمانشاه

 7 روزبازداشت

كفالت

71

 لرستاني جهاندار

كرمانشاه

5 روزبازداشت

كفالت

72

لرستاني كيومرث

كرمانشاه

7 روز بازداشت

كفالت

73

صادقي علي

كرمانشاه

7 روزبازداشت

30 ميليون ت سال82

74

نود ينيان پيمان

سنندج

3 سال تبعيد به روستاي وليس زنجان

****

75

اسدپور فرزاد

سنندج

3سال تبعيد به بانه

****

76

صداقت لقمان

بانه/كردستان

اخراج

***

77

مرادي سيامك

بانه /كردستان

اخراج

****

78

محمدعلي شيرازي

يزد

14روز بازداشت و2سال تبعيد

سال 82 ده ميليون ت

79

حسامي فر محمدجواد

يزد

14 روزبازداشت و 2سال تبعيد

سال82  ده ميليون ت

80

چنگيزي احمد

يزد

14روز بازداشت و2سال تبعيد

سال82 ده ميليون ت

81

ميرزايي منصور

يزد

14روز بازداشت2سال تبعيد

سال82 ده ميليون ت

82

ميرزايي منصور

يزد

26روزبازداشت

80ميليون ت

83

نجاتي رمضانعلي

يزد

140هزارت نقدي2سال تبعيد

سال82ده ميليون ت

84

اميرچخماق علي اكبر

يزد

014هزارت نقدي 2سال تبعيد

سال82ده ميليون ت

85

مقيمي علي

يزد

140هزارت نقدي 2سال تبعيد

سال82ده ميليون ت

86

 شاهدي محمدعلي

يزد

140هزارت نقدي2سال تبعيد

سال82 ده ميليون ت

 

                                                                   به نقل از کانون صنفی فرهنگیان ایران


نظر بدهید  

نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در سه شنبه نهم مرداد 1386 ساعت 7:37 موضوع | لینک ثابت


 

هواپيماي دوسلدورف – تهران ساعت 35/3 بربالين فرودگاه امام "ره" نشست.

   محمد خاكساري برگ آس اين پروازبود،كه در سالن انتظارفرودگاه ازپله هاي برقي چهره اش برروي منتظران تابيدن گرفت،جمعيت حاضر در سالن به يكباره به وجد آمدند،همه از جايشان برخاستند،گويي تشنگاني بودند ،چشم به راه باران. محمد خاكساري نيز از آنسوي حفاظ هاي شيشه اي هردو دستش را تكان داد و عطر مهرباني از دستان خالي اش فواره اي شد به روي دوستان يكدل و يك رنگ پاشيد.

  اماكسي به آرامي دستان مهرافشان محمد راكشيد و برد،ندانستيم به كجا،اما تا پيدا بود ،خنده از لبهاي محمد تراوش مي كرد. وشادي بردلش جاري بود.

 دوستان و خانواده، برخي اندوهگين وبرخي همچنان خندان . چهره ي خندان محمد تا دوساعت از ديدگان ما ناپيدا شد، وما دلواپس كه اكنون با او چه مي كنند؟

   ساعت 30/6 صبح يكبار ديگر محمد از آنسوي شيشه ها نمايان شدولبخند باريد،بارديگر شادي مهار نشدني به اردوگاه معلمان بازگشت.

   هر كس مي كوشيد كه زودترمحمد را در آغوش بكشد.دسته گل وشيريني ها از ياد رفت. آنچه براذهان ماند آغوش ولبخند و مهرباني بود.

محمد از سفرمي گفت،از نظم اروپامي گفت،ازتفتيش اثاث و انديشه اش در فرودگاه امام "ره"

محمد آمد باكوله باري از تجربه ودانش وحرف هايي كه در اينده گفته خواهد شد.

آنچه به ياد ماندني بود،معلمي بازنشسته كه هيچكس او را نمي شناخت و او را نديده بود با دسته گلي در دست ولبخندي  برلب خوش آمد گفت و رفت ديگرهيچ  كسي او را نديد.

 

 

 
 
 

 

 

به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه بر نگذرد

 

 

جناب آقای فرد. ون. لیوون

 

همکاران گرامی و مهمانان محترم

 

    اینجانب محمد خاکساری مدیر مسئول هفته نامه قلم معلم به نمایندگی از کانون های صنفی معلمان ایران که د رحال حاضرپرنفوذ ترین وگسترده ترین تشکل ها ی غیر دولتی معلمان درسراسرایران هستند، افتخار حضور د راین کنگره ی ارزشمند را یافته ام .

     تا ضمن تشکر و قدردانی از برگزار کنندگان این کنگره بزرگ جهانی به ویژه ریاست محترم  EI  پیام کانون های صنفی معلمان ایران را که پیام همه فرهنگیان ایران است، به گوش همکارانشان در اقصی نقاط جهان برسانم.

 

ریاست محترم، همکاران گرامی :

 

     اگرچه همه ما با اهداف و دردهای مشترکی دور هم جمع شده ایم، اما فرهنگیان ایران به ویژه فعالان صنفی که سخن گوی میلیونها معلم شاغل و بازنشسته هستند، روزهای سخت تری را می گذرانند .

     در سال گذشته به دنبال اعتراضات صنفی فرهنگیان ایرانی نسبت به ساختار بیمار آموزش و پرورش  و سیاست زدگی آن، وجود خیل کثیر محرومان از تحصیل، عدم دخالت خرد جمعی معلمان،  در تصمیم گیری های کلان آموزش و پرورش، مدیریت های ناکارآمد،عدم وجود امنیت شغلی ، تبعیض و زیر خط فقر بودن 70 درصد معلمان شاغل و 100 درصد معلمان بازنشسته، دولت ایران معلمان زیادی را دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار داد.

 

     بعضی را زندانی ، برخی را به احکام بسیار سنگینی چون تبعید ، انفصال ازخدمت و اخراج محکوم کرد و متاسفانه این روند همچنان ادامه دارد .

تنها نشریه تخصصی و صنفی و غیر دولتی معلمان ایران به نام قلم معلم نیز توقیف و سردبیر آن خانم ثریا دارابی زندانی شد.

    و نیز اینجانب مدیر مسئول نشریه پس از سه هفته بازجویی با صد میلیون تومان وثیقه ملکی آزاد شدم.

 

     بنده با سپاس فراوان ا ز اتحادیه جهانی و میلیون ها فرهنگی که د ر سراسر جهان مراتب همدردی خود را با معلمان ایران ابراز داشته اند به نمایندگی از کانون های صنفی معلمان ایران پیشنهادات زیر را تقدیم می دارم و تقاضا دارم هیئت رئیسه توجه خاصی به آن مبذول فرمایند .

 

*** هر سال به مناسبت گرامی داشت  روز جهانی معلم آموزش و پرورش  یکی از کشورها مورد توجه خاص قرار گیرد . به طو ر  مثال سال آینده به عنوان" روز جهانی معلم و معلمان ایرانی" نام گذاری شود و آموزش و پرورش ایران مورد بازرسی واقع گردد

*** برای ایجاد عدالت آموزشی و استاندارد سازی آموزش مردم جهان کمیته ویژه ای تشکیل شود تا به نحوه ی  صحیح اجرا ی آموزش استاندارد توسط دولت ها به طور دائم نظارت نماید و تذکرات لازم را ارائه کند .

