تبليغاتX
كانون فرهنگيان شهرستان نايين 1
 
كانون فرهنگيان شهرستان نايين 1
 
 
صنفي - فرهنگي-اجتماعي
 

 

گروه خبرنگاران افتخاري / امیر محسن سلطان احمدی: حجت‌الاسلام سيد «مهدی خاموشی» رئيس سازمان تبليغات اسلامی در دومين نشست سراسری مسئولان شورای هيئات مذهبی كشور كه در مجتمع فرهنگی نور قم برگزار شد، گفت: هيئت‌های مذهبی بايد داعيه‌دار عقلانيت و فهم صحيح از دين باشند.  حجت‌الاسلام سيد«مهدی خاموشی»:

برنامه‌ هيئت‌های مذهبی بايد به گونه‌ای باشد كه در آن قرآن، اخلاق و... نيز ديده شود. بدعت از راه جهل به دين وارد می‌شود. اگر آگاه به قرآن و مسائل باشيم، نمی‌گذاريم كه بدعت‌ها وارد هيئت‌ها شوند.

در دومين نشست سراسری مسئولان شورای هيئات مذهبی كشور عنوان شد
رئيس سازمان تبليغات اسلامی: هيئت‌های مذهبی بايد داعيه‌دار عقلانيت و فهم صحيح از دين باشند

به گزارش خبرنگار افتخاری ايكنا به نقل از روابط عمومی سازمان تبليغات اسلامی، حجت‌الاسلام و‌المسلمين «خاموشی» تأكيد كرد: اگر هيئت‌ها خاستگاه اسلام ناب هستند، بايد جلوه دين اسلام ناب نيز در آن‌ها نمايان‌ شود.

وی يادآور شد: برنامه‌ هيئت‌های مذهبی بايد به گونه‌ای باشد كه در آن قرآن، اخلاق و... نيز ديده شود. بدعت از راه جهل به دين وارد می‌شود. اگر آگاه به قرآن و مسائل باشيم، نمی‌گذاريم كه بدعت‌ها وارد هيئت‌ها شوند.

رئيس سازمان تبليغات اسلامی با اشاره به آيه آخر سوره بينه، گفت: رضايت‌مندی حق، هدف نهايی هيئت‌های ماست. بايد پرچم رضايت‌مندی خدا را بلند كنيم.

وی با اشاره به سخنان رهبر انقلاب در جمع اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر اينكه «جامعه ما، بايد جامعه نمازخوان باشد»، بيان داشت: مهم‌ترين عملكرد ما در هيئت‌ها، بايد نماز باشد. برنامه‌ها بايد به گونه‌ای تنظيم شوند كه نماز اول وقت برپا شود.

*برخورد با موسيقی در هيئت‌ها

در ادامه اين نشست سه روزه، حجت‌الاسلام «حسين روحانی‌نژاد» اظهار كرد: امسال به صورت جدی با موضوع موسيقی در هيئت‌های مذهبی برخورد خواهيم كرد.

معاون امور فرهنگی و تبليغ سازمان تبليغات اسلامی متذكر شد: البته معنای اين حرف، آن نيست كه ما با موسيقی مخالفيم. موسيقی جای خودش را دارد اما اينكه ابزار آلات موسيقی مانند طبل‌های بزرگ و متعدد وارد دستجات مذهبی ما در محرم شود، اشتباه است.

وی يادآور شد: در پشت بسياری از اين حركت‌ها، دست استعمار است. بايد دست به پالايش فرهنگی برای جلوگيری از نفوذ افكار استعماری زد.

روحانی‌نژاد با بيان اينكه امروزه بيش از هر زمان ديگری نياز به اتحاد اسلامی احساس می‌شود، گفت: چه جوابی در برابر برخی شعرها و مداحی‌های كفرآميز در جهان اسلام داريم؟

معاون امور فرهنگی و تبليغ سازمان تبليغات اسلامی افزود: بايد قرآن و معارف اهل‌ بيت(ع) در هيئت‌های مذهبی گفته شود و اين مجالس عاری از وعظ و خطابه‌های مذهبی نباشند كه اگر چنين شود، تهی می‌شوند.

روحانی‌نژاد با بيان اينكه امروز با وجود فناوری ديگر هر برنامه‌ای محدود به همان چهار ديواری مجلس برگزاری نيست، اظهار كرد: بايد مراقب آسيب‌ها و ناهنجاری‌ها باشيم.

*اخذ راهكارها از مراجع تقليد

حجت‌الاسلام‌والمسلمين «يعقوب ديلمقانی» نيز در ادامه اين همايش بيان كرد: بر آنيم تا با انجام ديدارها و گرفتن راهكارها از مراجع عظام تقليد، بتوانيم آسيب‌های مطرح در زمينه‌ هيئت‌های مذهبی را برطرف كنيم.

مديركل تشكل‌های دينی معاونت امور فرهنگی و تبليغ سازمان تبلغات اسلامی تصريح كرد: بايد تلاش كنيم كه امسال محرمی متفاوت‌تر از سال‌های گذشته و پربارتر از آن‌ها داشته باشيم.

وی متذكر شد: هدف از تشكيل شوراهای هيئات مذهبی كشور و برگزاری نشست ميان آن‌ها تعامل، ارتباط، تبادل اطلاعات و ارائه تجربيات تمام كشور به يكديگر در خصوص عزاداری است.

*مقدسات بازيچه سياسی نشود

حجت‌الاسلام سيد «احمد خاتمی» از ديگر سخنرانان اين نشست گفت: نبايد از مقدسات استفاده سياسی شود و يا بازيچه‌ سياسی‌ها قرار گيرد.  حجت‌الاسلام سيد«احمدخاتمی»:

هدف از تشكيل شوراهای هيئات مذهبی كشور و برگزاری نشست ميان آن‌ها تعامل، ارتباط، تبادل اطلاعات و ارائه تجربيات تمام كشور به يكديگر در خصوص عزاداری است.

امام جمعه موقت تهران تصريح كرد: امسال كه تب‌ و تاب انتخابات (مجلس شورای اسلامی) نيز هست، بايد مراقب سياسی شدن هيئت‌ها بود.

وی در ادامه اظهار كرد: هيئت‌ها نبايد وارد جريان‌های سياسی شوند اما مراقب جريان‌هايی كه می‌خواهند مردم را از اصل نظام جدا كنند، باشند.

خاتمی خطاب به مسئولان هيئت‌های مذهبی، گفت: هيئت‌های مذهبی نياز به شور و شعور حسينی همزمان با يكديگر دارند.

وی متذكر شد: شماها انتصاب به امامت حسين (ع) داريد، حرمت اين انتصاب را حفظ كنيد و تنها در پی كميت مراسم‌ نباشيد.

همچنين، در بخش ديگری از اين نشست، مسئولان شوراهای هيئات مذهبی كشور كه بالغ بر 300 نفر بوده و به نمايندگی از 37 هزار هيئت مذهبی سراسر كشور به قم آمده بودند، به ديدار مراجع عظام تقليد حضرات آيات صافی گلپايگانی، مكارم شيرازی و وحيد خراسانی رفتند. 1.درس عاشورا و درس جانبازی در راه خدا و آموختن رسم دين‌داری و شيوه وفاداری و اطاعت از امام خمينی (قدس‌سره) و رهبری است. ضمن اعلام ميثاق دوباره با امام (ره) و رهبر عزيزمان، پيمان می‌بنديم كه تا آخرين نفس و تا آخرين قطره خون همانند شهيدان كربلا، پشتيبان ولايت فقيه خواهيم بود تا آسيب‌ به اين مملكت نرسد.

2.ما نمايندگان هيئات مذهبی ضمن ابراز تنفر عميق و شديد خود از رواج خرافات و انحرافات عزاداری كه توسط دشمنان تهيه و به واسطه ناآگاهان اجرا می‌شود، اعلام داشته به منظور جلوگيری رواج خرافات و آگاهی عزاداران حسينی از روحانيت معظم انتظار داريم با حضور گرم خود در هيئت‌های عزاداری و روشنگری جامعه، ما را در صلابت توفيق رضايت ائمه اطهار (عليه‌السلام) خصوصاً سالار شهيدان حضرت ابا‌عبدالله الحسين (عليه‌السلام) ياری نموده تا دغدغه مراجع عظام تقليد و رهبر فرزانه انقلاب (مدظله‌العالی) را برطرف نماييم.

 

همچنين در طول اين نشست، فيلم‌هايی از آسيب‌شناسی هيئت‌های مذهبی سراسر كشور پخش شد و مورد بررسی كارشناسان قرار گرفت. بنابر اين گزارش، در اين راستا مسئولان شوراهای هيئات مذهبی موارد ذيل را مورد تأكيد قرار داده و به حول قوه الهی خود را مقيد به اجرای دقيق و كامل مواعظ و رهنمودهای مراجع بزرگوار مكتب گوهربار اسلام عزيز و مكتب سرخ حسينی می‌دانند: خدمتگزاران هيئات مذهبی كشور، فلسفه قيام ابا‌عبدالله الحسين (ع) را احياء ارزش‌های اسلام ناب محمدی (ص)، «تحقق عدالت علوی»، «اقامه نماز اول وقت»، «توجه به فريضه امر به معروف و نهی از منكر» و «مبارزه با مظاهر زر و زور و تزوير» دانسته و در همين راستا آراستن مراسم عزاداری سيدالشهدا (ع) بر مبنای قيام آن حضرت را وظيفه الهی می‌دانيم.

