تبليغاتX
كانون فرهنگيان شهرستان نايين 1
 
كانون فرهنگيان شهرستان نايين 1
 
 
صنفي - فرهنگي-اجتماعي
 
اطلاعيه جبهه مشارکت در باره بازداشت هادی قابل

جبهه مشارکت ايران اسلامی ضمن محکوم کردن بازداشت اين روحانی روشنفکر و مجاهد که سابقه روشنی در انقلاب و نظام و اصلاحات دارد، تأکيد می‌کند که نوع برخورد صورت گرفته با جناب آقای قابل در کنار ساير اقداماتی که اخيراً در دستور کار جريان اقتدارگرا قرار گرفته است نشانه‌های نگران کننده‌ای از بستن فضای سياسی کشور در آستانه برگزاری انتخابات مجلس است.

 

يکشنبه 25 شهريور 1386
Sun 16 Sep 2007
نسخه قابل چاپ  

به نام خدا

دادگاه ويژه روحانيت در اقدامی غيرقانونی و خارج از روال قضايی و در آستانه ماه مبارک رمضان روز چهارشنبه با ورود به منزل حجت‌الاسلام والمسلمين جناب‌ آقای هادی قابل عضو و دبير شورای مرکزی و رئيس جبهه مشارکت ايران اسلامی منطقه قم و تفتيش منزل، ايشان را بازداشت نموده است.

عليرغم پيگيری‌های خانواده ايشان و مسئولان حزب تا کنون هيچ اطلاعی از چرايی اين برخورد و اتهام آقای قابل از سوی دادگاه ويژه روحانيت در اختيار قرار نگرفته است و متأسفانه مراجعه خانواده ايشان به دادگاه ويژه روحانيت قم نيز در اين خصوص بی‌نتيجه مانده است.

جبهه مشارکت ايران اسلامی ضمن محکوم کردن بازداشت اين روحانی روشنفکر و مجاهد که سابقه روشنی در انقلاب و نظام و اصلاحات دارد، تأکيد می‌کند که نوع برخورد صورت گرفته با جناب آقای قابل در کنار ساير اقداماتی که اخيراً در دستور کار جريان اقتدارگرا قرار گرفته است نشانه‌های نگران کننده‌ای از بستن فضای سياسی کشور در آستانه برگزاری انتخابات مجلس است. اين نوع روش‌ها در شرايطی که به زعم قاطبه دلسوزان نظام، کشور در وضعيت ويژه و بحرانی قرار دارد و لازم است در برابر تهديد‌های روز افزون خارجی و اعمال تحريم‌های همه‌جانبه بيش از گذشته فضای همدلی و نشاط سياسی در داخل کشور فراهم آيد، قطعاً با منافع و امنيت ملی ناسازگار است.

با تأکيد بر اينکه اقدام دادگاه ويژه روحانيت در برخورد با آقای قابل به طور آشکار نقض حقوق شهروندی مصرح در قانون اساسی است، مؤکدا خواستار آزادی فوری ايشان و پيگيری پرونده بر اساس قانون و رعايت حقوق بنيادی متهم هستيم و از همه ابزارهای حقوقی، سياسی و قانونی برای اين امر بهره خواهيم برد و از همه مسئولان نظام می‌خواهيم که مانع از فراگير شدن اين نوع برخوردها شوند.

جبهه مشارکت ايران اسلامی

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 15:42  توسط بهار 1  | 
آه رمضان؛ قربانی نمادین دستگاه فقاهت :


 این مقاله تحلیلی است از اختلافات شایع در آغاز و پایان ماه رمضان به قلم احمد آل‌حسین. در متن مقاله می‌خوانیم: شاید امروز بیان این مطالب (بحث در باب ماه و رؤیت هلال) در شرایطی که جامعه ما درگیر بحرانهای خانمانسوز است، بی ربط و حتی انحرافی به نظر آید؛ اما همانطور که عنوان شد، یک نگاه ساده به این مساله به ظاهر کوچک، دری را بروی ما باز میکند که بتوانیم عمق ناتوانی فکری دستگاه عظیمی را دریابیم که در رسیدن به اجماع عقلانی فارغ از زور، برسر ساده ترین مسایل حوزه تخصصی خویش عاجز است و در عین حال مدعی تشخیص مصلحت زندگی میلیونها نفر میباشد! همچنین میتوانیم درک کنیم که علت این امر ناشی از چه معضلی در مبانی روش شناختی تولید معرفت دینی این دستگاه ذاتا گفتگوگریز است. یگانگی ماه و هلالش که تحت تکثر رانتهای فقهی، به چندین قمر تبدیل شده است(!)، امروز عمق بحران عقلانیت در نهاد رسمی تشیع  را به سادگی نشان می دهد.