به طور مثال بر طبق آمار منتشره ا ز طرف دولت در حدود 3 میلیون نفر ا ز کودکان  6  تا  14  ساله ایرانی از تحصیل محرومند. این در حالی است که آمار های غیر دولتی رقم 4  تا  4.5  میلیون  نفر را اعلام کرده اند . ( روزنامه اعتماد – 13/4/1386 )

 

امیدواریم که  دور  آینده ی  مجمع عمومی  کنگره جهانی آموزش و پرورش بین الملل در کشور ایران برگزار شود.

 


از خداوند دانا و توانا موفقیت این کنگره ارزشمند جهانی و اجرای کامل آموزش و پرورش  استاندارد توسط دولت ها را خواستاریم .

 

 

 


با سپاس بیکران


شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران

 

29/4/1386


نظر بدهید  

نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در جمعه پنجم مرداد 1386 ساعت 9:37 موضوع | لینک ثابت


خبر مهم و فوری:

 

آقای خاکساری نماینده معلمان ایران در پنجمین کنگره جهانی آموزش – برلین – هنگام ورود به ایران و درمقابل دیدگان اشک آلود همسر و فرزندانش توسط نیروها اطلاعاتی و سربازان گمنام امام زمان دستگیر و به نقطه نامعلومی انتقال یافت.

              تهران – فرودگاه امام خمینی 

                      ساعت 4 صبح جمعه 6/5/86

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 9:59  توسط بهار 1  | 

به نام خدا

به حكم هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان :

۱- آقای حمید مجیری  اخـــــــــــــــــراج شد

۲- سركا رخانم مژگان ديباجي از خدمت بازخريد شد.

۳- آقاي ستار زارع براي ۳ سال به استان سمنان تبعيد شد.

۴- آقاي نورالله برخوردار براي مدت ۵ سال به استان كهگيلويه و بويراحمد تبعيد شد.

۵- آقاي سيد مجتبي ابطحي بادوگروه كاهش، به بازنشستگي زود هنگام ، محكوم شد.

۶- آقای عبدالرسول عمادی محكوم به ۳سال تبعید به استان مرکزی

۷- سرکار خانم شرافت محكوم به توبیخ با درج در پرونده

باعث تاسف است که شریف ترین انسانها ی متعهد و مبارز که بایستی افتخار آموزش و پرورش باشندبه جرم حق طلبی محکوم می شوند

کانون فرهنگیان نایین این حکم نا عادلانه را محکوم می کند و از مسوولین می خواهد در لغو این احکام جدا رسیدگی کنند

 

 


روساي آموزش و پرورش كشور در بيانيه پاياني بيست و چهارمين اجلاس خود كه روز سه‌شنبه‌پايان يافت، خواستار ايجاد تحول در مولفه‌هاي آموزش و پرورش شدند. به گزارش ايرنا، در بيانيه ارسالي اداره كل روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش، آمده است براي دستيابي به اهداف نظام تعليم و تربيت اسلامي، مبني بر آموزه‌هاي ديني براساس چشم‌انداز 20 كشور "تحول " در مولفه‌هاي آموزش و پرورش در حوزه برنامه‌ريزي آموزشي و درسي تربيت معلم و نيروي انساني، منابع مالي و فضا و تجهيزات آموزشي و نظام پژوهش و تحقيق با رويكرد فرهنگي تربيتي، عدالت آموزشي، توسعه مشاركت و ارتقاء كيفيت علمي آموزش و پرورش ضروري است.
اين بيانيه با اشاره به سير شتابان تحولات در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات و بهره‌گيري گسترده از آن در آينده‌اي بسيار نزديك، خواستار توجه بيش از پيش برنامه‌ريزان و سياست‌گذاران به اين مهم شده است .
دراين بيانيه ضمن قدرداني از اقدامات اخير وزارت آموزش و پرورش در اين زمينه تاكيد شده است كه گسترش اين امر راهبردي، مستلزم تدوين برنامه‌هاي راهبردي و اساسي است و اجرا و نظارت صحيح بر فرايندهاي آن در اقصي نقاط كشور ضروري است .
روساي آموزش و پرورش كشور سرمايه‌گذاري بيشتر در زمينه نيروي انساني و اختصاص نيروي پرورشي و تربيتي را خواستار شده و صيانت از منزلت اجتماعي معلمان را ضروري دانسته است .
بيانيه پاياني اجلاس روساي آموزش و پرورش كشور ضمن اعلام حمايت خود از حركت شجاعانه مسوولان نظام جمهوري اسلامي در احقاق حقوق ملت ايران تاكيد كرده است كه ضرورت دارد در متون آموزشي و كمك آموزشي متناسب با دوره‌هاي تحصيلي به موضوع فناوري هسته‌اي پرداخته شود.
دراين بيانيه بااشاره به اينكه تنگناهاي مالي و سخت‌گيري در تخصيص اعتبارات آموزشي، تحرك و تحول نظام آموزشي را با دشواري و محدوديت روبرو ساخته است،"مهندسي اقتصادي" به منظور استفاده بهينه از منابع مالي فيزيكي و انساني موجود و كسب منابع جديد در حوزه‌هاي آموزشي و تربيتي، ضرورتي انكار ناپذير توصيف شده است .
در پايان اين بيانيه، توزيع متناسب امكانات و پرداختها و بهبود وضعيت معيشتي فرهنگيان درخواست شده است

آموزش نیوز

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 6:52  توسط گروهی از معلمین  |  نظر بدهید

رییس فراکسیون فرهنگیان مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به محمود احمدی‌نژاد خواستار سرعت بخشیدن به تامین اعتبار و پرداخت بدهی فرهنگیان شد.
به گزارش خانه ملت، حمیدرضا حاجی بابایی نماینده همدان در مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور با اشاره به خدمات دولت به فرهنگیان و با تقدیر و تشکر از این خدمات تصریح کرد: متأسفانه حق التدریس سه ماهه اول سال 86 و نیز اضافه کاری کارکنان و بعضی موارد دیگر در تعدادی از استانها پرداخت نشده است، از آنجایی که اعتبارات آموزش و پرورش استانی شده و استانداران در شورای برنامه‌ریزی استانها در مورد آن تصمیم‌گیری می‌کنند، لذا این موضوع باعث شده است که تعدادی از استانها اعتبارات لازم را تخصیص داده‌اند و تعدادی دیگر به هر دلیلی اقدام ننموده‌اند و موجبات نگرانی رؤسای سازمانها و رؤسای مناطق آموزش و پرورش را فراهم نموده است.
وی افزود: پیگیری‌های فراوان آنها نیز منتج به نتیجه نگردیده است. بنابراین خواهشمند است دستور فرمائید هر چه سریعتر نسبت به تامین اعتبار و پرداخت بدهی فرهنگیان عزیز اقدام مقتضی مبذول گردد و از این پس در سراسر کشور یک رویه اتخاذ شود.