3.خدمتگزاران هيئات مذهبی كشور، فلسفه قيام ابا‌عبدالله الحسين (ع) را احياء ارزش‌های اسلام ناب محمدی (ص)، «تحقق عدالت علوی»، «اقامه نماز اول وقت»، «توجه به فريضه امر به معروف و نهی از منكر» و «مبارزه با مظاهر زر و زور و تزوير» دانسته و در همين راستا آراستن مراسم عزاداری سيدالشهدا (ع) بر مبنای قيام آن حضرت را وظيفه الهی می‌دانيم.

4.بر اساس آيه كريمه قرآن مجيد «فان حزب‌الله هم الغالبون» هيئات مذهبی فقط در طريق حزب خدا به ترويج معارف اهل ‌بيت (ع) و تقويت حكومت اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ايران مبادرت خواهند ورزيد و ديگر اجازه ورود جناح‌ها،‌ گروه‌های سياسی و باندهای قدرت و ثروت را به حريم مقدس خود نخواهند داد.

5.با عنايت به اهداف شوم دشمنان اسلام در انحراف جوانان عزيز ايران اسلامی، هيئات مذهبی در راستای جذب جوانان و سپردن امور به اين نسل با نشاط و خلايق به كادرسازی جهت اداره امور هيئات اهتمام داشته و با همدلی، صفا و محبت همه در كنار هم انجام وظيفه خواهيم كرد.

 

 منبع : تبیان

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 9:32  توسط بهار 1  | 

حضرت زینب‏علیها السلام‏

نمى‏توان از كربلاى حسین نوشت و در آن، از كار بزرگ زینبى یادى نكرد؛ چرا كه حادثه كربلا با نقش مكمّل و بى‏بدیل حضرت زینب‏علیها السلام كامل مى‏شود. مرحوم شریعتى در این مورد مى‏گوید:

"رسالت پیام از امروز عصر، آغاز مى‏شود. این رسالت بر دوش‌هاى ظریف یك زن، «زینب» - زنى كه مردانگى در ركاب او جوانمردى آموخته است و رسالت زینب دشوارتر و سنگین‏تر از رسالت برادرش. آنهایى كه گستاخى آن را دارند كه مرگ خویش را انتخاب كنند، تنها به یك انتخاب بزرگ دست زده‏اند؛ اما كار آنها كه از آن پس زنده مى‏مانند، دشوار است و سنگین. و زینب مانده است، كاروان اسیران در پى‏اش، و صف‌هاى دشمن تا افق در پیش راهش، و رسالت رساندن پیام برادر بر دوشش. وارد شهر مى‏شود، از صحنه بر مى‏گردد. آن باغ‏هاى سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پیراهنش بوى گل‌هاى سرخ به مشام مى‏رسد. وارد شهر جنایت، پایتخت قدرت، پایتخت ستم و جلادى شده است؛ آرام و پیروز، سراپا افتخار؛ بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فریاد مى‏زند: «سپاس خداوند را كه این همه كرامت و این همه عزت به خاندان ما عطا كرد، افتخار نبوت، افتخار شهادت...» اگر زینب پیام كربلا را به تاریخ باز نگوید، كربلا در تاریخ مى‏ماند."(18)

بدون شك حضور حضرت زینب‏علیهاالسلام در كربلا به عنوان پیام رسان شهیدان، حیاتى‏ترین عنصر در ماندگارى «حماسه حسینى» است. اگر زینب نبود، كربلا در كربلا مى‏ماند و حماسه درخشان حسینى اسیر حصار زمان خود مى‏شد. حضرت زینب‏علیها السلام خود سرود حماسه‏اى بود كه درخشید و حماسه سترگ كربلا را در همه زمان‏ها سارى و جارى ساخت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 0:28  توسط غریب عاشق  |  نظر بدهید


امام حسین‏علیه السلام‏

تأثیر اباعبدالله الحسین‏علیه السلام بر روى اندیشه‏هاى دكتر شریعتى و خلق روح حماسى و نگاه حسینى وى، در همه آثارش به وضوح دیده مى‏شود. بازتاب حماسه حسینى در جولان فكر و روحیه وى بسیار گسترده، شورانگیز و عمیق مى‏باشد؛ به طورى كه بسیارى از جریانات سیاسى و اجتماعى و رویدادهاى تاریخى را با رویكرد به «حادثه كربلا» تحلیل و ارزیابى مى‏كند. پرداختن به عاشوراى حسینى از منظر دكتر شریعتى بیشتر انعكاس یك قریحه قوى، احساس شورانگیز و ترجمان روح حماسى و بى‏تاب اوست. این بخش در زوایاى مختلفى قابل مدح است، كه اختصاراً به چند مورد از آن مى‏پردازیم:

 

الف) شرایط نهضت امام حسین‏علیه السلام‏

"شكل مبارزه‏اى كه حسین انتخاب كرده، قابل فهمیدن نیست مگر این كه اوضاع و شرایطى كه حسین در آن شرایط، قیام خاصّ خودش را آغاز كرد، فهمیده بشود... اكنون حسین مسئول نگاهبانى انقلابى است كه آخرین پایگاه‏هاى مقاومتش از دست رفته است و از قدرت جدش و پدر و برادرش، یعنى حكومت اسلام و جبهه حقیقت و عدالت، یك شمشیر برایش نمانده و حتى یك سرباز! سال‏هایى است كه بنى‏امیه همه پایگاه‏هاى اجتماعى را فتح كرده است."(10)

اسلام در این زمان، چون پوستین وارونه شده است؛ ارزش‏هاى اسلامى رنگ باخته و دین با حاكمیت افراد فاسد و غاصب، رو به انحطاط و انحراف مى‏رود. امام حسین‏علیه السلام در چنین شرایطى براى اصلاح دین جدش قیام مى‏كند؛ از یك سو، نیرویى براى تغییر وضع موجود ندارد و از دیگر سو، در سكوت خود مشعل امیدى نمى‏بیند. بنابراین، با تنهاترین و برنده‏ترین سلاح، سلاح شهادت، به رویارویى با یزید، مظهر باطل مى‏شتابد و با شهادت خویش بر آنها پیروز مى‏شود.

این كه حسین فریاد مى‏زند - پس از این كه همه عزیزانش را در خون مى‏بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمى‏بیند - فریاد مى‏زند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مى‏كند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نماید.


 ب) بایستن و نتوانستن‏

"فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست؛ براى او زندگى، عقیده و جهاد است. بنابراین، اگر او زنده است و به دلیل این كه زنده است، مسئولیت جهاد در راه عقیده را دارد. انسان زنده، مسئول است و نه فقط انسان توانا. و از حسین، زنده‏تر كیست؟ در تاریخ ما، كیست كه به اندازه او حق داشته باشد كه زندگى كند؟ و شایسته باشد كه زنده بماند؟ نفس انسان بودن، آگاه بودن، ایمان داشتن، زندگى كردن، آدمى را مسئول جهاد مى‏كند و حسین مَثَلِ اعلاى انسانیت زنده، عاشق و آگاه است. توانستن یا نتوانستن، ضعف یا قدرت، تنهایى یا جمعیت، فقط شكل انجام رسالت و چگونگى تحقق مسئولیت را تعیین مى‏كند نه وجود آن را."(11)

«بایستن» یعنى براى انجام دادن وظیفه مسئولیت دینى و شرعى، تلاش نمودن و تا حد توان براى پیشبرد آن، به تناسب زمان و شرایط، اقدام كردن. گویاترین كلام براى اداى این مفهوم، فرمایش حضرت امام‏ قدس سره است؛ ایشان در پیامى فرمودند:

"ما مأمور به اداى تكلیف و وظیفه‏ایم، نه مأمور به نتیجه."(12)

هر مسلمانى در هر شرایطى، وظیفه‏اى دارد كه باید بدان عمل نماید؛ لیكن اقتضاى زمان، شكل انجام وظیفه را به تناسب خود، دستخوش تغییر مى‏سازد. عمل به وظیفه در بستر زمانى خاص، «جهاد» و در شرایطى «فقه» و در برهه‏اى «پرداختن به مسایل علمى» است؛ لیكن آنچه با تحول زمان دگرگون نمى‏شود، اصل اداى تكلیف و انجام وظیفه است.