امسال در حالی ماه روزه را آغازکردیم که قریب به دو سال از درگذشت عالم روشن‌اندیش مرحوم غروی می گذرد؛ فقیه ، مجاهد و فیلسوفی مستقل اندیش که قریب به یک قرن زندگی خود را به طرز خستگی ناپذیری صرف زدودن انحرافات و خرافات از اسلام توحیدی و تشیع علوی نمود. تلخ اما طبیعی بود که همواره از جانب صاحبان زر و زور و تزویر مورد آزار، طرد و تهدید و حذف قرارگیرد آنچنان که امروز نام واندیشه این حکیم صدرایی بر همگان شناخته نشده باشد و در انزوایی فوت کند که یادآور غربت ملاصدرا در اوج گیری قدرت تشیع صفویه است. اما آیا امروز ملاصدرا ناشناخته مانده؟ تاریخ چنین گواهی نمی دهد. امروز حتی وارثان تشیع صفوی خود را به او میبندند.

از جمله تلاشهای علامه غروی تحکیم وحدت مسلمین، نه در حد حرف و شعار، بلکه از طریق بازگشت و بازخوانی عقلانی احکام دین بوده است. از جمله این احکام مسأله ماه روزه و آغاز و پایان پراختلاف آن میباشد. شاید این امر به ظاهر موضوع  قابل توجهی در مقایسه با بسیاری ازمسائل حاد سیاسی, اقتصادی و اجتماعی که گریبانگیر جامعه بحران زده امروز ماست نباشد. غروی نیز البته به این مسأله اکتفا نکرده و ریشه های آن را در میان سایر مسائل تا مبانی و روش شناسی اسلام فقاهتی غالب دنبال نموده و کتاب "حجیت ظن فقیه" را در رد "ظن فقیه" مینگارد. وی نشان میدهد که چگونه بسندگی به ظن شخصی، به نفاق و انحراف از اصل پیام اسلام (آزادی و عدالت و اخلاق حسنه) ، به انسداد فضای گفتگو ، و به بدعتهای فراوان (که ازشدت کثرت وگستردگی، بدیهی دین به نظر آمده اند) و در نهایت دینگریزی مردم و روشنفکران و تمرکز گرایی در حوزه تولید اندیشه دینی انجامیده است.

این ظن-محوری شخصی فقیه در تاریخ، به مرور، به شخصیت محوری فقیه در استخراج احکام و به تقلید مسلکی عوام منجر شده است. روش فقاهتی غالب امروز نمیتواند اساسا پویا باشد چراکه محصول کوشش  پیگیر و مسئولانه فقها در رسیدن به اجماع عقلانی بر سر احکام شریعت و اصول آن نیست. این اجماع تنها از طریق تمهید فضای آزاد گفتگو و تبادل نظر فارغ از ارعاب و سانسور و محدودیت در بیان نظر، و در شرایطی برابر فراهم میشود که در آن منافع فقیه با منافع مراکز قدرت و ثروت و مریدپروری در هم نیامیخته باشد، یعنی در شرایطی که به قول شریعتی، فهم دین، اختصاصی عدهیی خاص نباشد. در حالی که چنین شرایطی مهیا نشده و صدای محققین مسلمان آزادی خواه در گلو خفه شده است، چگونه می توان تصویر غالب شده اسلام را ، منصفانه،  نماینده پیام حقیقی آن دانست؟