به نقل از آموزش نیوز

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 6:49  توسط گروهی از معلمین  |  نظر بدهید


آموزش و پرورش كشور دستخوش كسر بودجه سه هزار ميليارد توماني شده است.
به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محمدنبي رودكي ـ نماينده مردم شيراز در مجلس ـ امروز (چهارشنبه) در تذكري با استناد به بند 7 ماده‌ي 23 آيين‌نامه داخلي مجلس در باب مسووليت و نظارت و رعايت اوقات و مهلت‌هاي قانوني، گفت: متاسفانه با بي‌توجهي هيات رييسه، آموزش و پرورش كشور دستخوش كسر بودجه سه هزار ميليارد توماني شده است.
در اين هنگام حداد عادل سخن نماينده شيراز را قطع كرد و از ارتباط اين تذكر با جلسه‌ي علني سوال كرد.
رودكي در پاسخ به حداد عادل، گفت: ربط آن اين است كه لايحه‌ي نظام هماهنگ پرداخت حقوق اولين مصوبه و طرح بوده است.
رييس مجلس خطاب به رودكي، گفت: اين مساله ربطي به اداره‌ي جلسه ندارد و توضيح مي‌دهم اين لايحه در چه مرحله‌اي است.
رودكي نيز عنوان كرد: سه بار اين مساله را در 6 ماه گذشته مطرح كرده‌ام؛ شما گفته‌ايد در شوراي نگهبان است مگر آيين‌نامه اجازه مي‌دهد دو تا 10 روز بيش‌تر در آن جا بماند.
حداد عادل در پاسخ به وي، گفت: اين لايحه از شوراي نگهبان آمده است.
به گزارش ايسنا، در اين هنگام به دليل پافشاري رودكي بر ادامه‌ي بحث حدادعادل خواستار قطع ميكروفن وي شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 6:48  توسط گروهی از معلمین  |  نظر بدهید

خيابان روبروي مجلس شورا در بهارستان در زمستان 85 شاهد بزرگترين اعتراضات معلمان بود. گستردگي اين اعتراضات با استقبال ديگر معلمان در برخي مراكز استان روبرو گرديد و يكي از بزرگترين تجمعات اعتراضي در راستاي احقاق حقوق صنفي را رقم زد.

 اما به راستي چرا معلمان فضاي مشترك عمومي يعني خيابان را برگزيدند و به خيابان آمدن را راه حل يافتند؟

ريشه هاي بحران

شايد برخي وجود تورم و توزيع نابرابر حقوق ميان معلمان يا افت فاحش مزاياي نقدي و غيرنقدي ميان اين وزارتخانه و ديگر وزارتخانه ها را از دلايل اصلي بحران به همراه عدم پاسخگويي و يا پاسخ هاي بي ربط همراه با توهين مقامات مسئول بدانند، اما اين ها تمامي بخشي از حقايق را بازگو مي كنند.

ريشه هاي اصلي بحران پس از وقوع انقلاب  و سياست رسمي افزايش جمعيت در سال هاي نخستين پس از پيروزي به همراه سياست هاي شبه سوسيالستي مدارس يكسان شده ی دولتي است، دولت؛ خود را با استخدام معلمان در دامي انداخت كه امروز نتايج آن را شاهديم. اگر دولت در سال هاي آغازين انقلاب به ازدياد نسل كمك نمي كرد؛ مجبور نبود تا در سال هاي مياني دهه ی 60 به استخدام بيش از حد معلمان بپردازد تا در دهه ی هفتاد اعتراضات آرام و در دهه ی 80 اعتراضات خياباني را تحمل كند.

 بخشي ديگر از ريشه هاي بحران كنوني؛ عدم اعتقاد سران امور آموزشي به بخش خصوصي در غالب مدارس خصوصي است. هر چند در برخي سال ها با تأسيس و مجوز مدارس غيرانتفاعي بخشي از مشكلات، موقتاً مرتفع گرديد.

شيوه هاي اعتراضات معلمان

اگر به صورت گذرا به طبقه بندي شيوه هاي اعتراضات معلمان بپردازيم و سكوت خائنانه ی معلمان يقه سفيد را كنار بگذاريم، شيوه هاي زير نمود مي يابند:

1- برخي واكنش هاي اقتصادي را بهترين و امن ترين روش يافته اند، گروهي در ضمن ادامه دادن شغل خويش سازمان آموزش و پروش را دور زده و به طور فردي در زندگي روزمره ی خويش به ساير فرصت هاي درآمدزا در بازار كار پرداخته اند، گروهي از شغل معلمي يكسره خارج شده اند. اصلي ترين گروه اعتراض كننده فعلي همان گروهي هستند كه در آموزش و پرورش باقي مانده و توان روحي آن ها به دليل چند شغلي بودن و جدا جدا بودن اين نوع اعتراض رو به كاهش رفته است. اين نوع اعتراض بدليل  ماهيت بي سر و صداي آن و روزمره بودن، كم تر بازتاب عيني يافته و فقط نشان داده است كه ايرادي در سيستم كنوني هست و به دليل آن كه راه حلي مناسب پيش پاي معلمان نمي گذارد عملاً شكست خورده است.

2- شيوه هاي سياسي اعتراضات معلمان را به دسته هاي زير مي توان تقسيم كرد:

اولين شيوه ی اعتراض سياسي معلمان مخالفت در حوزه هاي مورد اعتماد خصوصي است. يعني همان صحبت های هميشگي در جمع خانواده، دوستان صميمي و افراد مورد اعتماد، اين ابتدائي ترين حالت سياسي اعتراض است كه پس از سكوت وفادارانه ی ناشي از اميدواري به بهتر شدن اوضاع رخ مي دهد، عدم وفاداري به سيستم و ترس از انتقام گيري زمينه ی ظهور اين نوع اعتراض سياسي را ايجاد مي كند. معلمان پس از حمايت بي منطق و احساسي خود از محمود احمدي نژاد در انتخابات گذشته، دريافته اند كه كيسه شان خالي و كلاه گشادي بر سرشان رفته است، لذا اكثريت قابل توجهي از آنان به اين شيوه روي آورده اند. گروهي ديگر نامه نگاري و بيان اعتراض جمعي را پيشه گرفته اند همين گروه به بيان نارضايتي خود در ميان ديگر اقشار مردم روي آورده اند. حوزه ی عمومي رسانه ها صحنه ی اصلي جدال آن ها با دولت است كه البته به دليل فشار حكومتي بر رسانه هاي داخلي فضاي مجازي (اينترنت) عرصه ی اصلي اين اعتراضات است كه با پشتيباني بي دريغ ديگر گروه هاي اجتماعي مواجه شده است.

اعتراضات خياباني به عنوان قدرتمندترين اما كوتاه ترين و پرخطر ترين شيوه برگزيده شد و اين شيوه رنگ ديگري به اين واكنش ها داد. به خيابان آمدن مكانيسم اطلاع رساني سريعي را در درون جامعه ايجاد كرد، فشار عظيمي را به سيستم كنوني تحميل نمود از ديگر سو زنجيره اي بودن اين اعتراضات بر قدرت آن افزود واكنش هاي حاكميت، بازتاب زيادي در جامعه يافت و تظاهرات معلمان در روبروي مجلس امكان مشاركت براي معترضان غير معلم را فراهم آورد و از همه مهم تر يك هويت جمعي مشترك را آفريد كه لذتي بي مانند داشت اين دقيقاً همان لذت اعتراض است كه در آغاز سخن از آن گفتيم.