 ج) هنر خوب مردن‏

"او (امام حسین‏علیه السلام) فرزند خانواده‏اى است كه هنر خوب مردن را در مكتب حیات، خوب آموخته است... آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى‏فهمند و به همه آنها كه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد كه شهادت نه یك باختن، كه یك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى‏شود و حسین «وارث آدم» - كه به بنى‏آدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند - اكنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم چگونه باید مردن را بیاموزند."(13)

شهادت، هنر مردان خداست؛ چنان كه خوب زیستن و خوب زندگى كردن، هنر مردان الهى مى‏باشد. خوب مردن نیز هنرى است كه در درجه اول، شهدا آن را به ارث مى‏برند. شهدا شمع‏هاى فروزانى هستند كه با نثار هستى و وجود خود در محضر حق تعالى، پیروز مى‏شوند. سیدالشهداء سمبل و الگوى خوب مردن (شهادت) در همه اعصار است. مقتدایان امام حسین‏علیه السلام كسانى هستند كه از مایه جان خویش در راه خدا نثار مى‏كنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است كه هنر خوب مردن را در جان بى‏تاب انسان‏هاى عاشق، تزریق مىكند.


 د) آثار شهادت امام حسین‏علیه السلام‏

"برخى درباره آثار شهادت حسینى تردید كردند! و آن را قیامى خوانده‏اند كه شكست خورده است؛ شگفتا! كدام جهاد و كدام جنگِ پیروزى بوده است كه دامنه فتوحاتش در سطح جامعه در عمق اندیشه و احساس و در طول زمان و ادوار تاریخ، این همه گسترده و عمیق و بارآور باشد؟... حسین با شهادت «ید بیضاء» كرد، از خون شهیدان «دم مسیحائى» ساخت كه كور را بینا مى‏كند و مرده را حیات مى‏بخشد... اما نه تنها در عصر خویش و در سرزمین خویش، كه «شهادت» جنگ نیست، رسالت است؛ سلاح نیست، پیام است؛ كلمه‏اى است كه با خون تلفظ مى‏شود."(14)

تأثیر حادثه كربلا، هم در بستر زمان خود و هم در طول تاریخ، عمیق و فراگیر بوده است. نهضت‏هایى كه با فاصله كمى با الهام‏گیرى از قیام خونین كربلا شكفتند - مانند قیام توابین و ابومسلم خراسانى - و جان‏هاى مردمى كه از ترنم خون‏هاى گرم شهیدان كربلا زندگى یافتند، معدود نیستند؛ انقلاب اسلامى شاهد و مثالى زنده در عصر حاضر است كه هم در شروع نهضت، پیروزى انقلاب، ثبات نظام و ادامه آن تا هم اكنون همواره زیر درخشش پرتو عشق به اباعبدالله الحسین‏علیه السلام جریان یافته است. به راستى كدامین عشق و ایمان جوشان براى پیشبرد انقلاب اسلامى مى‏توانست به اندازه عشق و ایمان حسینى مؤثر باشد؟


 ه) زندگان جاوید

"آنها كه تن به هر ذلتى مى‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده‏اند و مرگ خویش را انتخاب كرده‏اند - در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نكرده‏اند و مرده‏اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها كه براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند، كدام هنوز زنده‏اند؟ هر كس زنده بودن را فقط در یك لَشِ متحرك نمى‏بیند، زنده بودن و شاهد بودن حسین را با همه وجودش مى‏بیند، حس مى‏كند و مرگ كسانى را كه به ذلت‏ها تن داده‏اند تا زنده بمانند، مى‏بیند."(15)

شهدا زنده‏اند و سیدالشهداء زنده‏ترین شهید تاریخ است. نام او، یاد او، خاطره او و داستان شگرف كربلاى او، همه و همه در طول تاریخ براى همه نسل‏ها نیروبخش، حیات آفرین، امیدزا و انقلاب گستر است. به راستى كدامین ملت را مى‏توان سراغ گرفت كه با روح و خون حسین همگرایى كنند و به افتخار یكى از دو پیروزى نرسند؟ خون حسین، مایه حیات‏ بخشى است كه در گذر زمان بر كالبد ملت‏ها دمیده مى‏شود و آنها را به زندگى فرا مى‏خواند و حسین‏علیه السلام زنده جاویدى است كه هر سال، دوباره شهید مى‏شود و همگان را به یارى جبهه حق زمان خود، دعوت مى‏كند.


 و) ساعات آخر شهادت‏

"عصر عاشورا، امام حسین‏علیه السلام با آن دقت نظافت مى‏كند، با آن دقت آرایش مى‏كند، بهترین لباس‏هایش را مى‏پوشد و بهترین عطرهایش را مى‏زند، در اوج خون و در اوج مرگ و در اوج نابودىِ همه كسانش و در آستانه رفتن خودش، هر ساعتى كه مى‏گذشت و شهدا هم بر هم انباشته مى‏شدند، چهره او گلگون‏تر و برافروخته‏تر و قلبش بیشتر به تپش مى‏آمد، كه مى‏دانست فاصله حضور، اندك است؛ چه «شهادت» حضور نیز هست."(16)

حضور شایسته در محضر خدا، آرزوى سرشار از اشتیاقى است كه مردان خدا همواره براى آن، لحظه شمارى مى‏كنند و شهادت، شایسته‏ترین وسیله حضور در پیشگاه الهى است. آرایش با دقّت امام ‏حسین‏علیه السلام در عصر عاشورا نیز به خاطر شایسته‏ترین حضورى است كه یك امام مى‏تواند در محضر الهى داشته باشد.


 ز ) مسئولیت ما

"این كه حسین فریاد مى‏زند - پس از این كه همه عزیزانش را در خون مى‏بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمى‏بیند - فریاد مى‏زند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مى‏كند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نماید."(17)

امام حسین‏علیه السلام مظهر و سمبل حق است كه در همه عصرها، چون نمادى زنده و خروشان، ظهور پیدا مى‏كند و همه كسانى را كه از پاسدارى حقیقت زمان خود طفره مى‏روند، به یارى مى‏طلبد و در واقع یارى طلبیدن امامِ عشق در كربلا، انعكاس موج اندیشه اسلامى براى كمك به حق در همه زمان‏هاست. «هل من ناصر ینصرنى»، یعنى آیا كمك كننده‏اى هست كه حق را یارى كند؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 0:22  توسط غریب عاشق  |  نظر بدهید


شهادت

شهادت، بُرنده‏ترین سلاحى است كه هیچ دشمنى را یاراى مقاومت در برابر آن نیست، مرحوم شریعتى در این باره بحث‏هاى مبسوطى دارد كه براى رعایت اختصار، به گزیده‏هایى از آن اشاره مى‏كنیم.

"یكى از بهترین و حیات بخش‏ترین سرمایه‏هایى كه در تاریخ تشیع وجود دارد، شهادت است."(4)

"در فرهنگ ما شهادت، مرگى نیست كه دشمن ما بر مجاهد تحمیل كند. شهادت مرگ دلخواهى است كه مجاهد با همه آگاهى و همه منطق و شعور و بیدارى و بینایى خویش، خود انتخاب مى‏كند!... شهادت، در یك كلمه - بر خلاف تاریخ‏هاى دیگر كه حادثه‏اى است و درگیرى است و مرگ تحمیل شده بر قهرمان است و تراژدى است - در فرهنگ ما، یك درجه است، وسیله نیست؛ خود هدف است، اصالت است؛ خود یك تكامل، یك علو است؛ خود یك مسئولیت بزرگ است؛ خود یك راه نیم ‏بُر به طرف صعود به قله معراج بشریت است و یك فرهنگ است."(5)

امروز این سخنان با پشتوانه سرمایه عظیم انقلاب، جنگ تحمیلى و اندیشه‏هاى ناب حضرت امام ‏قدس سره براى نسل جدید، عادى و جا افتاده شده است؛ لیكن در اواخر سال 50 كه این سخنرانى‏ها ایراد شده، فضاى فكرى جامعه دست خوش تحولات اساسى بود و لزوم ارائه مفاهیم «حماسى اسلامى» به زبان روز و متناسب با زمان، به شدت احساس مى‏شد.

علاوه بر این، خفقان و امنیت پلیسى حاكم بر آن دوره تاریخى، بیانگر شهامت و شجاعت سخنران است؛ به طورى كه بعد از سخنرانى «پس از شهادت» در مسجد جامع نارمك، حاضران تظاهرات باشكوهى برپا كردند.

مرحوم شریعتى شهادت را به دو بخش حمزه‏اى و حسینى تقسیم مى‏كند. شهید مطهرى نیز از منظرى دیگر، بدان مى‏پردازد؛ وى در این مورد مى‏نویسد:"جناب حمزه، سیدالشهداى زمان خودش است و امام حسین‏علیه السلام سیدالشهداى همه زمان‏ها است."(6)

دكتر شریعتى در این باره مى‏گوید:"ما دو نوع شهید داریم؛ سمبل یكى حمزه سیدالشهداء، و سمبل دیگرى امام حسین‏علیه السلام است."(7)

براى روشن شدن تقسیم بندى فوق، مستقلاً به هر كدام مى‏پردازیم.