اصل اکتفا به ظن ، زمینه را برای طفره رفتن از زیر بار مسوولیت گفتگو و تاسیس و حراست از فضای باز عمومی فراهم نموده است. رشد مراکز مختلف تقلید را فراهم کرده و باعث شده تا تحت عنوان کاذب تکثر در فقاهت شیعه، رقابت با یکدیگر را در کسب مریدان مقلد به جایی بکشانند که مرجع تقلید ، گناه خطای مقلدینش را در صورت تقلید در حکمی که وی به ظن و خطا (مثلا در تداوم جنگ به اسم جهاد) صادر کرده به عهده بگیرد! تکلیف آیه " لا تزر وازرة وزر اخری" - کسی بار خطای دیگری را به عهده نمی گیرد - چه می شود؟ الله اعلم ! رابطه فقیه و مردم نه به رابطه محقق و متعلم ، بلکه به رابطه مرید و مرادی تبدیل می شود که در آن مرید حق چون و چرا ندارد . مرید می تواند مرجعش را عوض کند اما بعد از آن باید تقلید کند . خطای مرجع به گردن خودش است و مقلدین این خطا مبری از مسئولیت و جزا. بنابراین دیگر انگیزه ای برای مقلدین برای چون و چرا کردن نمی ماند. مرجعی که حکم سنگسار و اعدام و ترور و قطع عضو می دهد، و یا برای حاکمان چنین شرعی ، زمینه را فراهم می کند ،عواقب این اعمال را تنها در برابر شارع به عهده می گیرد. پس مقلدین یا مجریان این امور، با راحتی وجدان می توانند مرتکب این خشونت ها شوند. فقیه ، خود را در برابر خلق پاسخگو نمی بیند و حتما می پندارد در برابر یزدان ، با بیان اینکه در حد فهم و گمانش از شرع ، چنین احکامی را صادر کرده ، تبرئه می شود (و احتمالا طوماری از احادیث و تفاسیر را هم ردیف کرده تا در آخرت اعمال خود را با آنها توجیه نماید).

تکثر کاذب موجود در چنین فقاهتی ، تکثر دموکراتیک نیست که طی آن زمینه برای رشد عقلانی ترین تفسیر از اسلام و احکام شریعت ، بر اساس نیازهای روز، از دل فضای باز گفتگو برآید. چنین تکثری از نوع تکثر در بازار (به ظاهر) آزاد سرمایهداری است که از آن رقابت کارتلها و قطب های انحصار اقتصادی و رانت بین المللی در می آید و در نهایت به سروری و ولایت مطلقه ابر قطبی که همان کانون امپریالیسم مالی-نظامی آمریکاست می انجامد. همین گونه تکثر فارغ از گفتگوی آزاد بین فقهائی که عموما وابستگی معیشتی عمیق به تولید دانش فقهی خود دارند، به تمرکز بیشتر،  و در نهایت به تلاش برای سازش با قدرت یا تصاحب قدرت ، یعنی سر برآوردن ابر قطب فقاهت می انجامد ، ولو آنکه مشروعیت آن مورد پسند و قبول برخی مراکز تقلید رقیب واقع نشود. بنابراین فقه ظن-محور، که شخصیت فقیه را تا حد اصالت دهنده به دین بالا می برد، و مقلدینش را تا حد سفیهان پایین، زمینه فکری را برای قدم آخر که برآمدن سلطه پذیری است ، مهیا می کند. خلاصه کلام اینکه فقاهت اسلامی نمی تواند رنگ پویایی و پاسخگویی به نیازهای روز را ببیند مگر آنکه دست از ظن محوری بردارد و تن به فضای باز گفتگویی عقلانی و آزاد ، فارق از ارعاب، به کسانی بدهد که تولید معرفت دینی برایشان وسیله کسب شأن اجتماعی و معیشت و ثروت اندوزی نیست . یعنی کسانی که نهاد دین را چون نهادی پژوهشی ، مستقل از قدرت دولت و منافع بازار (سنتی و مدرن) می خواهند و مرید پروری بر محور شخصیت علمی خویش را نفی می کنند.

ازجمله شواهد نا توانی فقاهت ظن- محور این است که با وجود دستگاه عریض و طویل حوزه ها و مدارس دینی ، و سیل عظیم سرمایه ها و امکانات اختصاصی ، و ادعای توانایی در حل کلیه مسائل غیرشرعی، از قبیل امور اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و نظامی یک مملکت (و بلکه جهان) تا کنون از حل مساله ساده آغاز و پایان ماه رمضان در مانده است. این مسئله تنها به دشواری های رویت هلال توسط چشم غیرمسلح مربوط نبوده بلکه جنبه های سیاسی و رقابتی پیدا کرده است . درحالیکه حکم شارع (خدا) در چنین امر ساده ای یک حکم است و کره زمین تنها یک قمر دارد، اختلافی اساسی برسر محلی بودن و یا جهانی بودن آن بین فقها وجود دارد. امری که هرمسلمان می تواند با رویت شخصی خویش، و یا آگاه شدن از اینکه در نقطه ای از جهان هلال رویت شده است شخصا روزه را آغاز کند،  به تملک و زعامت کسانی در آمده که حتی ادعای هم لباس خویش را در مورد روءیت باور ندارند.