نتيجه گيري

وقوع واكنش هاي انتقام گيرانه و لجاجت هاي كور مقامات از شدت اين اعتراضات نخواهد كاست. شايد معلمان در مقطعي به اعتراض در فضاهاي سربسته همچون مدارس و ادارات روي آورند يا به كم كاري خويش شدت بيشتري دهند، اما اتفاق مهمي در عرصه ی آموزش و پروش رخ داده است؛ اين اتفاق مهم آن است كه معلمان كه وفاداران ابدي انقلاب در دهه ی 60 خوانده مي شدند در دهه ی 70 سكوت وفادارانه خود را شكستند در طي سال هاي 80 تا 84 به نامه نگاري تا تظاهرات خياباني روي آوردند تظاهراتي كه در آن سال ها حداكثر 5 هزار نفر در تهران حضور داشتند اما در تظاهرات اسفند 85 جمعيت حداقل 3 برابر سال هاي گذشته  بود و توالي اين تظاهرات نشان از عمق مشكل مي داد آن چه كه هويدا بود سازماندهي بهتر و رفتار عاقلانه تر صنفي معلمان بود كه دل هر درد مندي را به درد آورد، هرچند كه با واكنش هاي معمول بزن و بكوب و بگير و ببند در برخورد با تظاهرات مواجه شد اما نشان از قدرت بالاي سازماني معلمان به عنوان بزرگترين منتقد دولت داشت لذا در صورت تكرار دنباله دار اين اعتراضات مدني مي توان راه حلي براي احقاق حقوق معلمان تصور نمود در غير اين صورت همان خاكريزهاي معنوي كه درميان بخشي از حاكميت يا نهادهاي بين المللي و از آن مهم تر در ميان ملت ايران فتح شده باز پس گرفته خواهد شد.

برداشتی آزاد از نوشت های مهرداد سيد عسگري

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:26  توسط گروهی از معلمین  |  نظر بدهید

آقايي كه به عنوان معلم در مورد افزايش حقوق پلكاني معلمان و مسائل و مشكلاتي كه اين طرح براي معلمان به وجود آورده نظر داده‌اند و اين موارد را دروغ مي‌پندارد، يا معلم نيست يا سر خود را در برف فرو كرده و مانند ديگران كه معلمان را وبال گردن جامعه مي‌دانند از يك آبشخور سرچشمه مي‌گيرند. آنان كه مدتي پيش خواسته‌هاي به حق معلمان را مانند رييس مجلس زياده‌خواهي قلمداد كردند در حالي كه خواسته ی معلمان فقط اجراي مصوبه‌اي بود كه خود مجلس بعد از سه سال تصويب كرده بود. سوال من از تمام کساني که نسبت به ساعات کار و تعطيلات فراوان و دريافتي فوق العاده معلمان و جامعه ی فرهنگيان کشور حساسيت نشان داده و ما را جماعتي وبال گردن جامعه معرفي مي کنند، اين است:

آيا نظام آموزشي در جهان سراغ داريد که در مدت 12 ماه سال معلم و دانش آموز سر کلاس حاضر باشند؟ آيا در تمام دنيا نظام آموزشي سراغ داريد که به معلمان اجازه دهد، بيش از 20 ساعت تدريس کنند؟ اين طبيعت و روند کار در تمامي نظام هاي آموزشي دنياست.

در صورتي که فرض بگيريم که جامعه تحصيل کرده و با فرهنگ مملکت وبال جامعه هستند، پس استادان دانشگاه و مراکز آموزش عالي که در هفته 8 تا 10 ساعت تدريس دارند و تعطيلات آن ها بيش از مدارس است در کجاي اين معادله جاي مي گيرند؟ مدتي پيش با کمال تأسف سازمان مديريت که مبناي حرکت علمي و برنامه ريزي جامعه است با ارائه ی جدولي دريافتي معلمان را نسبت به ديگر کارکنان مملکت مورد مقايسه قرار داد. تماشاي اين جدول اميد ما را براي هميشه از بابت توجه به حقوق حقه معلمان مأيوس نمود. اين که يک مرکز علمي اين چنين نگرشي به فرهنگ دارد تير خلاص به رويکردهاي علمي در اداره ی جامعه است. اگر مي انديشيد که استاد دانشگاه داراي مدارک علمي بالاتري است بايد بدانيد که تعداد معلمان داراي مدرک ارشد و دکترا کم نيست و من حاضرم فيش حقوقي خود را با هر کدام از استادان هم رتبه ی خود در وزارت علوم مقايسه نمايم. يا اگر سازمان مديريت مي خواهد مستند سازي کند شهامت داشته باشد و دو فيش مشابه و همسان يکي از آن فرهنگيان و يکي از ادارات ديگر را در معرض قضاوت عموم مردم قرار دهد تا جامعه بداند که مطالبات فرهنگيان نه زياده خواهي غير مسئولانه بلکه تساوي طلبي دردمندانه است.

 آيا معلم شدن در اين مملکت معادل با گرسنگي کشيدن يا تماشاي بهره مندي ديگران است؟ شما که حتي پرداخت ديون مستحق فرهنگيان را در بوق و کرنا مي کنيد؛ حاضريد بفرماييد که به هر کدام از کارکنان اداراتي مانند برق و مخابرات و گاز و... ده ها اداره ی ديگر چقدر در ماه پاداش مي دهيد؟ يا مقدار کمک هاي نقدي و غير نقدي کارکنان آنان به چه ميزان است؟ ما بخيل نيستيم و نه خود را با وزارت خانه‌هاي داراي شأن و منزلت و نورچشمي مانند نفت و نيرو و آموزش عالي و... مقايسه مي کنيم و نه از بهره مندي آنان گله منديم. خواسته ی ما يک خواسته ی صرفاً صنفي است. آيا آن وزارتخانه چون کار استخراج نفت را بر عهده دارد اموال مملکت را ملک طلق خود مي پندارد؟

 

منبع: وبلاگ معلمی از کویر سربداران

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:24  توسط گروهی از معلمین  |  یک نظر

 الف) مقدمه

روز یک شنبه 15 بهمن1386 حدود 300 نفر از فرهنگیان، مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند تا اعتراض خویش را نسبت به بازپس گیری طرح پرداخت هماهنگ حقوق اعلام نمایند. استان تهران حدود 300 هزار فرهنگی دارد یعنی از هر هزار فرهنگی تهرانی،  تنها یک نفر در این همایش صنفی شرکت کرد و 999 نفر یا مطلع نشد و یا ترجیح دادند مانند هر روز به سر کارخویش بروند.