در شهادت حسینى، شهید با خوب مردن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، با خوب كشتن. در شهادت حسینى، شهید با شكست ظاهرى از دشمن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، شهید با پیروزى بر دشمن. در شهادت حسینى، وظیفه اولیه شهید، شهادت است و در شهادت حمزه‏اى، وظیفه اولیه شهید، مجاهدت و تلاش براى شكست دشمن است.

 

شهادت حسینى‏

شهادت حسینى كشته شدن مردى است كه خود براى كشته شدن خویش قیام كرده است... امام حسین‏علیه السلام از مقوله دیگرى است؛ او نیامده است كه دشمن را با زور شمشیر بشكند و خود پیروز شود، و بعد موفق نشده و یا در یك تصادف یا ترور توسط وحشى، كشته شده باشد. این‏طور نیست، او در حالى كه مى‏توانسته است در خانه‏اش بنشیند و زنده بماند، به پا خاسته و آگاهانه به استقبال مردن شتافته و در آن لحظه، مرگ و نفى خویشتن را انتخاب كرده است... امام حسین‏علیه السلام یك شهید است كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش، از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى‏كرد، «نه» گفت، این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است."(۹)

سمبل شهادت حسینى در این تعریف، تنها سلاح پیروز است. البته شهادت حسینى شرایط ویژه خود را مى‏طلبد. وقتى ظلم، انحطاط و انحراف همه گیر مى‏شود و ارزش‏هاى والاى اسلامى مسخ مى‏گردد و موعظه‏ها بر گوش‏هاى سنگین كارگر نمى‏افتد؛ حسین با همه دانایى به عدم توانایى خود در پیروزى ظاهرى بر دشمن، علناً به پیشواز مرگ مى‏رود و با انتخاب شهادت، بزرگترین كارى را كه مى‏شد كرد، انجام مى‏دهد.

ثمره شهادت امام حسین‏علیه السلام آگاهى و بازگشت مردم به هویّت اصیل اسلامى و زدن داغ رسوایى كُشتن فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بر پیشانى كریه حكومت یزید است.

در شهادت حسینى، وظیفه اولیه اسلامى براى یارى دین خدا، شهادت است؛ در این جا مجاهد فى‏سبیل‏الله با شهادت خود، دین خدا را یارى مى‏كند. شهادت عمار یاسر نیز از این قبیل است؛ لیكن انعكاس شهادت اباعبدالله الحسین‏علیه السلام به دلایلى گسترده و خارج از ظرف زمان است.

در شهادت حسینى، شهید با خوب مردن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، با خوب كشتن. در شهادت حسینى، شهید با شكست ظاهرى از دشمن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، شهید با پیروزى بر دشمن. در شهادت حسینى، وظیفه اولیه شهید، شهادت است و در شهادت حمزه‏اى، وظیفه اولیه شهید، مجاهدت و تلاش براى شكست دشمن است.

شهادت حمزه‏اى‏

«حمزه یك قهرمان مجاهد است كه براى پیروزى و شكستن دشمن رفته، شكست خورده و كشته و شهید شده است... حمزه و سایر مجاهدان براى پیروزى آمده بودند - البته با احتمال این كه اگر هم مرگ شده، شد - و هدفشان پیروزى و شكستن دشمن بود... بنابراین شهید حمزه‏اى و شهادت حمزه‏اى، عبارت است از مردى و كشته شدن مردى كه آهنگ كشتن دشمن كرده است."(8)

دكتر شریعتى شهداى حمزه‏اى را مجاهدانى مى‏داند كه نه براى شهید شدن، كه كشتن و شكست دادن دشمن به میدان جهاد شتافته‏اند و شهادت، آنها را انتخاب كرده و روزى آنها شده است. به عبارتى وظیفه اولیه اسلامى شهداى حمزه‏اى، شكست دشمن و حفظ اردوگاه اسلام است، لیكن قضاى الهى بر سرنوشت ایشان، شهادت نوشته است. بنابراین، شهید حمزه‏اى آرزومند شهادت است ولى در پى آن نمى‏باشد؛ چرا كه وظیفه اولیه خود را شكست دادن دشمن مى‏داند. و در صورت لزوم، از شهادت استقبال مى‏كند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 0:3  توسط غریب عاشق  |  یک نظر


شهید

نوع فهم دكتر شریعتى از مفهوم عالى شهید، برداشتى خالص، عمیق و ناب از فرهنگ اصیل اسلامى است. وى در تعریف كلمه «شهید» مى‏گوید:

"شهید در لغت، به معناى حاضر، ناظر، به معناى گواه و گواهى دهنده و خبر دهنده راستین و امین و هم چنین به معنى آگاه و نیز به معنى محسوس و مشهود، كسى كه همه چشم‏ها به او است و بالاخره به معنى نمونه، الگو و سرمشق است."(2)

«شهید» زنده، جاوید، حماسه ساز، عارف، آگاه، انتخاب‏گر و روزى خوار نعم الهى است و این اصیل‏ترین دریافت از متون و فرهنگ اسلامى به شمار مى‏رود، چنانچه قرآن كریم نیز بدان اشاره مى‏كند. دكتر شریعتى در جاى دیگر مى‏نویسد:

"شهید، قلب تاریخ است؛ هم چنان كه قلب به رگ هاى خشك اندام، خون، حیات و زندگى مى‏دهد، جامعه‏اى كه رو به مردن مى‏رود، جامعه‏اى كه فرزندانش ایمان خویش را به خویش، از دست داده‏اند و جامعه‏اى كه به مرگ تدریجى گرفتار است، جامعه‏اى كه تسلیم را تمكین كرده است، جامعه‏اى كه احساس مسئولیت را از یاد برده است و جامعه‏اى كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاریخى كه از حیات و جنبش و حركت و زایش بازمانده است؛ شهید همچون قلبى، به اندام‏هاى خشك مرده بى‏رمق این جامعه، خون خویش را مى‏رساند و بزرگترین معجزه شهادتش این است كه به یك نسل، ایمان جدید به خویشتن را مى‏بخشد. شهید حاضر است و همیشه جاوید؛ كى غائب است؟"(3)

بخش فوق بیشتر رویكردى كربلایى دارد، بدین معنا كه دكتر با نگاه به شهیدان كربلا و فضاى حاكم بر آن، به وصف شهید پرداخته است و الا همیشه اینگونه نیست كه در جامعه‏اى منحط و رو به عقب، سیماى تابناك شهید رخ نماید. شهداى جهادهاى نبى ‏اكرم ‏صلى الله علیه و آله و امام على‏علیه السلام شاهد این ادعاست. البته مرحوم شریعتى بدین موضوع پرداخته است كه در جاى دیگر بدان اشاره مى‏كنیم.

یكى از بهترین و حیات بخش‏ترین سرمایه‏هایى كه در تاریخ تشیع وجود دارد، شهادت است.

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 15:44  توسط بهار 1  | 
نمى‏توان از كربلاى حسین نوشت و در آن، از كار بزرگ زینبى یادى نكرد؛ چرا كه حادثه كربلا با نقش مكمّل و بى‏بدیل حضرت زینب‏علیها السلام كامل مى‏شود. مرحوم شریعتى در این مورد مى‏گوید:

"رسالت پیام از امروز عصر، آغاز مى‏شود. این رسالت بر دوش‌هاى ظریف یك زن، «زینب» - زنى كه مردانگى در ركاب او جوانمردى آموخته است و رسالت زینب دشوارتر و سنگین‏تر از رسالت برادرش. آنهایى كه گستاخى آن را دارند كه مرگ خویش را انتخاب كنند، تنها به یك انتخاب بزرگ دست زده‏اند؛ اما كار آنها كه از آن پس زنده مى‏مانند، دشوار است و سنگین. و زینب مانده است، كاروان اسیران در پى‏اش، و صف‌هاى دشمن تا افق در پیش راهش، و رسالت رساندن پیام برادر بر دوشش. وارد شهر مى‏شود، از صحنه بر مى‏گردد. آن باغ‏هاى سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پیراهنش بوى گل‌هاى سرخ به مشام مى‏رسد. وارد شهر جنایت، پایتخت قدرت، پایتخت ستم و جلادى شده است؛ آرام و پیروز، سراپا افتخار؛ بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فریاد مى‏زند: «سپاس خداوند را كه این همه كرامت و این همه عزت به خاندان ما عطا كرد، افتخار نبوت، افتخار شهادت...» اگر زینب پیام كربلا را به تاریخ باز نگوید، كربلا در تاریخ مى‏ماند."(18)

بدون شك حضور حضرت زینب‏علیهاالسلام در كربلا به عنوان پیام رسان شهیدان، حیاتى‏ترین عنصر در ماندگارى «حماسه حسینى» است. اگر زینب نبود، كربلا در كربلا مى‏ماند و حماسه درخشان حسینى اسیر حصار زمان خود مى‏شد. حضرت زینب‏علیها السلام خود سرود حماسه‏اى بود كه درخشید و حماسه سترگ كربلا را در همه زمان‏ها سارى و جارى ساخت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 0:28  توسط غریب عاشق  |  نظر بدهید