محاسبه همه جزئيات هلال ماه از جمله ميزان قابليت رويت آن در نقاط مختلف جهان امروز ممكن است (الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ). اين پيش بيني ها با درصد خطاي بسيار اندك ، نزديك به يقين هستند. صريح قرآن "من شهد منكم الشهر"است (شهد به معناي وقوف و آگاهي يافتن است) و نگفته "من شهد منكم الهلال" . چرا كه بر هركسي واضح است كه برج قمري با رويت هلال ثابت مي شود. پس ضروري نبوده كه قرآن اين امر را مطرح كند. بلكه ملاك را آگاهي يافتن دانسته تا جاودانگي اين حكم به منظور حفظ وحدت و اعتماد در امت مسلمان تضمين شود . به حسب احاديث، هيچ جا بين مسلمين از جهت آغاز ماه روزه، مرزبندي نشده است (مگر ماه مرز می شناسد؟). و در گذشته تنها محدوديت هاي ارتباطاتي و محاسباتي مانع از اين مي شده كه مسلمين جهان نتوانند همزمان از رويت هلال در اولين نقطه مطلع شوند. براي تحليل احاديث پيامبر اكرم و امامان شیعه (ع) در اثبات ضرورت اتحاد و هماهنگي مسلمين در ماه روزه،  به كتاب بسيار جامع "مغرب و هلال"علامه غروي مراجعه فرماييد.

شاید امروز بیان این مطالب در شرایطی که جامعه ما درگیر بحرانهای خانمانسوز است بی ربط و حتی انحرافی به نظر آید. اما همانطور که عنوان شد،  یک نگاه ساده به این مساله به ظاهر کوچک ، دری را بروی ما باز می کند که بتوانیم عمق ناتوانی فکری دستگاه عظیمی را دریابیم که در رسیدن به اجماع عقلانی فارغ از زور، برسر ساده ترین مسایل حوزه تخصصی خویش عاجز است و در عین حال مدعی تشخیص مصلحت زندگی میلیونها نفر می باشد! همچنین می توانیم درک کنیم که علت این امر ناشی از چه معضلی در مبانی روش شناختی تولید معرفت دینی این دستگاه ذاتا گفتگو گریز است. یگانگی ماه و هلالش که تحت تکثر رانت های فقهی ، به چندین قمر تبدیل شده است!!! امروز عمق بحران عقلانیت در نهاد رسمی تشیع  را به سادگی نشان می دهد.

این بحران محصول ترس متولیان رسمی دین از نهادینه کردن گفتگوی عقلانی در فضای بینهایت آزادی است که در آن همه کسانی که در ذات پیام رهایی بخش اسلام فرصت و توان تجسس را دارند،  بتوانند برآن اساس به عقلانی ترین تفسیر و تاویل احکام برسند ؛  تا بتوانند سندیت و اعتبار بسیاری روایات و گفتارها و رفتارهای تاریخی اسلام را به نقد آزاد بکشانند و سهم عقل جمعی آزاد بشری را در درک یکی از اصیل ترین تعاملات انسان و "وجود" صد چندان کنند. متولیان انحصار در تولید معرفت، از تحقق چنین توانایی ترسناکند. آنان به خوبی می دانند که چرخش های بزرگ تاریخ بسوی پیشرفت، زمانهایی رخ داده اند که تولید معرفت از انحصار متولیان رسمی آن در آمده است و تعامل و گفتگو برای رسیدن به اجماع ، جانشین پیروی های عوامانه از منابع متفرق ظن وگمان گشته است. در چنین شرایطی است که صاحبان یا وابستگان به قدرت، گفتمان غالب دینی را به نفع خود و با استناد به ظن خویش شکل می دهند و برای مشروعیت بخشیدن به زعامت خود ،خشونت علیه حقوق مسلمه بشری را تحت عنوان قوانین شریعت رسمیت می بخشند. آنان از گفتگو برای حل اختلاف هراس دارند و نه تنها دعوت علامه غروی را برای رسیدن به اجماع عقلانی برسر اصول و احکام، بی پاسخ گذاشتند بلکه در صدد حذف و طرد ایشان بر آمدند، چرا که می هراسیدند نتیجه چنین اجماعی در فضای باز عمومی، رشد اسلامی باشد مدافع صلح ، برابری و آزادی. اسلامی که ضد خشونت و قدرت محوری است ؛ اسلامی که مدافع برابری حقوق زن و مرد است ؛ قوانین جزایی اش اساسا ترمیمی هستند و نه تنبیهی؛ به آزادی انتخاب به مثابه رکن شکل گیری آدمیت (در داستان آدم) اولویت بلاشک می دهد و انسان را نه سفیه که خلیفه خدا از مسیر عقلانیتش میداند (به مجموعه کتب " آدم از نظر قران" علامه غروی مرا جعه فرمایید).