ب) ما کجاییم؟

می خواهم در اینترنت  راجع به انجمن صنفی معلمان مطلبی پیدا کنم. به سراغ جستجوگر گوگل می روم. انجمن صنفی را تایپ می کنم. نام این انجمن صنفی ها را مشاهده می کنم: انجمن صنفی روزنامه نگاران، انجمن صنفی صنایع پنبه پاک کنی، انجمن صنفی آردسازان ایران، انجمن صنفی عکاسان مطبوعات اران و... ده  صفحه می گذرد، صد گزینه را می بینم اما نام انجمن صنفی معلمان را نمی یابم! این بار کلمه ی انجمن صنفی معلمان را تایپ می کنم. نام هایی مانند انجمن صنفی معلمان تهران، اصفهان و دزفول را می بینم. این آزمایش بدان معناست که تعداد مراجعه کنندگان آن انجمن صنفی ها بیش از حضور فرهنگیان بوده است!

ج) تاریخچه

احتمالاً انجمن صنفی فرهنگیان از پرسابقه ترین انجمن های صنفی ایران باشد. متأسفانه کتاب تاریخ فعالیت های صنفی معلمان نوشته نشده است. معلمان در روز 12 اردیبهشت سال 1340 در میدان بهارستان تجمع و نسبت به کمی حقوق خویش اعتراض کردند. این اعتراض 11 روز ادامه داشت و...  آیا این اولین تحرک صنفی فرهنگیان است؟ حتی اگر این تاریخ را آغاز فعالیت های صنفی معلمان بدانیم به 45 سال تلاش صنفی می رسیم. آیا تاکنون این فعالیت مورد بررسی و نقد قرار گرفته است؟ انجمن صنفی معلمان در چه مقاطع زمانی موفق بوده است؟ دلایل این توفیق چه بوده است؟ تاکنون انجمن صنفی توانسته است چه مشکلاتی را از پیش روی فرهنگ و فرهنگیان بردارد؟ مهمترین مشکلات انجمن چیست؟ آیا اگر دغدغه های مالی معلمان از بین برود نیاز به انجمن صنفی وجود نخواهد داشت؟

د) انجمن های صنفی معلمان فراگیر نیست

حدود 40 شهرستان ایران انجمن صنفی فرهنگیان  دارد. اگر تعداد شهرستان های ایران را 750 بدانیم یعنی تنها 5% شهرستان های ایران.

نکته بعدی این است که حتی در شهرستان هایی که این انجمن فعالیت می کند بیشتر معلمان عضو انجمن نیستند و از فعالیت های آن اطلاعی ندارند. معمولاً فعالیت انجمن صنفی یک شهرستان با حضور چند فرهنگی دلسوز آغاز می شود. آن ها راجع به اهمیت فرهنگ و فرهنگیان سخن می گویند و بعد چند جلسه و چند بیانیه که رونوشت آن به مدیرکل، وزارت، مجلس و چند جای دیگر ارسال می شود و هنگامی که نتیجه ی دلخواه گرفته نمی شود از انجمن تنها یک نام و یکی دو جلسه ی سالانه باقی می ماند.

ه) انجمن صنفی معلمان و عدم حمایت وزارت محترم آموزش و پرورش

آموزش و پرورش ایران دولتی و متمرکز است. یعنی آن که وزارت، روز و ساعت حضور دانش آموز در مدرسه، ساعات تدریس هر واحد درسی، کتاب هایی که باید خوانده شود و حقوق و مزایایی که معلم باید دریافت کند را تعیین می کند. بنابر این فرهنگی معتقد است هیچ فرد و گروهی جز دولت خدمت گزار نمی تواند وضع او را تغییر دهد. نگاه معلم به دست بخشنامه است که چه دوره ای برگزار می کند؟ این دوره چه مزایایی دارد؟ چگونه می شود گروه گرفت و از همکار مدرسه یک قدم جلوتر بود؟و... از سوی دیگر؛ مسئولین آموزش وپرورش نیز که معمولاً پست خویش را از مقامات بالاتر گرفته اند انجمن های صنفی را رقیبی برای خود می دانند. هنگامی که در تابستان 85 انجمن های صنفی فرهنگیان شهرهای مختلف ایران در یکی از کانون های فرهنگی تهران گردهم آمدند. وزیر آموزش وپرورش دعوت آن ها را برای حضور در جلسه و شنیدن دیدگاه آن ها نپذیرفت. هنگامی که مسئولین وزارت آموزش و پرورش - که معمولاً در سخنرانی ها، خود را معلم می دانند-  توجه به دغدغه های انجمن های صنفی معلمان ندارند چگونه می توان از دیگر مسئولین انتظاری داشت؟!

و) انجمن صنفی معلمان و رسالت اصلی

متأسفانه از روز نخست تشکیل انجمن های صنفی معلمان، فعالیت آن هاتحت تأثیر کمی حقوق و مزایا و تلاش برای افزایش آن بوده است. در حالی که به گمان من مهم ترین وظیفه ی هر تشکل صنفی باید بهبود شرایط کار باشد. در میان معلمان بیش از 300 هزار نفر با مدرک کارشناسی و 40 هزار نفر با مدرک کارشناسی ارشد و دکتری وجود دارد. انجمن های صنفی معلمان باید با بررسی نظام آموزش و پرورش ایران، طرح ها و راهکارهایی برای بهبود نظام تعلیم و تربیت ایران ارائه کند و نسبت به طرح های آموزش و پرورش اظهار نظر کند. متأسفانه در یکی دو دهه ی اخیر طرح های بسیاری مانند مدرسه محوری، خانه ی مدرسه، حذف نظام قدیم، پیش دانشگاهی، حذف و احیای امور تربیتی و ارتقاء شغلی، در مدارس اجرا شده که کارشناسی بودن آن ها در مدارس مورد تردید قرار گرفته است. معلمین به دلیل ارتباط مستقیم با دانش آموز و داشتن تجربه و دانش بهترین گزینه برای مشورت و ارائه ی نظر در مورد طرح هایی است که قرار است در آموزش و پرورش اجرا شود.

ز)  معلمان و وسایل ارتباط جمعی

جهانی که ما در آن زندگی می کنیم؛ سال هاست به دهکده ی تبدیل شده است. این امر با بهره از وسایل ارتباط جمعی مانند: نشریه، رادیو، تلویزیون، ماهواره و اینترنت رخ داده است. متأسفانه حدود یک میلیون فرهنگی نه روزنامه دارد نه مجله نه یک برنامه ی رادیو یا تلویزیونی!

به نظر من  در میان وسایل ارتباط جمعی، دو وسیله باید مورد توجه بیشتر قرار بگیرد: نشریه، روزنامه و مجله؛ وسیله ای ارتباطی که برای قشر باسوادی مانند فرهنگیان می تواند مورد توجه باشد. برخلاف رادیو و تلویزیون، حرف نشریه را می توان بارها خواند در جاهای مختلف ارائه کرد و علاوه بر این؛ وسیله ای غیر دولتی است. اینترنت؛ دومین وسیله ای است که می تواند مورد توجه فرهنگیان و صنف آن ها قرار بگیرد. اینترنت؛ ارزان سریع و غیر دولتی است. علاوه بر این تنها وسیله ی ارتباطی دوسویه است. یعنی صاحب وبلاگ حرف هایش را می نویسد و دیگران می توانند نظرات خویش را در باره ی هر مطلب به اطلاع او و دیگر اهالی دنیا برسانند.