تأثیر اباعبدالله الحسین‏علیه السلام بر روى اندیشه‏هاى دكتر شریعتى و خلق روح حماسى و نگاه حسینى وى، در همه آثارش به وضوح دیده مى‏شود. بازتاب حماسه حسینى در جولان فكر و روحیه وى بسیار گسترده، شورانگیز و عمیق مى‏باشد؛ به طورى كه بسیارى از جریانات سیاسى و اجتماعى و رویدادهاى تاریخى را با رویكرد به «حادثه كربلا» تحلیل و ارزیابى مى‏كند. پرداختن به عاشوراى حسینى از منظر دكتر شریعتى بیشتر انعكاس یك قریحه قوى، احساس شورانگیز و ترجمان روح حماسى و بى‏تاب اوست. این بخش در زوایاى مختلفى قابل مدح است، كه اختصاراً به چند مورد از آن مى‏پردازیم:


 الف) شرایط نهضت امام حسین‏علیه السلام‏ 

"شكل مبارزه‏اى كه حسین انتخاب كرده، قابل فهمیدن نیست مگر این كه اوضاع و شرایطى كه حسین در آن شرایط، قیام خاصّ خودش را آغاز كرد، فهمیده بشود... اكنون حسین مسئول نگاهبانى انقلابى است كه آخرین پایگاه‏هاى مقاومتش از دست رفته است و از قدرت جدش و پدر و برادرش، یعنى حكومت اسلام و جبهه حقیقت و عدالت، یك شمشیر برایش نمانده و حتى یك سرباز! سال‏هایى است كه بنى‏امیه همه پایگاه‏هاى اجتماعى را فتح كرده است."(10)

اسلام در این زمان، چون پوستین وارونه شده است؛ ارزش‏هاى اسلامى رنگ باخته و دین با حاكمیت افراد فاسد و غاصب، رو به انحطاط و انحراف مى‏رود. امام حسین‏علیه السلام در چنین شرایطى براى اصلاح دین جدش قیام مى‏كند؛ از یك سو، نیرویى براى تغییر وضع موجود ندارد و از دیگر سو، در سكوت خود مشعل امیدى نمى‏بیند. بنابراین، با تنهاترین و برنده‏ترین سلاح، سلاح شهادت، به رویارویى با یزید، مظهر باطل مى‏شتابد و با شهادت خویش بر آنها پیروز مى‏شود.

این كه حسین فریاد مى‏زند - پس از این كه همه عزیزانش را در خون مى‏بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمى‏بیند - فریاد مى‏زند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مى‏كند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نماید.


 ب) بایستن و نتوانستن‏ 

"فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست؛ براى او زندگى، عقیده و جهاد است. بنابراین، اگر او زنده است و به دلیل این كه زنده است، مسئولیت جهاد در راه عقیده را دارد. انسان زنده، مسئول است و نه فقط انسان توانا. و از حسین، زنده‏تر كیست؟ در تاریخ ما، كیست كه به اندازه او حق داشته باشد كه زندگى كند؟ و شایسته باشد كه زنده بماند؟ نفس انسان بودن، آگاه بودن، ایمان داشتن، زندگى كردن، آدمى را مسئول جهاد مى‏كند و حسین مَثَلِ اعلاى انسانیت زنده، عاشق و آگاه است. توانستن یا نتوانستن، ضعف یا قدرت، تنهایى یا جمعیت، فقط شكل انجام رسالت و چگونگى تحقق مسئولیت را تعیین مى‏كند نه وجود آن را."(11)

«بایستن» یعنى براى انجام دادن وظیفه مسئولیت دینى و شرعى، تلاش نمودن و تا حد توان براى پیشبرد آن، به تناسب زمان و شرایط، اقدام كردن. گویاترین كلام براى اداى این مفهوم، فرمایش حضرت امام‏ قدس سره است؛ ایشان در پیامى فرمودند:

"ما مأمور به اداى تكلیف و وظیفه‏ایم، نه مأمور به نتیجه."(12)

هر مسلمانى در هر شرایطى، وظیفه‏اى دارد كه باید بدان عمل نماید؛ لیكن اقتضاى زمان، شكل انجام وظیفه را به تناسب خود، دستخوش تغییر مى‏سازد. عمل به وظیفه در بستر زمانى خاص، «جهاد» و در شرایطى «فقه» و در برهه‏اى «پرداختن به مسایل علمى» است؛ لیكن آنچه با تحول زمان دگرگون نمى‏شود، اصل اداى تكلیف و انجام وظیفه است.


 ج) هنر خوب مردن‏ 

"او (امام حسین‏علیه السلام) فرزند خانواده‏اى است كه هنر خوب مردن را در مكتب حیات، خوب آموخته است... آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى‏فهمند و به همه آنها كه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد كه شهادت نه یك باختن، كه یك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى‏شود و حسین «وارث آدم» - كه به بنى‏آدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند - اكنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم چگونه باید مردن را بیاموزند."(13)

شهادت، هنر مردان خداست؛ چنان كه خوب زیستن و خوب زندگى كردن، هنر مردان الهى مى‏باشد. خوب مردن نیز هنرى است كه در درجه اول، شهدا آن را به ارث مى‏برند. شهدا شمع‏هاى فروزانى هستند كه با نثار هستى و وجود خود در محضر حق تعالى، پیروز مى‏شوند. سیدالشهداء سمبل و الگوى خوب مردن (شهادت) در همه اعصار است. مقتدایان امام حسین‏علیه السلام كسانى هستند كه از مایه جان خویش در راه خدا نثار مى‏كنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است كه هنر خوب مردن را در جان بى‏تاب انسان‏هاى عاشق، تزریق مىكند.


 د) آثار شهادت امام حسین‏علیه السلام‏ 

"برخى درباره آثار شهادت حسینى تردید كردند! و آن را قیامى خوانده‏اند كه شكست خورده است؛ شگفتا! كدام جهاد و كدام جنگِ پیروزى بوده است كه دامنه فتوحاتش در سطح جامعه در عمق اندیشه و احساس و در طول زمان و ادوار تاریخ، این همه گسترده و عمیق و بارآور باشد؟... حسین با شهادت «ید بیضاء» كرد، از خون شهیدان «دم مسیحائى» ساخت كه كور را بینا مى‏كند و مرده را حیات مى‏بخشد... اما نه تنها در عصر خویش و در سرزمین خویش، كه «شهادت» جنگ نیست، رسالت است؛ سلاح نیست، پیام است؛ كلمه‏اى است كه با خون تلفظ مى‏شود."(14)

تأثیر حادثه كربلا، هم در بستر زمان خود و هم در طول تاریخ، عمیق و فراگیر بوده است. نهضت‏هایى كه با فاصله كمى با الهام‏گیرى از قیام خونین كربلا شكفتند - مانند قیام توابین و ابومسلم خراسانى - و جان‏هاى مردمى كه از ترنم خون‏هاى گرم شهیدان كربلا زندگى یافتند، معدود نیستند؛ انقلاب اسلامى شاهد و مثالى زنده در عصر حاضر است كه هم در شروع نهضت، پیروزى انقلاب، ثبات نظام و ادامه آن تا هم اكنون همواره زیر درخشش پرتو عشق به اباعبدالله الحسین‏علیه السلام جریان یافته است. به راستى كدامین عشق و ایمان جوشان براى پیشبرد انقلاب اسلامى مى‏توانست به اندازه عشق و ایمان حسینى مؤثر باشد؟


 ه) زندگان جاوید 

"آنها كه تن به هر ذلتى مى‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده‏اند و مرگ خویش را انتخاب كرده‏اند - در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نكرده‏اند و مرده‏اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها كه براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند، كدام هنوز زنده‏اند؟ هر كس زنده بودن را فقط در یك لَشِ متحرك نمى‏بیند، زنده بودن و شاهد بودن حسین را با همه وجودش مى‏بیند، حس مى‏كند و مرگ كسانى را كه به ذلت‏ها تن داده‏اند تا زنده بمانند، مى‏بیند."(15)

شهدا زنده‏اند و سیدالشهداء زنده‏ترین شهید تاریخ است. نام او، یاد او، خاطره او و داستان شگرف كربلاى او، همه و همه در طول تاریخ براى همه نسل‏ها نیروبخش، حیات آفرین، امیدزا و انقلاب گستر است. به راستى كدامین ملت را مى‏توان سراغ گرفت كه با روح و خون حسین همگرایى كنند و به افتخار یكى از دو پیروزى نرسند؟ خون حسین، مایه حیات‏ بخشى است كه در گذر زمان بر كالبد ملت‏ها دمیده مى‏شود و آنها را به زندگى فرا مى‏خواند و حسین‏علیه السلام زنده جاویدى است كه هر سال، دوباره شهید مى‏شود و همگان را به یارى جبهه حق زمان خود، دعوت مى‏كند.