امسال نیز مانند سالهای قبل با حفظ حداکثر اتحاد با سایر مسلمین و با برائت ازپیروان ظن و گمان تفرقه افکن، به استقبال ماه رمضان می رویم و ماه رمضان را نمادی قرار میدهیم تا استقلال معرفت توحیدی را ازکانونهای عقل گریز قدرت و مشروعیت بر خود هموار کنیم.

به امید توفیق

توضیح:

درمورد محاسبات شعاع رويت هلال ماه رمضان و شوال به وب سايت هاي زير مراجعه فرماييد. امروز بهانه هايي چون " به ديگران اعتماد نداريم" قابل دفاع نيست.

http://www.moonsighting.com/moon.html

http://aa.usno.navy.mil/data/docs/RS_OneDay.html

برای مطالعه این امر که چرا باید آغاز ماههای قمری در همه کشورهای اسلامی یکی باشد، مقاله زیر را نگاه کنید:

http://www.arbabehekmat.com/detail.asp?id=97

 
ارسال نظرات درباره اين مطلب...
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 15:38  توسط بهار 1  | 
هادی قابل با حکم دادگاه ویژه روحانیت بازداشت شد

هادی قابل عضو شورای مركزی جبهه مشاركت ايران اسلامی صبح امروز با مراجعه ماموران به منزل شخصی وی و پس از تفتيش و اخذ وسايل شخصي وی توسط دادسرای ويژه روحانيت بازداشت شده است

 

چهار شنبه 21 شهريور 1386
Wednes 12 Sep 2007
نسخه قابل چاپ  

صبح امروز در حوالی ساعت 9 و 30 دقيقه ماموران دادسرای ويژه روحانيت دادگاه ويژه به منزل هادی قابل مراجعه كردند كه ابتدا قابل به هوای سئوال شرعی يكي از همسايگان به دم درب منزل برای پاسخگويی می‌رود كه پس از لحظه‌ای به خانواده خبر مي‌دهد عده‌ای جهت تفتيش منزل به داخل خواهند آمد.

براساس گفته‌هاي خانواده قابل پنج نفر از ماموران به همراه قابل وارد خانه شدند و اقدام به تفتيش همه وسايل خانه و جمع‌آوری برگه‌ها و كاغذها نمودند و همچنين كيس كاميپوتر را نيز به همراه خود بردند.

فرزند قابل اعلام كرد كه پدرش در ابتداي ورود به همراه ماموران به منزل اعلام كرده بود كه به همراه آنان خواهد رفت و خواسته بود تا وسايل شخصي وی را آماده كنند.

به گفته فرزند قابل تفتيش منزل حدود يك ساعت به طول انجاميد و تنها از اين نكته متوجه شديم كه ماموران از دادسراي دادگاه ويژه هستند كه صورتجلسه را در برگه‌هايی با آرم دادسرای ويژه دادگاه ويژه روحانيت يادداشت می‌كردند.

در پايان خانواده هادی قابل با توجه به اينكه وی روزه بوده و به تازگي عمل قلب باز نموده بود از وی خواستند كه روزه‌اش را بشكند اما وی از انجام اين كار امتناع كرده بود.


 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 8:40  توسط بهار 1  | 

انحلال کانون صنفی معلمان کرمانشاه !      

به نام حضرت دوست

همکاران گرامی

سرانجام در تاریخ 14/6/1386 پس از چندماه کش و قوس، فرمانداری کرمانشاه انحلال  رسمی کانون صنفی معلمان کرمانشاه را به این تشکل پویا و تاثیرگذار ابلاغ نمود و کتبا اعلام کرد که براساس نامه ی مدیر کل سیاسی انتظامی وزارت  کشور و مصوبه ای از جلسه ی کمیسیون ماده ی ده احزاب و تشکل ها، مجوز کانون صنفی معلمان کرمانشاه باطل و هرگونه فعالیت تحت عنوان کانون یاد شده ممنوع می باشد.

اکنون که  تلاش این کانون برای اعتلای فرهنگی کشور و نیل به ایرانی توانمند درسایه ی عدل  اسلامی، مهرغیرقانونی بودن بر پیشانی آن زده اند، همه ی همکاران ارجمند برای خروج از این وضعیت به یاری فکری و مشورتی طلبیده می شوند.

امید است که از دیدگاه های ارزشمند خویش این تشکل را بهره مند سازید. به نقل از معلمی از دیار سربداران

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 6:37  توسط صدای معلم  |  یک نظر
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 8:33  توسط بهار 1  | 
 
  بالا