ح )  و دیگر اینکه 

یک میلیون فرهنگی در سراسر ایران به کار و تلاش می پردازند. در همه ی دوره های مجلس حدود یک صد فرهنگی به عنوان نماینده به مجلس می روند. در مجلس هفتم 105 نماینده و بیش از نیمی از اعضای شوراهای  اسلامی شهر و روستا فرهنگی هستند. بسیاری از استانداران و فرمانداران سابقه ی آموزش و پرورشی دارند. در دو سه دهه ی اخیر؛ همواره، مسئولین نظام معتقد بوده اند پیشرفت و توسعه ی ایران از مدارس آغاز می شود و برای تربیت آینده سازان ایران اسلامی باید به مدرسه و معلم توجه ویژه کرد. با این همه؛ بسیاری از معلمان مجبورند برای داشتن زندگی عادی در آژانس ها، مغازه ها و کارخانه ها در شغل دوم به کار بپردازند. مدارس ما تا ایستادن در جایگاهی که بتواند استعدادهای دانش آموزان را شناسایی و پرورش دهد و مکارم اخلاقی را در او نهادینه کند و او را برای حضوری فعال و تأثیرگزار در جامعه تربیت کند فاصله ی بسیار دارد. مدارس ایران بهبود نمی یابد مگر هنگامی که معلم با نشاط و علاقه در فعالیت های علمی و اجتماعی حاضر شود و یکی از بهترین صحنه ی حضور معلم انجمن های صنفی است.

به نقل از: رادیو معلم         

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:21  توسط گروهی از معلمین  |  نظر بدهید

به گزارش خبرگزاری مهر، دفتر مطالعات برنامه و بودجه این مرکز؛ در پاسخ به درخواست کمیسیون برنامه و بودجه ی مجلس شورای اسلامی پیش‌بینی خود را در زمینه ی عملکرد بودجه و اثر آن بر اقتصاد ملی ارائه داد و تصریح کرد که استفاده ی بیش از حد از درآمدهای نفتی در سال‌های گذشته منجر به بی‌ثباتی در اقتصاد کشور شده است به طوری که رشد نقدینگی که در سال 84 به 3/34% رسیده بود در سال 85 به 4/37% و در سال 86 به 2/41% خواهد رسید.

به اعتقاد مرکزپژوهش‌ها؛ بخشی از این رشد نقدینگی فزاینده، به دلیل استفاده ی بیش از حد از درآمدهای نفتی در سال‌های قبل است که به تدریج اثر خود را در اقتصاد کشور بر جای می‌گذارد.

افزایش حجم نقدینگی بر شاخص‌ کالاها و خدمات مصرفی بخش دولتی اثر افزایشی دارد بنابراین دولت در سال 86 مجبور خواهد شد اعتبارات هزینه ای بیشتری را صرف کند تا سبد کالاهای مصرفی سال 85 خود را داشته باشد اما چون دولت در سال 86 با محدودیت منابع مواجه خواهد بود، مجبور خواهد شد از اعتبارات عمرانی خود بکاهد و به عبارت دیگر، دولت در سال 84 و 85 پرداختی بالایی از اعتبارات عمرانی را ثبت خواهد کرد در حالی که در سال 86 پرداختی اعتبارات عمرانی می‌تواند حدود 60% نسبت به سال 85 کاهش یابد.

عدم وجود روند ثابت در سرمایه‌گذاری دولت در اقتصاد؛ منجر به نوسان در رشد اقتصادی می‌شود و دوره‌های شدید رونق و رکود – تورمی – را به وجود می‌آورد. بنابراین دولت خود از طرفی به علت تصمیمات بودجه‌ای سال 84 و 85 منجر به بروز نرخ تورم بالا در سال‌های 85 و 86 می‌شود و از طرف دیگر به علت افزایش و کاهش شدید در بودجه عمرانی خود منجر به رونق و رکود در اقتصاد (به ویژه در بخش کالاهای غیرقابل تجارت) می‌شود که نتیجه  چنین شرایطی بروز پدیده رکود تورمی می‌باشد.

مــرکز پــژوهش‌ها همچنیــن نرخ تــورم برای ســال‌ 86 را 4/23% و نرخ رشد این سال را 5% پیش‌بینی کرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:20  توسط گروهی از معلمین  |  نظر بدهید

جنبش معلمان همانطور که در فراخوان شورای هماهنگی کانون های صنفی معلمان از پیش اعلام شده بود و علیرغم همه ی تلاش های بازدارنده، توانست اعتصاب گسترده و سراسری خود را در روزهای ٢٦ و ٢٧ فروردین1386 برگزارکند: یک رویداد مهم و پرمعنا در بسط مبارزات طبقه ی بزرگ استثمارشونده برای آزادی وبرابری.