 و) ساعات آخر شهادت‏ 

"عصر عاشورا، امام حسین‏علیه السلام با آن دقت نظافت مى‏كند، با آن دقت آرایش مى‏كند، بهترین لباس‏هایش را مى‏پوشد و بهترین عطرهایش را مى‏زند، در اوج خون و در اوج مرگ و در اوج نابودىِ همه كسانش و در آستانه رفتن خودش، هر ساعتى كه مى‏گذشت و شهدا هم بر هم انباشته مى‏شدند، چهره او گلگون‏تر و برافروخته‏تر و قلبش بیشتر به تپش مى‏آمد، كه مى‏دانست فاصله حضور، اندك است؛ چه «شهادت» حضور نیز هست."(16)

حضور شایسته در محضر خدا، آرزوى سرشار از اشتیاقى است كه مردان خدا همواره براى آن، لحظه شمارى مى‏كنند و شهادت، شایسته‏ترین وسیله حضور در پیشگاه الهى است. آرایش با دقّت امام ‏حسین‏علیه السلام در عصر عاشورا نیز به خاطر شایسته‏ترین حضورى است كه یك امام مى‏تواند در محضر الهى داشته باشد.


 ز ) مسئولیت ما 

"این كه حسین فریاد مى‏زند - پس از این كه همه عزیزانش را در خون مى‏بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمى‏بیند - فریاد مى‏زند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مى‏كند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نماید."(17)

امام حسین‏علیه السلام مظهر و سمبل حق است كه در همه عصرها، چون نمادى زنده و خروشان، ظهور پیدا مى‏كند و همه كسانى را كه از پاسدارى حقیقت زمان خود طفره مى‏روند، به یارى مى‏طلبد و در واقع یارى طلبیدن امامِ عشق در كربلا، انعكاس موج اندیشه اسلامى براى كمك به حق در همه زمان‏هاست. «هل من ناصر ینصرنى»، یعنى آیا كمك كننده‏اى هست كه حق را یارى كند؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 0:22  توسط غریب عاشق  |  نظر بدهید

شهادت، بُرنده‏ترین سلاحى است كه هیچ دشمنى را یاراى مقاومت در برابر آن نیست، مرحوم شریعتى در این باره بحث‏هاى مبسوطى دارد كه براى رعایت اختصار، به گزیده‏هایى از آن اشاره مى‏كنیم.

"یكى از بهترین و حیات بخش‏ترین سرمایه‏هایى كه در تاریخ تشیع وجود دارد، شهادت است."(4)

"در فرهنگ ما شهادت، مرگى نیست كه دشمن ما بر مجاهد تحمیل كند. شهادت مرگ دلخواهى است كه مجاهد با همه آگاهى و همه منطق و شعور و بیدارى و بینایى خویش، خود انتخاب مى‏كند!... شهادت، در یك كلمه - بر خلاف تاریخ‏هاى دیگر كه حادثه‏اى است و درگیرى است و مرگ تحمیل شده بر قهرمان است و تراژدى است - در فرهنگ ما، یك درجه است، وسیله نیست؛ خود هدف است، اصالت است؛ خود یك تكامل، یك علو است؛ خود یك مسئولیت بزرگ است؛ خود یك راه نیم ‏بُر به طرف صعود به قله معراج بشریت است و یك فرهنگ است."(5)

امروز این سخنان با پشتوانه سرمایه عظیم انقلاب، جنگ تحمیلى و اندیشه‏هاى ناب حضرت امام ‏قدس سره براى نسل جدید، عادى و جا افتاده شده است؛ لیكن در اواخر سال 50 كه این سخنرانى‏ها ایراد شده، فضاى فكرى جامعه دست خوش تحولات اساسى بود و لزوم ارائه مفاهیم «حماسى اسلامى» به زبان روز و متناسب با زمان، به شدت احساس مى‏شد.

علاوه بر این، خفقان و امنیت پلیسى حاكم بر آن دوره تاریخى، بیانگر شهامت و شجاعت سخنران است؛ به طورى كه بعد از سخنرانى «پس از شهادت» در مسجد جامع نارمك، حاضران تظاهرات باشكوهى برپا كردند.

مرحوم شریعتى شهادت را به دو بخش حمزه‏اى و حسینى تقسیم مى‏كند. شهید مطهرى نیز از منظرى دیگر، بدان مى‏پردازد؛ وى در این مورد مى‏نویسد:"جناب حمزه، سیدالشهداى زمان خودش است و امام حسین‏علیه السلام سیدالشهداى همه زمان‏ها است."(6)

دكتر شریعتى در این باره مى‏گوید:"ما دو نوع شهید داریم؛ سمبل یكى حمزه سیدالشهداء، و سمبل دیگرى امام حسین‏علیه السلام است."(7)

براى روشن شدن تقسیم بندى فوق، مستقلاً به هر كدام مى‏پردازیم.

در شهادت حسینى، شهید با خوب مردن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، با خوب كشتن. در شهادت حسینى، شهید با شكست ظاهرى از دشمن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، شهید با پیروزى بر دشمن. در شهادت حسینى، وظیفه اولیه شهید، شهادت است و در شهادت حمزه‏اى، وظیفه اولیه شهید، مجاهدت و تلاش براى شكست دشمن است.
 
شهادت حسینى‏

شهادت حسینى كشته شدن مردى است كه خود براى كشته شدن خویش قیام كرده است... امام حسین‏علیه السلام از مقوله دیگرى است؛ او نیامده است كه دشمن را با زور شمشیر بشكند و خود پیروز شود، و بعد موفق نشده و یا در یك تصادف یا ترور توسط وحشى، كشته شده باشد. این‏طور نیست، او در حالى كه مى‏توانسته است در خانه‏اش بنشیند و زنده بماند، به پا خاسته و آگاهانه به استقبال مردن شتافته و در آن لحظه، مرگ و نفى خویشتن را انتخاب كرده است... امام حسین‏علیه السلام یك شهید است كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش، از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى‏كرد، «نه» گفت، این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است."(۹)

سمبل شهادت حسینى در این تعریف، تنها سلاح پیروز است. البته شهادت حسینى شرایط ویژه خود را مى‏طلبد. وقتى ظلم، انحطاط و انحراف همه گیر مى‏شود و ارزش‏هاى والاى اسلامى مسخ مى‏گردد و موعظه‏ها بر گوش‏هاى سنگین كارگر نمى‏افتد؛ حسین با همه دانایى به عدم توانایى خود در پیروزى ظاهرى بر دشمن، علناً به پیشواز مرگ مى‏رود و با انتخاب شهادت، بزرگترین كارى را كه مى‏شد كرد، انجام مى‏دهد.

ثمره شهادت امام حسین‏علیه السلام آگاهى و بازگشت مردم به هویّت اصیل اسلامى و زدن داغ رسوایى كُشتن فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بر پیشانى كریه حكومت یزید است.

در شهادت حسینى، وظیفه اولیه اسلامى براى یارى دین خدا، شهادت است؛ در این جا مجاهد فى‏سبیل‏الله با شهادت خود، دین خدا را یارى مى‏كند. شهادت عمار یاسر نیز از این قبیل است؛ لیكن انعكاس شهادت اباعبدالله الحسین‏علیه السلام به دلایلى گسترده و خارج از ظرف زمان است.

در شهادت حسینى، شهید با خوب مردن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، با خوب كشتن. در شهادت حسینى، شهید با شكست ظاهرى از دشمن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، شهید با پیروزى بر دشمن. در شهادت حسینى، وظیفه اولیه شهید، شهادت است و در شهادت حمزه‏اى، وظیفه اولیه شهید، مجاهدت و تلاش براى شكست دشمن است.

شهادت حمزه‏اى‏

 «حمزه یك قهرمان مجاهد است كه براى پیروزى و شكستن دشمن رفته، شكست خورده و كشته و شهید شده است... حمزه و سایر مجاهدان براى پیروزى آمده بودند - البته با احتمال این كه اگر هم مرگ شده، شد - و هدفشان پیروزى و شكستن دشمن بود... بنابراین شهید حمزه‏اى و شهادت حمزه‏اى، عبارت است از مردى و كشته شدن مردى كه آهنگ كشتن دشمن كرده است."(8)

دكتر شریعتى شهداى حمزه‏اى را مجاهدانى مى‏داند كه نه براى شهید شدن، كه كشتن و شكست دادن دشمن به میدان جهاد شتافته‏اند و شهادت، آنها را انتخاب كرده و روزى آنها شده است. به عبارتى وظیفه اولیه اسلامى شهداى حمزه‏اى، شكست دشمن و حفظ اردوگاه اسلام است، لیكن قضاى الهى بر سرنوشت ایشان، شهادت نوشته است. بنابراین، شهید حمزه‏اى آرزومند شهادت است ولى در پى آن نمى‏باشد؛ چرا كه وظیفه اولیه خود را شكست دادن دشمن مى‏داند. و در صورت لزوم، از شهادت استقبال مى‏كند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 0:3  توسط غریب عاشق  |  یک نظر