اعلام پیشاپیش یک حرکت اعتراضی و سپس برگزاری آن در حکومتی که کوچکترین اقدام مستقل از خود را برنمی تابد، حائز اهمیت بوده و حاوی چندین نکته است:
نخست آن که این کار تنها از عهده ی جنبش هایی برمی آید که اولاً: تاحدی سازمان یافته باشند و ثانیاً: پایگاه توده ای گسترده و نیرومندی داشته باشند. جمهوری اسلامی بر این گمان بود که با انداختن حرکات معلمان به دست انداز ایام تعطیلات طولانی نوروزی و از سرگذراندن زمان تصویب بودجه و دستگیری عده ای از فعالین و سخنگویان معلمان، آن ها را در برابر کار انجام شده ای قرارداده و نهایتاً از تب وتاب می ا ندازد. اما عزم جامعه ی معلمان برای پیگیری مطالبات خود آن قدر نیرومند بود که بتواند از این دست اندازها بگذرد. گرچه اعلام پیشاپیش جدول اقدامات اعتراضی درعین این که فرصت بسیج افکار عمومی و  برگزاری یک حرکت بزرگ را فراهم می سازد اما در همان حال به طرف مقابل نیزاین مجال را می دهد که غافلگیر نشده و با بسیج همه ی امکانات و  تدابیر خود، به فلج کردن و تدارک لازم برای سرکوب آن به پردازد و الحق جمهوری اسلامی، نیز همانطور که انتظارش می رفت، همه ی توانایی خود را  برای ممانعت از برگزاری اعتصاب توسط کارکنان بخشی که خود آن را امر زیربنائی و استراتژیک می داند به کارگرفت، اما چنان که دیدیم ناکام ماند. مبادرت به صدور احضاریه ها و حتی دستگیری ها و بازداشت های گوناگون در نقاط مختلف کشور، از جمله؛ بازداشت علی اکبر باغانی یکی از فعالین صنفی، در سر کلاس درس و جلوی چشم دانش آموزان و بدون نیاز به هماهنگ کردن آن با مسئولین مدرسه و با هدف ایجاد رعب، استفاده ی گسترده از تهدید به اخراج معلمان از طریق صدور بخش نامه به مدیران مدارس، ممنوع کردن تحصن در مدارس، استفاده از حربه ی به اصطلاح تطمیع، نظیر: توزیع بن کالا، اعمال سانسور گسترده جهت ممانعت از بازتاب حرکت معلمان و انتشار اخبار دروغین و اغفال کننده در مورد منتفی شدن اعتصاب و عادی بودن وضعیت مدارس کشور، همچنین تلاش برای ایجاد تصور نادرست در بین مردم و اولیاء دانش آموزان در مورد به اصطلاح زیاده خواهی معلمان و... جملگی بخشی از ترفندهای جمهوری اسلامی برای بیرون کشیدن چاشنی این اعتصاب سراسری بود که به ناکامی انجامید. چنان که شاهد بودیم حرکت معلمان در روزهای موردنظر و طبق برنامه ی تعیین شده برگزار گردید که باید آن را به راستی یک موفقیت بزرگ به شمار آورد و بدین خاطر به آنان تبریک گفت. تجربه ی الهام بخشی که با تقویت روحیه ی  همبستگی  و خودباوری به توان خویش، جنبش معلمان را یک گام بزرگ به جلو سوق داد. براساس گزارش های انتشار یافته- که بازتاب دهنده ی همه ی واقعیت ها نیست- علی رغم تهدیدات گسترده ی جمهوری اسلامی، این حرکت در بسیاری از نقاطی که این جنبش دارای تشکیلات بود (ازمیان بیش از30 تشکلی که در شورای هماهنگی گردهم آمده اند) توانست در بیش از 10 استان کشور ازجمله: تهران، همدان، اصفهان، مرکزی، خراسان، آذربایجان، زنجان، قزوین، کردستان، کرمان و...) و ده ها شهرستان کوچک و بزرگ، اعتراض همبسته و  پرشور خود را در شمار قابل توجهی ازمدارس کشور به نمایش بگذارد و با در هم شکستن توطئه ی سکوت و سانسور اعم از مطبوعات و رادیو و تلویزیون،خبر برگزاری اعتصاب خود را در سطح گسترده ای مطرح سازد. تاکتیک معلم ها در به کارگیری شیوه های ابتکاری اعتراض برای در هم شکستن توطئه ی سکوت، استفاده ی فعال از اینترنت و رسانه ها و تلفن های همراه، صدوراطلاعیه های به موقع، و به کارگیری ده ها ابتکار دیگر از عوامل تضمین کننده ی این موفقیت بود.
در پاره ای مناطق مثل خمینی شهر شدت همبستگی معلمان به حدی بود که مسوولین را ناچار ساخت تا دستگیرشدگان را که برای زهرچشم گرفتن صورت گرفته بود آزاد کند. معلمان با گل و شادباش به استقبال پرشور آزادشدگان پرداختند.

در پاره ای نقاط مثل اسلام شهر دامنه ی تهدید از حد متعارف بالاتر رفته و وزارت آموزش و پرورش حکم معلق کردن کلیه ی معلمان متحصن را صادر کرد. با این همه؛  تلاش های جمهوری اسلامی در ممانعت از این حرکت بزرگ و سپس انکار آن با شکست بزرگی مواجه شد و جنبش معلمان، پیروزی بزرگی را در کارنامه ی خویش ثبت کرد. بی شک وقتی از موفقیت سخن می گوییم، این پیروزی نسبی بوده و مقصودمان بیشتر ناظر بر نفس برگزاری آن در کشوری است که داشتن تشکل مستقل و برگزاری اعتصاب به سختی ممنوع است، آن هم در برابر دولتی که با همه ی اقتدارخود عزمش را برای ممانعت از آن به کار گرفته بود. در این میان اعتصابات بزرگ، درس ها و دست آوردهای بزرگ تری را به همراه  دارد که اهمیت آن ها حتی از کسب مطالبات مشخص و بی واسطه فراتر می رود. از جمله مهم ترین آن ها، کشف و وقوف به قدرت جمعی از یک سو و مشاهده ی آسیب پذیری دولت از سوی دیگر است. تحت چنین شرایطی است که معلمان فرصت می یابند تا تشکل های موجود و مستقل خود را بیشتر تثبیت کنند و باعبور از این آزمون، زمینه ی گسترش آن را در شهرها و استان هایی که هنوز شکل نگرفته اند، فراهم آورند. هم چنین در این روند، خواست های کوچک و اصلاحی به تدریج جای خود را به خواست های ژرف تر و کلان تر می دهند و قاطبه ی معلمان به گره خوردگی بین خواست های مشخص و هم اکنون خود با مطالبات کلان بهتر پی می برند. در هر حال مهم ترین دست آورد اعتصاب،کشف قدرت جمعی و اهمیت استفاده از آن به مثابه ی یک ابزار کارآ در مبارزه برای مطالبات خود است. آن چه را که دارد اتفاق می افتد می توان هم چون گرده افشانی درفصل بهار برای رسیدن میوه ها به شمار آورد. نگاهی به بخشی از آخرین اطلاعیه ی کانون صنفی معلمان اردبیل پس از پایان اعتصاب، جائی که اعتصاب معلمان فراگیر و گسترده بود، به خوبی رگه های ارتقاء مطالبات  و تقویت عزم مبارزه برای پیشروی را نشان می دهد: 
 ملت شريف ايران بدانند و آگاه باشند كه آموزش و پرورش ايران بيش از دو دهه است كه به شدت سياست زده شده و دستان ناپاك سياستمداران منفعت جو و فرصت طلب در تمامي عزل و نصب ها مشاهده و مسير حركت تعليم و تربيت ما منحرف شده و به طور حتم محصول چنين فضاي چيزي خواهد بود كه نه خواست ماست و نه خواست ملت ماست. اينان معلمان را افرادي بيچاره و بدبخت مي دانند كه فقط در مسايل از قبيل شركت در انتخاب و راي دادن موثر هستند و ...
سياست مداران خودخواه هرگز به منزلت جايگاه معلمان ايمان نداشته و بارها با وعده و وعيد هاي سرخرمن از اين قشر صادق و نجيب بهره برداري سياسي نموده و بعد از رسيدن به مقصد رهايشان نموده اند ولي ديگر تاريخ مصرف اين بازي ها به سر آمده و اين بار معلمان هستند كه تصميم گرفته اند تا سرنوشت كشور خود را خود رقم زنند و اجازه ندهند تا سياست بازان در درون وزارت آموزش و پرورش و با عزل ونصب حزبي و مرامي سرنوشت يك ميليون معلم و 17 ميليون دانش آموز و به تبع آن كل جامعه را در دست گيرند.
تشكيل اتحاديه ی صنفي تحت عنوان كانون صنفي معلمان حق مسلم فرهنگيان بوده كه سه دهه به تأخير افتاده است ولي فرهنگيان بايد از چنين پايگاهي براي دفاع از حقوق صنفي خود حمايت كرده و با عضويت تمامي فرهنگيان چنين تشكلي قدرت و قوت گيرد. تا دير نشده معلمان شهرستاني براي ايجاد شعبه ی كانون صنفي معلمان اقدام و معلماني كه از چنين نعمتي برخودار هستند هر چه سريع تر عضو اين تشكل صنفي شوند. كانون؛ نقطه ی اتصال و مركز همفكری و استقامت ما خواهد بود. با عضويت خود و تشويق ديگر همكاران تلاشگران صنفي خود را ياري نماييم و باعث دلگرمي و مقاومت آنان گرديم. تا چنين نكنيم دردهای مشترك ما درمان نخواهد شد.

همراه شو اي عزيز
                          تنها نمان به درد
                                                كاين درد مشترك
                                                                      هرگزجدا ، جدا درمان نمي شود

چنان که ملاحظه می کنید در این اطلاعیه که پس از برگزاری اعتصاب سراسری منتشر شد، فرو ریزی بقایای توهم به همه ی جناح های حکومت و به وعده و وعیدهای آن ها، ضرورت رقم زدن سرنوشت کشور به دست خود، حق تشکل های مستقل و درک اهمیت آن ها، بهره گیری از فرصت به وجود آمده برای گسترش آن ها به نقاطی که در آن جا هنوز شکل نگرفته اند، اهمیت پیوستن دردهای فردی و پراکنده به یک دیگر و... به خوبی مشهود است.
از سوی دیگر نفس وقوع چنین حرکتی در شرایط ارعاب و اعلام پیشاپیش زمان و چگونگی برگزاری آن، برای دیگر زحمتکشان این فرصت را فراهم می سازد که همبستگی خود را با ابراز حمایت از آن به نمایش بگذارند. نمونه ی بیانیه ی زیر که پس از میتینگ معلمان در مقابل مجلس و یورش جمهوری اسلامی به آن صادره شد، به خوبی شکوفه زدن این گونه جوانه های همبستگی را به نمایش می گذارد:
روز 23 اسفند ماه تجمع معلمان در مقابل مجلس شورای اسلامی  مورد تهاجم نیروهای انتظامی و امنیتی قرار گرفت و طی آن، بسیاری از معلمان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و جمع کثیری نیز بازداشت شدند. خواست اصلی معلمان اجرای نظام هماهنگ پرداخت ها و برخورداری از یک زندگی انسانی و شرافتمندانه است. این خواست و تجمع برای دستیابی به آن، حق مسلم معلمان است. اما در این جامعه، به جای پاسخگویی به خواست های معلمان و تلاش برای فراهم کردن یک زندگی انسانی برای آنان، با باتوم به جان این شریف ترین انسان های جامعه می افتند و در روزهای پایانی سال صدها تن از آنان را بازداشت و روانه ی زندان می کنند. این برخورد وحشیانه به مربیان فرزندان ما و آموزش دهندگان امروز و فردای جامعه، اهانتی عریان  به شأن و حرمت همه ی آحاد مردم است و بی تردید عاملین و آمرین  چنین سیاست هایی، بیش از پیش مورد انزجار و تنفر مردم قرار خواهند گرفت

 |+| نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 16:20  توسط بهار 1  | 

روساي آموزش و پرورش كشور در بيانيه پاياني بيست و چهارمين اجلاس خود كه روز سه‌شنبه‌پايان يافت، خواستار ايجاد تحول در مولفه‌هاي آموزش و پرورش شدند. به گزارش ايرنا، در بيانيه ارسالي اداره كل روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش، آمده است براي دستيابي به اهداف نظام تعليم و تربيت اسلامي، مبني بر آموزه‌هاي ديني براساس چشم‌انداز 20 كشور "تحول " در مولفه‌هاي آموزش و پرورش در حوزه برنامه‌ريزي آموزشي و درسي تربيت معلم و نيروي انساني، منابع مالي و فضا و تجهيزات آموزشي و نظام پژوهش و تحقيق با رويكرد فرهنگي تربيتي، عدالت آموزشي، توسعه مشاركت و ارتقاء كيفيت علمي آموزش و پرورش ضروري است.
اين بيانيه با اشاره به سير شتابان تحولات در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات و بهره‌گيري گسترده از آن در آينده‌اي بسيار نزديك، خواستار توجه بيش از پيش برنامه‌ريزان و سياست‌گذاران به اين مهم شده است .
دراين بيانيه ضمن قدرداني از اقدامات اخير وزارت آموزش و پرورش در اين زمينه تاكيد شده است كه گسترش اين امر راهبردي، مستلزم تدوين برنامه‌هاي راهبردي و اساسي است و اجرا و نظارت صحيح بر فرايندهاي آن در اقصي نقاط كشور ضروري است .
روساي آموزش و پرورش كشور سرمايه‌گذاري بيشتر در زمينه نيروي انساني و اختصاص نيروي پرورشي و تربيتي را خواستار شده و صيانت از منزلت اجتماعي معلمان را ضروري دانسته است .
بيانيه پاياني اجلاس روساي آموزش و پرورش كشور ضمن اعلام حمايت خود از حركت شجاعانه مسوولان نظام جمهوري اسلامي در احقاق حقوق ملت ايران تاكيد كرده است كه ضرورت دارد در متون آموزشي و كمك آموزشي متناسب با دوره‌هاي تحصيلي به موضوع فناوري هسته‌اي پرداخته شود.
دراين بيانيه بااشاره به اينكه تنگناهاي مالي و سخت‌گيري در تخصيص اعتبارات آموزشي، تحرك و تحول نظام آموزشي را با دشواري و محدوديت روبرو ساخته است،"مهندسي اقتصادي" به منظور استفاده بهينه از منابع مالي فيزيكي و انساني موجود و كسب منابع جديد در حوزه‌هاي آموزشي و تربيتي، ضرورتي انكار ناپذير توصيف شده است .
در پايان اين بيانيه، توزيع متناسب امكانات و پرداختها و بهبود وضعيت معيشتي فرهنگيان درخواست شده است

آموزش نیوز

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 6:52  توسط گروهی از معلمین  |  نظر بدهید

رییس فراکسیون فرهنگیان مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به محمود احمدی‌نژاد خواستار سرعت بخشیدن به تامین اعتبار و پرداخت بدهی فرهنگیان شد.
به گزارش خانه ملت، حمیدرضا حاجی بابایی نماینده همدان در مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور با اشاره به خدمات دولت به فرهنگیان و با تقدیر و تشکر از این خدمات تصریح کرد: متأسفانه حق التدریس سه ماهه اول سال 86 و نیز اضافه کاری کارکنان و بعضی موارد دیگر در تعدادی از استانها پرداخت نشده است، از آنجایی که اعتبارات آموزش و پرورش استانی شده و استانداران در شورای برنامه‌ریزی استانها در مورد آن تصمیم‌گیری می‌کنند، لذا این موضوع باعث شده است که تعدادی از استانها اعتبارات لازم را تخصیص داده‌اند و تعدادی دیگر به هر دلیلی اقدام ننموده‌اند و موجبات نگرانی رؤسای سازمانها و رؤسای مناطق آموزش و پرورش را فراهم نموده است.
وی افزود: پیگیری‌های فراوان آنها نیز منتج به نتیجه نگردیده است. بنابراین خواهشمند است دستور فرمائید هر چه سریعتر نسبت به تامین اعتبار و پرداخت بدهی فرهنگیان عزیز اقدام مقتضی مبذول گردد و از این پس در سراسر کشور یک رویه اتخاذ شود.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 15:52  توسط بهار 1  | 
 
  بالا