نوع فهم دكتر شریعتى از مفهوم عالى شهید، برداشتى خالص، عمیق و ناب از فرهنگ اصیل اسلامى است. وى در تعریف كلمه «شهید» مى‏گوید:

"شهید در لغت، به معناى حاضر، ناظر، به معناى گواه و گواهى دهنده و خبر دهنده راستین و امین و هم چنین به معنى آگاه و نیز به معنى محسوس و مشهود، كسى كه همه چشم‏ها به او است و بالاخره به معنى نمونه، الگو و سرمشق است."(2)

«شهید» زنده، جاوید، حماسه ساز، عارف، آگاه، انتخاب‏گر و روزى خوار نعم الهى است و این اصیل‏ترین دریافت از متون و فرهنگ اسلامى به شمار مى‏رود، چنانچه قرآن كریم نیز بدان اشاره مى‏كند. دكتر شریعتى در جاى دیگر مى‏نویسد:

"شهید، قلب تاریخ است؛ هم چنان كه قلب به رگ هاى خشك اندام، خون، حیات و زندگى مى‏دهد، جامعه‏اى كه رو به مردن مى‏رود، جامعه‏اى كه فرزندانش ایمان خویش را به خویش، از دست داده‏اند و جامعه‏اى كه به مرگ تدریجى گرفتار است، جامعه‏اى كه تسلیم را تمكین كرده است، جامعه‏اى كه احساس مسئولیت را از یاد برده است و جامعه‏اى كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاریخى كه از حیات و جنبش و حركت و زایش بازمانده است؛ شهید همچون قلبى، به اندام‏هاى خشك مرده بى‏رمق این جامعه، خون خویش را مى‏رساند و بزرگترین معجزه شهادتش این است كه به یك نسل، ایمان جدید به خویشتن را مى‏بخشد. شهید حاضر است و همیشه جاوید؛ كى غائب است؟"(3)

بخش فوق بیشتر رویكردى كربلایى دارد، بدین معنا كه دكتر با نگاه به شهیدان كربلا و فضاى حاكم بر آن، به وصف شهید پرداخته است و الا همیشه اینگونه نیست كه در جامعه‏اى منحط و رو به عقب، سیماى تابناك شهید رخ نماید. شهداى جهادهاى نبى ‏اكرم ‏صلى الله علیه و آله و امام على‏علیه السلام شاهد این ادعاست. البته مرحوم شریعتى بدین موضوع پرداخته است كه در جاى دیگر بدان اشاره مى‏كنیم.

یكى از بهترین و حیات بخش‏ترین سرمایه‏هایى كه در تاریخ تشیع وجود دارد، شهادت است.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 15:20  توسط بهار 1  | 

جناب آقاي نور اله برخوردار عضو ارجمند هيئات مديره كانون صنفي خميني شهر

 خبر درگذشت مرحوم پدر ارجمندتان موجب تاسف وتاثر گرديد اين ضايعه اسفناك را به شما و خاندان گرامي برخوردار از صميم قلب تسليت گفته براي جنابعالي طول عمر وبراي آن مرحوم سعيد علو درجات را از درگاه احديت مسالت مي نماييم

كانون  فرهنگيان اصفهان

     كانون  فرهنگيان نايين

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 10:25  توسط بهار 1  | 

به نام خداوندي كه پرستش جز او را نيست خوشگوار

 

 

بازهم بوي انتخابات مي آيد و روحيه ي مردمداري و عدالت مداري درمشام جان قدرت مداران هنرپيشه اي 

 

 

  الحق كه گذشتگان چه نيك گفته اند:«سياست پدر و مادر ندارد

 

بازهم بوي انتخابات مي آيد و روحيه ي مردمداري و عدالت مداري درمشام جان قدرت مداران هنرپيشه اي  كه دست ارباب سينما و تئاتر را درايفاي نقش هاي گوناگون آن هم با ديالوگ هايي  كه كلام حافظ و سعدي را سرافكنده مي نمايد، از پشت بربسته و هر دم در لباسي خوش نگار، زين بر پشت اسب مراد مي نهند، و در ميدان توهمات و تصورات خلق الله، چنان مي تازند كه خر لنگ انتظارات ريز و درشت عامه هرگز به سمند تيز تگ تمنيات آن ها نخواهد رسيد.

هنر اين ساحران عرصه ي سياست و رياست، چنان در لفافه ي شمايل آراسته ي ايشان، حجاب خوش نمايي  بر چهره كشيده كه هيچ غواصّ كارآمدي نتواند مرواريد غرض را در صدف خوش ظاهر ايشان صيد نمايد.

به راستي كدام هنروران مي توانند آن چنان ناستوده هاي عالم را درچشم خلق الله ستوده نمايند كه حتي پولادمردان عرصه ي ورزش و رقابت هاي جسمي را كه عمري به پرورش تن گذرانده و روح پهلواني را درخود پرورانده، پورياي ولي بودن و تختي شدن را به طرفة العيني پشت پا زده و به جرگه ي اين از مابهتران درآيند تا با نام ملت به ثروت بربام قدرت برآيند...

بگذريم، اي معلمان! اي تشكل هاي صنفي فرهنگيان!

بيش ازاين بازيچه قرارنگيريد و باز هم فريب خوش رقصي هاي اين نوابغ را نخوريد و ابزار دست يابي آن ها به مطامع نامحمودشان نباشيد. اگرشما به واقع، معلم باشيد مي توانيد با توسل به اصول انسان ساز دين مبين اسلام  و تشخيص سره از ناسره، به احياي ارزش هاي بنيادين انقلاب اسلامي بپردازيد و بسترساز ايراني قدرتمند و اهتزازگر درفش جمهوري اسلامي بر بام انديشه هاي بشري گرديد.

البته اگرمعلم باشيد.

به نقل از: فرهنگستان  

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:40  توسط گروهی از معلمین  |  3 نظر
 |+| نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 11:34  توسط بهار 1  | 
+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 0:24  توسط گروهی از معلمین  |  2 نظر

  به نام خداوند جان وخرد

گزارش تحليلي شوراي هماهنگي تشكل هاي معلمان سراسركشور دولتمردان، نمايندگان، فرهنگيان

     نشست چند باره تشكل هاي صنفي سراسركشور با دولت مردان و نمايندگان  مجلس  شوراي  اسلامي  بار ديگر  بي توجهي  دولت مردان، نمايندگان و مسئولان كشور را نسبت به وضعيت حقوقي، معيشتي، امنيتي، فرهنگي  و ارزشي معلمان   به  اثبات رساند.

    مشكلاتي مانند اجراي قانون مديريت خدمات كشوري و نوشتن آيين نامه ي اجرايي آن، رفع  كسري بودجه سال 87 آموزش و پرورش،  رفع توقيف قلم معلم، به رسميت شناختن تشكل هاي صنفي سراسر كشور  و شوراي هماهنگي معلمان ايران، توجه به حق مسكن همه فرهنگيان،  بيمه كارآمد،  كمك هزينه هاي  نقدي  و غير نقدي، توجه به معيشت فرهنگيان تا بالاي خط فقر، توسعه فكري و آزادي هاي فردي و گروهي، رعايت حقوق شهروندي  و اجراي قوانين مصوب در مجلس شوراي اسلامي،  شوراي عالي آموزش و پرورش  و سازمان هاي جهاني حقوق بشر، اتحاديه جهاني معلمان و توجه به رفع مشكلات حقوقي و قضايي هزاران معلم در سراسر كشور كه هر روز به بهانه هاي مختلف احضار مي شوند و احكام متفاوتي براي آنان صادر مي گردد، پرداختن به مسائل زير بنايي و علمي، تغييرات بنيادي و توسعه همه جانبه آموزش و پرورش، تحول در انديشه هاي فكري و فلسفي  مسئولان و مديران ارشد، پاكسازي ستادهاي اجرايي واتاق هاي تصميم گيري ازمردان متحجر، فرصت طلب، ساده انديش، رياكار، متملق، قدرت طلب و مصلحت انديش و استاندارد سازي همه جانبه آموزش وپرورش در زمينه  فضاها ي آموزشي، تربيتي، آزمايشگاهي، كارگاهي از جمله مسائلي است كه كانون هاي صنفي و تشكل هاي معلمان سراسر كشور نگران آن هستند.

    عدم حضور كافي نمايندگان مجلس در جلسه روز سه شنبه6/آذرماه/86 تشكل هاي صنفي معلمان سراسر كشور با وجود دعوت رسمي آنان نشان از فشارهاي زيادي است كه از طرف نيروهاي خاص بر آنان وارد شده و استقلال مجلس و نمايندگان را به خطر انداخته است.

    ما نمايندگان معلمان  سراسر  كشور  از اعتبار افتادن  مجلس هفتم  و ترس حاكم  بر فضاي  مجلس را  نشانه  باور نداشتن دولت مردان و برخي نيروهاي خاص به سخنان امام خميني (ره ) مي دانيم كه فرمودند:  "مجلس در راس امور است "  و  " مجلس عصاره ملت است " .

   نمايندگان تشكل هاي صنفي معلمان سراسر كشور براي چندمين بار  باور كردند كه فضاي حاكم بر مجلس فضايي نيست كه نمايندگان بتوانند استقلال خود را حفظ كنند و از مصونيت سياسي خود براي دفاع از حقوق مردم و اقشار مختلف از جمله معلمان كشور استفاده نمايند. نمايندگاني كه قدرت شركت در جلسه اي با نمايندگان معلمان انقلابي و تشكل هاي صنفي را نداشته باشند چگونه مي توانند از ارزش ها و آرمان هاي انقلابي ملت ايران دفاع نمايند؟

   اگرچه معلمان به اين باور رسيده اند كه بعضي از نمايندگان و كيل الدوله شده اند  و به قسمي كه در مجلس براي دفاع از وزيري كه مدافعان اونيزباورش نداشتند  ومجبوربه استعفايش  نمودند، اعتباري قايل نشدند.

 خبر استعفاي وزير آموزش و پرورش كه كانون هاي صنفي در همه بيانيه هاي خود خواستار آن بودند نشانه ی  شناخت درست معلمان از وضعيت آموزش و پرورش و نيروهاي حاكم بر آن است، كه معلمان قدرت واقعي و حقيقي خودراشناخته اند وباتفكر ات صنفي و سازماني ازحقوق خود دفاع خواهند كرد وپيگير مطالبات صنفي، سياسي وفردي  خود خواهند بود.

     ما به سرپرست جديد آموزش و پرورش توصيه مي كنيم كه از تكرار اشتباهات وزراي دولت هاي گذشته  پرهيز كند و با شيوه ي  خاص و مشخص به سازماندهي وضعيت موجود و حركت به سمت آموزش پرورش استاندارد، علمي،  توسعه يافته،  مدرن، با فلسفه اي هماهنگ از تاريخ ايران و هويت ملي و تلفيق آن با فرهنگ اسلام و جهان، كشتي طوفان زده آموزش و پرورش ايران را رهبري كند، و از تقليد كوركورانه اطاعت متحجرانه، مصلحت انديشي سازشكارانه، سياست بازي هاي گروه گرايانه و شعارهاي خود خواهانه پرهيز نمايد و با نگاهي ملي به همه نيروهاي متخصص بدون گرايش هاي سياسي خاص كه بنيان  آموزش و پرورش ايران را به خطر انداخته است، با مديريت كلان و رعايت شايسته سالاري، تخصص گرايي، تجربه مداري و ايمان باوري عمل نمايد و از سرمايه بزرگ فكري يك ميليون و صد هزار فرهنگي و معلم  آگاه و فرهيخته جهت شكوفايي ايران عزيز، اعتلاي اسلام و توسعه فرهنگ و تمدن اسلامي -  ايراني  بهره گيرد و تشكيل بانك فرهنگيان، خبر گزاري مستقل آموزش و پرورش، مجلس معلمان ايران و تعاوني شدن صندوق ذخيره فرهنگيان را در دستور كار خود قرار داده و از يك جانبه گرايي به سمت نيروهاي خاص كاملا پرهيز نمايد.

      پيشنهاد مي شود  آقاي عليرضا  علي احمدي،  ورود به حيطه خدمت به 15 ميليون دانش آموز و ميليون ها خانواده ايراني را به بازي نگيرد و اگر توان اين كار بزرگ و خطير را ندارد از پذيرفتن سرپرستي و اداره اين وزرات خانه ي ميليوني پرهيز  نمايد.

    شوراي هماهنگي تشكل هاي  صنفي فرهنگيان سراسر كشور  و كانون هاي صنفي معلمان ايران با توجه  به واقعيت هاي موجود و شناخت كافي  از مشكلات  فراروي  آموزش و پرورش ايران پيشنهاد مي كند دولت و مسئولان آموزش و پرورش  بايد به خواسته هاي عمومي معلمان  كشور  توجه  كنند و موارد زير را در دستور  كار خود قرار دهند.

   

1-  بودجه آموزش و پرورش در سال 87 با كارشناسي  كامل و همه جانبه و بدون كسري  بسته شود  (حداقل 12هزار ميليارد تومان) تا مديران آموزش و پرورش بتوانند بدون دغدغه مالي به آموزش و پرورش و بر نامه ريزي  هاي كلان فرهنگي و زير بنايي اقدام نمايند.

2-   با ايجاد معاونت يا مشاورت كانون هاي صنفي معلمان در وزارت خانه و سازمان هاي آموزش و پرورش سراسر كشور از نظرات معلمان و نهادهاي مدني براي اصلاح و توسعه آموزش و پرورش استفاده نمايند.

3-  از سياسي كاري و يك جانبه گرايي در همه زمينه ها بخصوص انتصاب مديران پرهيز نمايند و بدون ملاحظه كردن مسائل سياسي و جناحي خاص به حل مشكلات آموزش و پرورش بپردازند.

4-  با ايجاد فضاي باز و پذيرش نقد و ارائه پيشنهادات معلمان سراسر كشور به بازسازي، اصلاح، توسعه و تغييرات اساسي وساختاري آموزش و پرورش كمك نمايند.

5-  از سركوب كردن نيروهاي وفادار، تاثير گذار، آگاه و متخصص، انقلابي و شجاع و مومن به آرمان هاي انقلاب و كشور كاملا پرهيز نمايند و شرايط لغو احكام غير قانوني صادر شده از طرف وزارت آموزش و پرورش و دادگاهها ي تخلفات اداري معلمان فعال و اعضاي كانون هاي كانون صنفي سراسر كشور و شوراي هماهنگي را فراهم كنند تا معلمان با خوش بيني و اعتماد به مسئولان و مديران ارشد بتوانند آموزش و پرورش ايران را به شكوفايي لازم برسانند.

6-  همان گونه كه آقاي رئيس جمهور در جمع دانشجويان دانشگاه علم و صنعت اعلام كردند از بودجه اي كه در اختيار دارند به تجهيز همه مدارس كشور بخصوص تجهيز آزمايشگاهها، كارگاهها، كتابخانه ها و رايانه اي كردن مدارس بپردازند  تا با مدرن شدن  مدارس و آماده شدن شرايط لازم آموزش و پرورش جايگاه واقعي خود را بدست آورد.

7-  از ورود و تزريق نيروهاي خاص تحت هر عنواني در مدارس پرهيز شود تا معلمان دركمال آرامش  و اطمينان به فراهم آوردن شرايط معنوي و روحي تلاش هاي علمي خود را مضاعف و مدارس ايران را به مدرسه زندگي، شادابي، علم جويي، خود باوري، اخلاق گرايي و دين باوري تبديل نمايند.

8-  به قوانين مصوب مجلس  شوراي اسلامي، شوراي عالي آموزش و پرورش هئيت دولت و سازمان  هاي جهاني احترام گذاشته و در عمل كردن به قوانين هيچ ملاحظه اي را در نظر نگيرند و بر اجرايي شدن قوانين پافشاري كنند كه از آن جمله به اجرا كردن دقيق لايحه مديريت و خدمات كشوري و نوشتن آيين نامه  اجرايي  و سرعت  بخشيدن به اجراي آن اقدام نماييد.

9-  شرايط حساس  معلمان را  درك و دوماه  پاداش، 176 ساعت ضمن خدمت،  حق مناطق محروم، حق التدريس هاي مصوب، حق مسكن و رساندن حقوق بازنشستگان به بالاتر از خط فقر و ... مطالبات فرهنگيان را با درآمد فوق العاده نفت پرداخت كنيد تا بوي نفت بر سفره هاي معلمان كشور خودي نشان دهد  و اميدي به آينده ايجاد كند.

10-از رياست جمهور محترم و سرپرست آموزش وپرورش مي خواهيم كه طبق قوانين مصوب و دفاع قضايي و حقوقي از معلمان از دادسراي انقلاب بخواهند تا پرونده قضايي اعضاي كانون صنفي معلمان و ديگر معلمان كشور به دادگاه  تجديد نظر استان زير نظر رياست دادگستري استان تهران و مسئول حقوق شهروندي ارجاع شود تا عدالت در اين زمينه به اجرا در آيد و همه پرونده هاي مربوط به معلمان در دادگاههاي تخلفات اداري آموزش و پرورش "كان لم يكن" تلقي شود و حكم برائت براي همه معلمان  فعال در كانون هاي سراسر كشور و شوراي هماهنگي صادر گردد.

   لازم به تذكر است كه همراهي وهمكاري دولت مردان براي حل مشكلات فرهنگيان مي تواند اميد به شركت كردن اين عزيزان را در همه عرصه هاي اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي و انتخابات افزايش دهد.

    با اين اميد كه انتخاب يا عزل بالاترين مقام اجرايي آموزش و پرورش با نظر معلمان كشور صورت گيرد.

 

دبير خانه شوراي هماهنگي

تشكل ها ، كانون ها و انجمن هاي صنفي فرهنگيان

سراسر كشور- آذر۸۶

 |+| نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 22:55  توسط بهار 1  | 
 
  بالا